سرمقاله   نکاتی در مورد وضعیت اقتصادی کنونی جهاننویسنده: بهرنگاز سایت حزب رنجبران ایران

"مردم را می‌کشند و زبان‌شان هم دراز است"

روز چهارشنبه ۱۴ خرداد علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی تلویزیونی به کشته شدن جورج فلوید ، مرد سیاه‌پوستی که در آمریکا توسط پلیس کشته شد، اشاره کرد. او در این سخنرانی در اشاره به سخنان سران دولت آمریکا گفت:”مردم را می‌کشند و زبان‌شان هم دراز است.” این جمله که خصلت نمای نهایت وقاحت خامنه ای است دقیقا وصف حال خود او

در تمام دوران حکومتش و بویژه در ماههای اخیر، در جریان کشتار آبان 98 و کشتار مسافران هواپیمای مسافربری اوکرائینی است. 

طی روزهای گذشته این سخنان خامنه ای به مضمون یک کمپین گسترده برای رسوا کردن وی و رژیم اسلامی ایران تبدیل شده است.در جریان این کمپین یکبار دیگر و به مناسبت اظهارات مزورانه خامنه ای در مورد رویدادهای اخیر آمریکا، پرونده جنایات بی شمار جمهوری اسلامی طی 42 سال گذشته در شبکه های اجتماعی گشوده شده است. جنایاتی که خامنه ای از متهمین ردیف اول آن است. نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر و از آنجمله سازمان عفو بین الملل نیز به این کمپین پیوسته اند. 

قتل عام های دهه 60 در زندانها،اعدام های دسته جمعی در کردستان، کشتار مردم روستاهای قارنا و قلاتان و ایندرقاش و کانی مام سید و….قتل های زنجیره ای،کشتار بهائیان ، کشتار مردم در جریان خیزش های مردمی، در30 خرداد 60،9 خرداد71،تیرماه 78، شهریور 79، خرداد 85، کشتار مردم در جریان خیزش سالهای 88 تا 90 موسوم به جنبش سبز، کشتارهای دیماه 96 و آبان 98، کشتار مداوم کولبران ، کشتار مسافران هواپیمایی مسافربری اوکراین، با شلیک پدافند هوایی سپاه پاسداران،کشتار پناهجویان افغانستانی،اعدام زندانیان سیاسی که طول این سالها هرگز پایانی نداشته اند و بسیاری جنایات دیگر، که ذکر آن تاریخ دردناک پر از آتش و خون جامعه ایران است. مرور این تاریخ در روزهای اخیر به یکی از گسترده ترین کمپین ها در شبکه های اجتماعی بر علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است. 

قتل فجیع جورج فلوید سیاه پوست 46 ساله، جامعه آمریکا را تکان داد و به مثابه جرقه ای آتش یک خیزش بزرگ اجتماعی را برپا نمود . طی مدت کوتاهی به یکباره ملیونها تن از مردم عدالت خواه و حق طلب در بیش از 140 شهر آمریکا به خیابانها آمدند و صدای اعتراض خود را بر علیه سیاستهای راسیستی دولت آمریکا بلند کردند. این حرکت اجتماعی گسترده به سرعت از مرزهای آمریکا فراتر رفت و دهها شهر را در مناطق مختلف جهان در بر گرفت. تنها اشاره به تظاهرات روز شنبه ، در یک روز در چندین شهر بزرگ جهان، نشان از گستردگی این مارش عظیم جهانی بر علیه نژاد پرستی،تبعیض و بی عدالتی دارد. 

روز شنبه هزاران نفر با وجود محدودیت های اعمال شده برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا در بسیاری از شهرهای اروپایی در اعتراض به نژادپرستی و خشونت پلیس علیه سیاهپوستان به خیابانها آمدند. در لندن هزاران نفر از مردم این شهر با تظاهرات در مقابل پارلمان انگلیس نسبت به تبعیض نژادی در آمریکا و سیاستهای راسیستی در سطح جهان شعار دادند. تظاهرات مشابهی در دیگر شهرهای انگلستان برپا شد.هزاران نفر در پاریس، پایتخت فرانسه نیز با وجود دستور پلیس مبنی بر ممنوعیت تظاهرات، در اعتراض به نژادپرستی و برخورد خشونت آمیز پلیس آمریکا و فرانسه با سیاهپوستان به خیابان ها آمدند.معترضان به خشونت پلیس علیه سیاهپوستان و دیگر اقلیت ها در دیگر شهرهای فرانسه از جمله لیل و لیون هم روز شنبه تظاهرات کردند.هزاران نفر از ساکنان برلین، پایتخت آلمان نیز روز شنبه در اعتراض به کشته شدن جورج فلوید تظاهرات کردند. یکی از شعارهای شرکت کنندگان در تظاهرات برلین این بود:«بدون عدالت صلحی در کار نیست» تظاهرات مشابه در شهرهای کلن و دوسلدورف برپا گردید.شهرهای ایتالیا نیز کانونهای پر شور اعتراض به نژادپرستی و سیاستهای راسیستی دولتها بودند . 

هزاران نفر روز شنبه در شهرهای مختلف استرالیا از جمله سیدنی نیز در اعتراض به نژادپرستی تظاهرات کردند. کانادا و شهر تورنتو شاهد یکی دیگر از اعتراضات وسیع روزهای اخیر بود. در سئول، پایتخت کره جنوبی نیز روز شنبه مردم برای دومین روز متوالی در همبستگی با قربانیان نژادپرستی به خیابان ها آمدند. در پایتخت تونس نیز روز شنبه مخالفان نژادپرستی خواستار اجرای «عدالت» به دنبال مرگ جورج فلوید شدند. شرکت کنندگان در این تظاهرات به معضل نژادپرستی در کشور خودشان نیز اعتراض کردند. 

سخنان ضد آمریکائی خامنه ای و دارودسته های دور وبرش نه تنها نتوانست جائی برای وی و رژیمش در این کمپین جهانی دفاع از حقوق پایمال شده سیاه پوستان آمریکا پیدا کند، بلکه به نماد وقاحت خامنه ای و رسوائی رژیمش تبدیل شد. اگر اعتراضات گسترده مردم در شهرهای بزرگ آمریکا بر علیه نژاد پرستی و راسیسم ریشه دار در سیستم حکومتی این کشور ، طغیان خشم مردمی است که از فقر و تبعیض و بی عدالتی و شکاف طبقاتی به جان آمده اند، اگر پشتیبانی مردم در نقاط مختلف جهان از این اعتراضات، نماد همبستگی بین المللی انسانهائی است که ننگ نژاد پرستی را بر نمی تابند، ضد آمریکائی گری خامنه ای و رژیم جنایتکارش هیچ جائی در این مارش جهانی ندارد. اشک تمساح ریختن خامنه ای که دستش به خون دهها هزار تن از مردم حق طلب ایران آغشته است، برای قتل جورج فلوید، ریاکاری رسوائی است که خریداری ندارد.

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • راز موفقیت - ژوان وایس Open or Close

    راز موفقیت

    "یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد.
    لبخندی زد و گفت:
    موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم
    دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
    دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

    دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
    سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم
    دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

    آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
    اهدافم
    رویاهایم
    ایده هایم و
    سرنوشتم

    روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
    روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
    هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد.
    نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.""

    ژوان وایس

  • سروده‌ای از شفیعی کدکنی Open or Close

     هیچ میدانی چرا چون موج

    در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

      زان که بر این پرده ی تاریک،

                 این خاموشی نزدیک،

                           آنچه می خواهم نمی بینم،

                          و آنچه می بینم نمی خواهم.

  • دین از نظر ژان پل سارتر Open or Close

    دین چیست؟

    عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
    اینطور نیست!
    دین یک صنعت است.
    صاحبى دارد.
    به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى
    و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
    مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول
    در آن جابجا میشود.
    هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود.
    این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند.
    دین یک دستگاه نشر اکاذیب است.
    دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.
    مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند
    و در آن دنیا از عقوبت این درست مثل مافیا است.
    نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت
    قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده مالیات میگیرد
    پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
    دین شراب ناب نیست
    متانول است که مستی میدهد، اما به قیمت کوری

    ژان پل سارتر

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • از نیچه Open or Close

    از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید. از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد ولی هرکز آن را نخوانده است...!!

    (نیچه)

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!