تحمیل اراده آمریکا و اسرائیل بر جهان
فشار واشنگتن و اسرائیل به دادگاه جنایی بین المللی
ظاهرا که هیچ محدودیتی برای آمریکا و اسرائیل جهت ارتکاب جنایت و فرار از قانون، بدون عواقب وجود ندارد. آمریکا جنگ اقتصادی ویران‌کننده ای را علیه ایران، و ونزوئلا براه انداخته، درحالی‌که چین را نیز برای بحران جهانی بهداشت گناه‌کار قلم‌داد می‌کند، اما مایل نیست پاسخ‌گوی دلیل خروج خود از سازمان

جهانی بهداشت باشد و کمکی بکند. اسرائیل هم که با گرفتن چراغ سبز از دولت ترامپ در همین حال در صدد است در ماه ژوئیه، بطور غیرقانونی بخش‌های مهمی از کرانه باختری فلسطین را ضمیمه کند، و هیچ‌کسی در اروپا یا جای دیگری حتی علاقه ای ندارد که اقدام به تحریم‌های جدی بکند تا شاید منجر به تعویق این تصمیم شود. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، صاف و ساده گفته است که باقی فلسطینی هایی که ضمیمه خواهند شد، شهروند اسرائیلی به‌حساب نمی آیند- آن‌ها درعوض بدون هیچ حقوق یا امتیازات تضمین شده ای «مطیع» دولت خواهند شد.
مؤسسه آمریکایی کُلا به این قاعده کلی پای‌بند است که آمریکا و اسرائیل باید در رفتار و برخورد با کشورهای دیگر در حوزه های نفوذ مربوط به خود «دست آزاد» را داشته باشند. این بطور مؤثر بمعنای کنترل این روایت است که آمریکا و دولت یهودی همیشه بنظر می‌رسد که قربانی رفتار غیراصولی کشورهای دیگرند و هم‌چنین جوی ایجاد می‌کنند که در آن هیچ چالش قانونی مؤثری نسبت به اقدامات تهاجمی آن‌ها وجود نداشته باشد.
در واقع، دادگاه جنایی بین المللی (آی سی سی) در لاهه (۲)، آن سازمانی است ‌که بویژه جهت برخورد با مشکلات و موضوعاتی هم‌چون جنگ‌های تهاجمی و پاک‌سازی قومی ساخته شده، است، اما بطورخاص توسط هردو، واشنگتن و اورشلیم هدف قرار گرفته تا منکر هرگونه صلاحیت در موقعیت هایی گردد که هرکدام از این کشورها درگیر باشد. نه اسرائیل و نه آمریکا، دادگاه جنایی بین المللی را بدلیل آشکاری که آن‌ها منشا عمده انگشت‌نمای ناقضان حقوق بشر و قوانین بین المللی هستند، برسمیت نمی شناسند. اسرائیل بویژه نگران جنایات جنگی بی‌شمار خود است، ازجمله، نقض کنوانسیون چهار ژنو، که قدرت اشغال‌گر را از «انتقال مستقیم یا غیرمستقیم بخش‌هایی از جمعیت  شهروندان غیرنظامی خود را به سرزمین‌های اشغالی، یا اخراج یا انتقال همه و یا بخش‌هایی از جمعیت قلمرو اشغال شده را در درون یا بیرون این سرزمین قدغن می‌کند» .
درواقع، اخیرا دادگاه جنایی بین المللی توسط هردو، دولت ترامپ و کنگره هدف قرار گرفته است (۳). دو هفته قبل، یک گروه ۶۹ نفر از سناتورهای آمریکایی از هر دو حزب دمکرات و جمهوری‌خواه، نامه ای (۴) به وزیر امور خارجه، مایک پمپئو ارسال کردند که «سیاسی کردن خطرناک دادگاه» را محکوم کردند، که «بطور ناعادلانه اسرائیل را هدف قرار می‌دهد». سناتورها به پمپئو اصرار ورزیدند که به «حمایت شدید خود از اسرائیل در مقابله با امکان افزایش تحقیقات و پیگردهای قانونی توسط دادگاه جنایی بین المللی» را ادامه دهد. این نامه شامل این ادعا است که «اقدامات کنونی در حال انجام می‌تواند منجر به پیگرد قانونی شهروندان اسرائیلی گردد…» ‌حتی اگر چه که «دادگاه جنایی بین المللی در این مورد از صلاحیت قانونی بهره مند نباشد».
این ادعا که دادگاه جنایی بین المللی صلاحیت ندارد، در بهترین حالت مشکوک است،  زیرا که «دولت فلسطین» از مقام ناظر برخوردارست و عضوی از از نهادهای بین المللی در سازمان ملل است. فلسطین هم‌چنین امضاء کننده قانون یا سند رُم (۵) است که دادگاه جنایی بین المللی را تأسیس کرده است. پیش‌بینی می‌شود که نامه سنا توسط استر کورز، مدیر قانوگذاری کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیل -ایپک (۶) نوشته شده باشد، که بانفوذترین گروه حامی اسرائیل در آمریکاست. نامه مشابه (۷)  دیگری نیز در مجلس نمایندگان دست بدست می‌شد، که با انتقاد از نیت دادگاه جنایی بین المللی جهت تحقیق در مورد جنایات جنگی آمریکا در أفغانستان است، که به «مشکل آمریکا» نیز اضافه می‌کند. این نامه، ۲۶۲ امضاء دریافت کرد.
با پیش‌روی تهدید به منافع اسرائیل، کنگره آمریکا مدت‌هاست که امنیت و سایر کمک‌ها به مقامات فلسطین را مشروط کرده، و همه کمک‌ها را معلق می‌کند «چنان‌چه فلسطینی ها نخستین گام را جهت یک دادگاه بین المللی جنایی بردارند، و به مقامات قضایی اجازه تحقیق دهند، یا فعالانه از چنین تحقیقاتی حمایت کنند که شهروندان اسرائیلی را جهت جنایات ادعاشده علیه فلسطینی ها مورد تحقیق قراردهند ». ازآن‌جایی‌که ترامپ عملا درواقع و تقریبا همه کمک‌ها، ازجمله کمک‌های بشردوستانه به پناهندگان را قطع کرده است، مجازات برای رفتن به دادگاه بین المللی کیفری ضرورتا دادخواهانه است و فسلطینی ها باید متعاقبا شکایت خود را به پیش ببرند تا کوششی جهت شکست یا برهم زدن جدول برنامه زمانی الحاق سرزمین‌های آن‌ها به اسرائیل گردد.
نامه سناتورها با انتشار اخطار پومپئو به دادگاه بین المللی کیفری هم‌راه شد که بر اسرائیل متمرکز شده بود، اما واضح بود که قبلا تصمیم گرفته شده بود که مانع هرگونه تلاشی جهت بررسی جنایات آمریکا در افغانستان گردد (۸). او مدعی شد که دادگاه جنایی بین المللی یک مؤسسه سیاسی است، نه یک نهاد قانونی قضایی، و دادستان کل، فاتو بنسودا (۹) را به تحقیقات نفرت انگیز در مورد «جنایات جنگی اسرائیل در غزه، کرانه باختری و شرق اورشلیم» متهم کرد. شکایت پومپئو به موازات نامه سناتورها بود، که احتمالا تصادفی نیست، در این ادعایی‌که دادگاه صلاحیت ندارد و فلسطینی‌ها «حاکمیتی مستقل» نیستند و بنابراین، در وهله اول فاقد جای‌گاهی جهت رفتن به دادگاه هستند.
و بالاخره، پومپئو با یک تهدید، نتیجه گیری کرد که: «دادگاهی که تلاش می‌کند قدرت خود را در خارج از صلاحیت خود بکار گیرد، یک ابزار سیاسی است که باعث به سخره گرفتن قانون و روند ناشی از آن می‌گردد. اگر دادگاه بین المللی جنایی هم‌چنان به روند فعلی خود ادامه دهد، ما عواقب تحمیلی دقیقی را پی‌می‌گیریم».
اسرائیل هم مانند آمریکا ادعا کرده است، که مطیع « دادرسی» دادگاه بین المللی جنایی نیست، زیرا که دارای یک سیستم دادگاهی است که عمل می‌کند، و قادر به مجازات جنایت‌کاران جنگی است. البته، حقیقت این‌ست‌که اسرائیل چنین کاری را نمی‌کند و آمریکا هم تنها زمانی‌که شرمنده و تحقیرشود، این‌کار را انجام می‌دهد. تازه ترین جنایت‌کار جنگی آمریکایی توسط دادگاه های نظامی محکوم، اما بعدا توسط یریزدنت ترامپ مورد عفو قرار گرفت، و حتی وی به جشن در کاخ سفید دعوت شد و مورد تقدیر قرار گرفت.
دادستان کل، فاتو بنسودا در نوامبر سال ۲۰۱۷ اطلاع داد که او به تحقیقات خود مبنی بر جنایات جنگی ادعاشده در أفغانستان اقدام می‌کند. دولت ترامپ با ابراز خشم و با انتقاد از دادستان کل، فاتو بنسودا در تویتر خود، ویزای وی به آمریکا را لغو نمود، و تهدید به اقدام قانونی علیه وی، کارمندان و حتی قضات دادگاه جنایی بین المللی کرد. کاخ سفید اخطار داد که حتی اگر دادگاه بین المللی جنایی جرأت کند و یک شهروند آمریکایی را بازداشت نماید، آمریکا از نیروهای نظامی جهت نجات وی استفاده می‌کند. ترامپ، پمپئو و جان بولتون دادگاه جنایی بین المللی را سیاسی، فاسد، غیرمسئول، غیرقابل توصیف و فاقد‌ شفافیت، و بنابراین غیرقانی خواندند». این انتقاد که به اندازه کافی عجیب و غریب است، درست مانند توصیف دقیقی می‌باشد که نشان‌گر خود دولت ترامپ است.
فاتو بنسودا، که در گذشته درمورد مقابله با جنایات اسرائیل فاقد شهامت بود و به راحتی می‌ترسید (۱۰)، اکنون گزارش شده که به شکایت فلسطین رسیدگی می‌کند. وی هم‌چنین نیز مجاز به رسیدگی به تحقیق جنایات آمریکا در افغانستان شده است. اگر قرارست که یک دادگاه واقعی باشد، می‌توان سیاست‌مداران عالی‌رتبه، مقامات، و نظامیان از هردو، اسرائیل و آمریکا را جهت بازجویی احضار کرد. و اگر احضارها نادیده گرفته شوند که احتمال هم دارد، دادستان می‌تواند حکم بازداشت جهانی صادر نماید، و این بمعنای این‌ست‌که اگر آن‌ها به هرکدام از ۱۲۳ کشورعضوی بروند که سند رُم را امضاء کرده اند، آن‌ها را می‌توان دست‌گیر و به دادگاه استرداد نمود. بنابراین، باید توقع داشته باشیم که هردو، آمریکا و اسرائیل هم‌چنان به تهمت زدن و بدگویی های خود درمورد دادگاه جنایی بین المللی ادامه دهند، که شامل پاسخ و تهدیدهای مسلحانه از طرف واشنگتن هم می‌شود. حمله به لاهه ممکن‌ست که در دنیای واقعی غیرقابل تصور باشد، اما سه سال گذشته نشان داده است که دونالد ترامپ تقریبا قادر به انجام هرکاری‌ست. تا آن‌زمان، می‌توان امید داشت که دادستان کل، فاتو بنسودا هم‌چنان بکار خود جهت افشای جنایات آمریکا و اسرائیل ادامه دهد که هم‌چنان در هردو، فلسطین و افغانستان مرتکب جنایت می‌شوند. شاید افشاء و شرم‌ساری آمریکا و اسرائیل در یک دادگاه عمومی بسیار مرئی و بسیار محترم تنها چاره برای بیدار کردن شهروندان آن دو کشور نسبت به جنایات وحشتناکی باشد که بنام آن‌ها انجام داده شده، می‌شود، و هم‌چنان ادامه دارد.

درباره نویسنده:
فیلیپ ام. جرالدی، دارای دکتری و مدیر اجرایی شورای منافع ملی، یک بنیاد آموزشی است  که کمک‌های مالی به آن، مالیات را کاهش می‌دهد. این مؤسسه بدنبال سیاست خارجی است که مبتنی بر منافع بیش‌تردر خاورمیانه باشد.
نوشته: فیلیپ جرالدی
برگردان: آمادور نویدی
عمل‌کرد خارج از قانون: واشنگتن به دادگاه جنایی بین المللی فشار می آورد

مجله هفته

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • از نیچه Open or Close

    از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید. از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد ولی هرکز آن را نخوانده است...!!

    (نیچه)

narges

sima

tahrif

gorg

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!