سرمقاله   نکاتی در مورد وضعیت اقتصادی کنونی جهاننویسنده: بهرنگاز سایت حزب رنجبران ایران

واکنش جهانی به تصمیم ترامپ برای تحریم کارکنان دیوان کیفری بین‌المللی

اتحادیه اروپا و نهادهای حقوق بشری از تحریم آمریکا علیه دادگاه کیفری بین‌المللی انتقاد کردند. آمریکا تهدید کرده در صورت ادامه تحقیقات دیوان کیفری لاهه علیه فعالیت سربازانش در افغانستان، این نهاد را تحریم خواهد کرد.
دادگاه بین‌المللی کیفری در لاهه روز جمعه ۲۳ خرداد (۱۲ ژوئن) در واکنش به تحریم‌های

وضع شده آمریکا علیه کارکنان این نهاد اعلام کرد این تحریم‌ها “غیرقابل قبول” است و تاثیری روی احکام دادگاه کیفری بین‌المللی نخواهد گذاشت.
دادگاه بین‌المللی کیفری در لاهه همچنین گفته است به‌رغم تحریم‌هایی که دونالد ترامپ علیه این دادگاه وضع کرده به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
رئیس جمهوری آمریکا، روز پنج‌شنبه ۲۲ خرداد (۱۱ ژوئن) طی حکمی اعمال تحریم علیه مقامات دادگاه کیفری بین‌المللی در لاهه را به دلیل تحقیقات در مورد احتمال ارتکاب جنایات جنگی نیروهای آمریکایی در افغانستان را تصویب کرد.
ترامپ مقامات این دادگاه بین‌المللی را تهدید كرد که اگر بدون رضایت واشنگتن در باره عملکرد سربازان آمریكایی در افغانستان تحقیق كنند، از سوی آمریکا تحت مجازات‌های اقتصادی قرار خواهند گرفت.
کاخ سفید همچنین اعلام کرد که بر اساس این حکم دارایی‌های مقامات این دادگاه بین‌المللی در آمریکا مسدود می‌شوند. در این حکم همچنین رئیس جمهوری ایالات متحده محدودیت صدور ویزای ورود به آمریکا را برای این مقامات و وابستگان آنها تصویب کرده است. در این حکم آمده است که ” ایالات متحده تمام اقدامات لازم را برای محافظت از شهروندان و متحدان خود در برابر آزار و اذیت غیرقانونی این دادگاه انجام خواهد داد”.
اتحادیه اروپا و فعالان حقوق بشر هم  اقدامات دولت آمریکا را علیه دادگاه عالی کیفری لاهه محکوم کردند.
مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که دولت این کشور اجازه نمی‌دهد آمریکایی‌ها توسط این “شبه دادگاه” تهدید شوند.
مارک اسپر، وزیر دفاع آمریکا هم گفته است حکم دونالد ترامپ برای تحریم دیوان کیفری لاهه در حمایت از شهروندان این کشور بوده و استقلال و امنیت کشور را تضمین می‌کند. وزیر دفاع آمریکا گفته است اعضای ارتش در این دادگاه حضور پیدا نخواهند کرد.
سازمان‌های حقوق بشری هم از تصمیم دولت دونادل ترامپ انتقاد کردند. ریچار دیکر از سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفته است، بستن حساب‌های بانکی و ممنوعیت سفر برای افرادی در نظر گرفته شده‌اند که حقوق بشر را نقض می‌کنند نه آنهایی که این افراد را به دادگاه می‌کشند.
یورگن شور از فدراسیون جهانی جامعه‌های حقوق بشر تحریم‌های آمریکا را “جنجالی” توصیف کرده و آن را تضعیف کننده قوانین بین‌المللی دانسته است.
جوزپ بورل، هماهنگ‌کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم در واکنش به تحریم آمریکا علیه دادگاه کیفری لاهه انتقاد کرده و گفته است تحریم‌های اعلام شده نگرانی جدی را برانگیخته است.
پیشینه تحقیقات در باره افغانستان
علت شروع تحقیقات دادگاه کیفری بین‌المللی احتمال وقوع جنایات جنگی در افغانستان است. دیوان کیفری بین‌المللی لاهه در ماه مارس سال جاری (حدود سه ماه پیش) طی حكمی اعلام کرد كه تحقیقات در مورد احتمال ارتکاب جنایات جنگی در افغانستان می‌تواند در باره  كارمندان سازمان امنیت آمریکا، سازمان سیا،  نیز انجام شود. دادستان این دادگاه همچنین اعلام کرد ممکن است به طور رسمی درباره جنایات جنگی احتمالی در زندان‌های مخفی نیروهای مسلح ایالات متحده در خارج از افغانستان در لهستان، رومانی و لیتوانی نیز تحقیق شود.
آمریکا ولی تحقیقات دادگاه کیفری بین‌المللی لاهه را قبول ندارد و تهدید کرده است که در صورت ادامه این تحقیقات، این نهاد را تحریم خواهد کرد.
دیوان کیفری بین‌المللی لاهه در سال ۲۰۰۲ میلادی راه اندازی شد. وظیفه این دادگاه عالی بررسی و تحقیق در باره جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسل‌کشی در جهان است.  ایالات متحده عضو این نهاد نیست و آن را به رسمیت نمی‌شناسد و سال‌ها است که با این دیوان مخالف کرده است. آمریکا دیوان لاهه را به انجام “تحقیقات با انگیزه‌های سیاسی” متهم می‌کند.
مقامات دادگاه بین‌المللی کیفری ولی استدلال کردند افغانستان و کشورهای اتحادیه اروپا (لهستان، رومانی و لیتوانی) عضو این نهاد بین‌المللی قضایی هستند و به این خاطر آنها می‌توانند “جنایات احتمالی شهروندان آمریکایی در افغانستان” را پیگیری کنند.
۱۲۳ کشور در دادگاه کیفری لاهه عضو هستند.

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • راز موفقیت - ژوان وایس Open or Close

    راز موفقیت

    "یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد.
    لبخندی زد و گفت:
    موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم
    دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
    دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

    دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
    سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم
    دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

    آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
    اهدافم
    رویاهایم
    ایده هایم و
    سرنوشتم

    روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
    روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
    هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد.
    نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.""

    ژوان وایس

  • سروده‌ای از شفیعی کدکنی Open or Close

     هیچ میدانی چرا چون موج

    در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

      زان که بر این پرده ی تاریک،

                 این خاموشی نزدیک،

                           آنچه می خواهم نمی بینم،

                          و آنچه می بینم نمی خواهم.

  • دین از نظر ژان پل سارتر Open or Close

    دین چیست؟

    عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
    اینطور نیست!
    دین یک صنعت است.
    صاحبى دارد.
    به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى
    و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
    مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول
    در آن جابجا میشود.
    هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود.
    این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند.
    دین یک دستگاه نشر اکاذیب است.
    دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.
    مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند
    و در آن دنیا از عقوبت این درست مثل مافیا است.
    نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت
    قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده مالیات میگیرد
    پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
    دین شراب ناب نیست
    متانول است که مستی میدهد، اما به قیمت کوری

    ژان پل سارتر

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • از نیچه Open or Close

    از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید. از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد ولی هرکز آن را نخوانده است...!!

    (نیچه)

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!