.....

--------------------------------------------------------

بایدن هم پیروز شود، لغو تحریم‌ها سریع و آسان نیست

آبرامز در گفت‌وگویی با پایگاه خبری «نشنال نیوز» که روز دوشنبه پنجم آبان منتشر شده گفت: «کسانی که معتقدند یک رییس‌جمهور بایدن می‌تواند در ژانویه به دفتر [ریاست‌جمهوری] بیاید و در روز دوم یا سوم همه تحریم‌ها از بین خواهد رفت، خواهند فهمید که حتی اگر آنها [دموکرات‌ها] بخواهند این کار را انجام دهند، عملی نیست.»

او به ساختار تحریم‌های جامع علیه ایران اشاره کرد و افزود این تحریم‌ها «برای مدتی» ادامه خواهد داشت.

آبرامز همچنین گفت برخی از تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی [۱۳۵۷ خورشیدی] وضع شده و ارتباطی با برنامه‌ هسته‌ای ایران ندارند.

او اضافه کرد: «در برخی از این موارد، ما تحریم‌ها را تحت اختیارات ضد تروریسم اعمال می‌کنیم… برای لغو این تحریم‌ها نیاز به بیان این است که ایران در حمایت از ترور دخیل نیست. چگونه چنین چیزی را رد می‌کنید؟ نه، رد نمی‌کنید.»

این اظهارات در حالی است که در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، رابرت اوبرایان،‌ مشاور امنیت ملی رییس‌جمهور آمریکا،‌ گفته کشورش قصد دارد «اقدامات بازدارنده بیشتری» علیه جمهوری اسلامی به کار ببرد.

آبرامز در ادامه تاکید کرد هر توافقی با ایران باید «رفتارهای منطقه‌ای» و «برنامه موشکی» این کشور را نیز در بر بگیرد.

هر معامله تسلیحاتی با ایران تحریم می‌شود

آبرامز همچنین شکست کشورش مقابل ایران در زمینه تمدید تحریم‌های تسلیحاتی را رد کرد و گفت: «ایرانی‌ها قبل از ادعای پیروزی باید ببینند که اگر انتقال سلاح انجام دهند، چه اتفاقی می‌افتد.»

او چشم‌انداز فروش سامانه موشکی اس-۴۰۰ روسیه به ایران را «غیرممکن» خواند.

آبرامز در این زمینه به فعال شدن «مکانیسم ماشه» و ادامه تحریم‌های تسلیحاتی اتحادیه اروپا علیه ایران اشاره کرد و گفت: «برای ایران بسیار سخت خواهد بود. بر اساس تخمین ما، تاثیر تحریم‌های ما توانسته است آنها را از ۱۵۰ میلیارد دلار محروم کند.»

این مقام آمریکا افزود: «هنگامی که ترکیه اس-۴۰۰ را خریداری کرد، ۲/۵ میلیارد دلار پول نقد به روس‌ها پرداخت کرد، من فکر نمی‌کنم که شما شاهد این نوع معاملات باشید، زیرا ایران واقعا چنین پولی ندارد.»

او اشاره کرد حتی اگر این قرارداد و انتقال سلاح بخواهد صورت گیرد،‌ قابل تحریم خواهد بود.

آبرامز اضافه کرد: «در چنین معامله‌ای می‌توانیم همه افراد را در طول مسیر تحریم کنیم. کسانی که می‌فروشند، کسانی که مذاکره می‌کنند، کسانی که کشتی می‌فرستند، سرمایه‌گذاری می‌کنند، کسانی که خدمات ارائه می‌دهند.»

آبرامز همچنین گفت کشورش ارسال موشک‌های دوربرد به ونزوئلا از سوی تهران را نیز تحمل نخواهد کرد.

انتخابات آزاد باشد،‌ رژیم ایران رفتنی‌ست

نماینده ویژه آمریکا در ادامه ابراز امیدواری کرد در صورت پیروزی بایدن،‌ او از اهرم‌های نفوذی که ایالات متحده علیه رژیم ایران دارد، استفاده کند.

آبرامز در این زمینه گفت: «رژیم [ایران] چالش‌های عظیمی دارد، ارزش ریال در حال سقوط است… رژیم می‌داند اگر انتخابات آزاد داشته باشد، از بین می‌رود و می‌داند که نمی‌تواندچهار سال دیگر تحریم‌هایی که ما اعمال کرده‌ایم را تحمل کند. آنها باید مذاکره کنند .»

مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز واکنشی به این اظهارات نشان نداده‌اند اما پیش از این گفته‌اند برایشان فرقی نمی‌کند کدام نامزد در انتخابات آمریکا پیروز شود. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی،‌نیز بر ممنوعیت مذاکره با دولت ترامپ تاکید کرده است./ ایران اینتر نشنال

معرفی کتاب‌های تحقیقی و داستان

برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید
برای مطالعه در اینجا کلیک کنید

مائوتسه‌دون:

کسی که از دو شقه شدن نترسد،
قیصر را از اسب به زیر می‌کشد
غلامرضا پرتوی- ویروس کرونا
  
غلامرضا پرتوی- جبهه ضد فاشیستی   

 

 

چند تجربه‌ی تاریخی پرولتاریا

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • تصور کُن.... Open or Close

    تصور کُن....
    تصور کن ھيچ بھشتي وجود نداشت
    آسان است اگر بخواھی
    زير پايمان ھيچ جھنمي نبود
    و بالاي سرمان فقط آسمان بود
    تصور کن تمام مردمان دنيا
    فقط براي امروز زندگي مي کردند
    تصور کن ھيچ کشوري وجود نداشت
    تصورش سخت نيست
    چيزي براي کشتن و کشته شدن وجود نداشت
    و ھيچ ديني ھم نبود
    تصور کن تمام مردمان دنيا
    در صلح زندگي مي کردند
    شايد مرا خيال پرداز بخواني
    ولي من به تنھايي اينطور فکر نمي کنم
    در آرزوي روزي ھستم که تو نيز به ما بپيوندي
    و دنياي ھمه ما يکي شود
    تصور کن ھيچ مالکيتي وجود نداشت
    بعيد مي دانم بتواني
    حرص و طمع وجود نداشت و البته ھيچ گرسنه اي
    و انسان ھا برادرگونه مي زيستند
    تصور کن تمام مردمان دنيا
    تمام دنيا را با ھم قسمت مي کردند
    شايد مرا روياپرداز بخواني
    ولي من به تنھايي اينطور فکر نمي کنم
    در آرزوي روزي ھستم که تو نيز به ما بپيوندي
    و دنياي ھمه ما يکي شود.

    جان لنون

  • سروده‌ای از شفیعی کدکنی Open or Close

     هیچ میدانی چرا چون موج

    در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

      زان که بر این پرده ی تاریک،

                 این خاموشی نزدیک،

                           آنچه می خواهم نمی بینم،

                          و آنچه می بینم نمی خواهم.

  • دین از نظر ژان پل سارتر Open or Close

    دین چیست؟

    عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
    اینطور نیست!
    دین یک صنعت است.
    صاحبى دارد.
    به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى
    و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
    مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول
    در آن جابجا میشود.
    هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود.
    این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند.
    دین یک دستگاه نشر اکاذیب است.
    دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.
    مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند
    و در آن دنیا از عقوبت این درست مثل مافیا است.
    نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت
    قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده مالیات میگیرد
    پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
    دین شراب ناب نیست
    متانول است که مستی میدهد، اما به قیمت کوری

    ژان پل سارتر

  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن، دیکتاتوری پرولتاریا و ساختمان سوسیالیسم، در راه است. آماده شویم!