چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۸

 موضوع  تاریخ نگارش
  اسلام و پان اسلامیسم  --- ---
  جنبش سندیکائی در ایران  ترجمه به فرانسه 1922
  کوشش‌های اولیه برای تشکیل اتحادیه‌های کارگری در ایران  31.7.1922
  موقعیت زن ایرانی  منبع آلمانی 27.5.1922

بجز انقلاب ضد سرمایه‌داری راهی نیست

آوتیس میکائیلیان (سلطان‌زاده)

آوتیس میکائیلیان (سلطان‌زاده) در سال ۱۲۶۸ در مراغه به دنیا آمد. سلطان زاده پس از پنج سال درس خواندن در مراغه به دلیل ناتوانی مادرش در پرداخت هزینهٔ تحصیل به ایروان رفت تا در مدرسهٔ ارمنیان وابسته به مرکزیت کلیساهای ارمنیان به نام اچمیادزین تحصیل کند.[۱] میکائیلیان از ۱۸ سالگی در جنبش سوسیال دموکراسی قفقاز شرکت کرد و در سال ۱۹۱۳ عضو جناح حزب بلشویک حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه شد. وی دست کم از سال ۱۹۱۷ در فعالیت اتحادیه های کارگری شرکت کرد و در هنگام وقوع انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، در سن پیترزبورگ فعالیت انقلابی داشت.
سلطان‌زاده از بنیانگذاران حزب عدالت در ایران بود. وی از سال ۱۹۱۹ به عنوان عضو این جریان به آسیای میانه رفت و به تشویق کارگران ایرانی برای پیوستن به ارتش سرخ پرداخت. وی در آوریل ۱۹۲۰ در تاشکند کنفرانس عدالت را برگزار کرد که در آن ۷ هزار ایرانی در تشکیلات حزبی سازمان داده شدند. این کنفرانس زمینه ای برای برگزاری نخستین کنگرهٔ حزب کمونیست ایران به حساب می آمد.
وی به دنبال کنفرانس عدالت در تاشکند، در ژوئن ۱۹۲۰ در بندر انزلی کنگرهٔ مؤسس حزب کمونیست ایران را برگزار کرد و طی آن به دبیر اولی حزب انتخاب شد. سپس به همراه کریم نیکبین و عوض زاده به عنوان نمایندهٔ این حزب در دومین کنگرهٔ کمینترن شرکت کرد و به عضویت هیئت اجرایی کمینترن نیز در آمد.
در جریان اوج اختلافات ایدئولوژیک سیاسی درون حزب کمونیست ایران، ۱۲ نفر از اعضای کمیته مرکزی حزب اخراج می‌شوند که سلطان زاده نیز جزو آن‌ها بود. وی در سال ۱۹۲۱ به عنوان مشاور لنین به سمت ریاست ادارۀ خاور نزدیک در کمیسرهای امور خارجه در مسکو برگزیده شد.
سلطان‌زاده در ۲۵ ژانویۀ ۱۹۲۲ با تصمیم هیئت اجراییۀ کمینترن به عنوان نمایندۀ حزب در کمینترن انتخاب شد، اما در همین زمان در کمینترن به انتقاد سخت از سیاست های شوروی در قبال ایران و حمایت از حکومت رضاخان پرداخت و همچنین همسویی حزب کمونیست ایران با این سیاست را نیز مورد انتقاد قرار داد. به سبب این مواضع، سلطان‌زاده با فشار مقامات شوروی از حزب کمونیست ایران کناره گیری کرد و در انترناسیونال کمونیستی نیز جایگاهی به وی داده نشد.
سلطان‌زاده از این تاریخ تا سال ۱۹۲۷ به عنوان یک اقتصاددان برای شوروی کار کرد و در ایجاد انستیتوی بانکداری شوروی نقش به سزایی داشت. وی همچنین سردبیر مجلۀ بانکداری شوروی را بر عهده داشت. سلطان‌زاده در این سال ها دست کم ۷ کتاب نوشت که از مهم ترین آن ها می توان به ایران معاصر، امپریالیسم انگلیس درایران، نفت و زغال سنگ و کارگران اشاره کرد. همچنین چندین کتاب مارکسیستی از جمله مزد، بها، سود، کار و سرمایه و مانیفست کمونیست تحت سرپرستی او به فارسی برگردانده شد.
سلطان‌زاده در جریان جنبش انقلابی گیلان در موضع مخالف حیدر عمواوغلی قرار داشت که همکاری با میرزا کوچک خان را توصیه می کرد. وی مخالف همکاری با جناح میرزا بود و انجام فوری اصلاحات ارضی را به عنوان نخستین گام از انقلاب اجتماعی در ایران توصیه می کرد. حیدر عمواوغلی وی را به سبب نداشتن پیشینۀ مسلمانی برای رهبری حزب مناسب نمی دانست.
در ارتباط با ارزیابی حکومت رضاشاه نیز، وی را ارتجاعی و واپسگرا ارزیابی می‌کرد و به همین دلیل با مواضع برخی از مطبوعات وقت شوروی که رضاشاه را ملی و ضد امپریالیست معرفی می‌کردند سرسختانه مبارزه می کرد
سلطان‌زاده همچنین در کنگره های دوم (۱۹۲۰)، سوم (۱۹۲۱) و ششم (۱۹۲۸) کمینترن به عنوان نمایندهٔ حزب کمونیست ایران شرکت داشت، و در بحث ها به انتقاد از رهبران کمینترن، از جمله لنین و بوخارین پرداخت.
سلطان زاده دو بار با لنین ملاقات کرده و در رابطه با جنبش انقلابی کشورهای شرقی با وی به طرح مسائلی پرداخته است که مبنای تزهای کمینترن در ارتباط با مسئلهٔ ملی و مستعمراتی قرار گرفته است
سلطان‌زاده در سال ۱۹۳۲ از سوی گولاک‌های نفوذ کرده در حزب کمونیست اتحاد شوروی به مرگ محکوم شد و در ۱۶ ژوئیه ۱۹۳۸ به اتهام جاسوسی برای آلمان تیرباران شد. بسیاری از دغلکاران ضد استالین، مرگ سلطانزاده را نتیجه دیکتاتوری استالین مینمایانند. ولی در همان زمان بین استالین و طرفدارانش و گروه‌های کولاک نفوذ کرده در حزب مبارزه طبقاتی وسیعی بر سر همین مسئله اعدام‌ها در جریان بود.

Go to top