چهارشنبه, ۰۱ اسفند ۱۳۹۷

میوه تاریک
 باغ باران خورده می نوشید نور
 لرزشی در سبزه های تر دوید
 او به باغ آمد درونش تابناک
 سایه اش در زیر و بم ها ناپدید
 شاخه خم می شد به راهش مست
 بار
 او فراتر از جهان برگ و بر
 باغ سرشار از تراوش های سبز
 او درونش سبزتر سرشار تر
 در سر راهش درختی جان گرفت
 میوه اش همزاد همرنگ هراس
 پرتویی افتاد در پنهان او
 دیده بود آن را به خوابی ناشناس
 در جنون چیدن از خود دور شد
 دست او لرزید
 ترسید از درخت
 شور چیدن ترس را از ریشه کند
 دست آمد میوه را چید از درخت

سهراب سپهری

سهراب سپهری در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد و در ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران با زندگی وداع گفت.
او پس از فارغ‌التحصیلی در خرداد ۱۳۲۲ در دورهٔ دوسالهٔ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد.[۴] در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم‌زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان زندگی خواب‌ها منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت.

 

 

 

صلح اضداد است این عمر جهان

جنگ اضداد است عمر جاودان 

Go to top