کرونا، ماهیت نفرت انگیز سرمایه‌داری را بر ملا می‌سازد
بیماری کرونا ٖ(کووید ۱۹) در دسامبر ۲۰۱۹ در چین ظاهر شد و در زمانی کوتاه گوشه و زوایای جهان را درنوردید. بدین کونه اکثریت جمعیت حهان به ویژه طبقه کارگر و زحمتکشان علاوه بر معضل حاکمیت نظام سرمایه‌داری امپریالیستی، با خطر مرگبار دیگری نیز دست به گریبان گردید. سازمان جهانی بهداشت در روز ۱۱ ماه مارس اعلام کرد که حدود ۱۲۰ هزار نفر در بیش از ۱۰۰ کشور به کرونا مبتلا شده اند و  ۴۰۰۰ نفر جان باخته‌اند. این ارقام به هیچ وجه واقعیت ابعاد فاجعه را در آن تاریخ نشان نمیدهد. دولت‌ها واقعیت را پرده پوشی می‌کنند.

پلیس ترکیه ۱۹ نفر را به جرم شایعه وجود ویروس کرونا دستگیر کرد. روز بعد معلوم شد که در ترکیه مبتلایان به این بیماری اندک هم نیستند. در ۱۱ مارس ۱۹۱ نفر امروز ۹۴۷ مبتلا هستند.

در ایران نیز در جریان انتخابات و شایعه ویروس کرونا، تعدادی را دستگیر کردند، ولی با سرعت ابعاد فاجعه خود را نشان داد. بعد سعی نمودند تعداد مبتلایان را اندک نشان دهند. اکنون در ایران صدها هزار نفر متبلا هستند و ده‌ها هزار نفر جان داده‌اند

در ایالات متحده آمریکا نیز سندرز از مخفی کاری ترامپ در مورد شیوع بیماری کرونا انتقاد کرد. و بعد شهردار نیویورک در ۱۱ مارس افشا نمود که فقط در شهر نیویورک بیش از ۴۰۰۰ کرونائی وجود دارد.

چرا دولت‌ها سعی میکنند تعداد بیماران و مبتلایان را کمتر از آن چه هست بنمایانند؟

انسان بالاترین محصول جهان مادی‌ست. مغز انسان بغرنجترین پدیده تا به حال شناخته شده جهان است و توانائی آن را دارد تا بر کل جهان مادی حاکم شود. اما همین انسان در چمبره نظامی گیر کرده است که با فشار حداکثر بر اکثریت مردم جهان، رفاه اقلیت را تضمین می‌کند. داس مرگ کرونا نیز در این نظام اساساً اکثریت کار و زحمت را درو می‌کند.

سرمایه‌داری خواهان بالاترین امنیت در جامعه است. او در این امنیت میتواند به استثمار خوفناک خود از نیروی کار ادامه دهد و به هیچ عاملی که این امنیت را خدشه دار کند اجازه حیات نمیدهد. زیرا این عامل میتواند پروسه تولید را متوقف کند، که در ادامه آن کلیه احاد زندگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه بورژوازی، از هم می‌پاشد.

لذا سرمایه‌داری در تمام کشورها به مردم دروغ میگوید و بعد مجبور میشود به بخشی از واقعیت اقرار کند و اقداماتی در زمینه سلامت عمومی به عمل آورد که دیگر دیر شده و یا مصیبت ابعاد فاجعه آمیزی گرفته است.

در تمام کشورهای جهان، بسیاری از مؤسسات اجتماعی مثل دانشگاه‌ها، مدارس، رستوران‌ها، جوامع تفریحی و ورزشی و غیره را اجبارا تعطیل کرده‌اند ولی در مؤسسات تولیدی که در آنها میلیونها کارگر صنعتی و خدماتی مشغول هستند، با سرسختی روند تولید ادامه دارد. در این شرایط بحرانی که خطر مرگ در تجمعات، بسیار بالاست، کارگران باید در کارخانه ها و کارگاه‌ها برای پروار شدن سرمایه‌داران ارزش اضافه تولید کنند.

ولی کارگران نه تنها برای خود بلکه برای خانواده‌های خود و برای سلامت کل جامعه‌ی میبایست کار را تعطیل کنند. این امر فقط با مبارزه میتواند اعمال شود. کارگران هواپیما سازی ایربوس در آلمان، اسپانیا، انگلستان و چین، با اعتصابات خود کارفرمایان را مجبور کردند که بخشی و فقط بخشی از تولید را تا چند روز متوقف کنند. قرار بر این شد که در روزهای آینده همین کارگران با تجهیزات بهداشتی بالاتری به تولید ادامه دهند. در کارخانه مرسدس بنز در آلمان و آمریکا نیز همین پروسه جریان دارد تا به حدی که فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری به نمایندگی بیش از ۱۰۰ میلیون عضو کارگری در سراسر جهان، حمایت خود را از مبارزه کارگران در سطح بین‌المللی که با پی‌آمدهای شیوع ویروس کرونا با خطر بیماری و حقوق کاری خود رو‌به‌رو هستند، ابراز می‌دارد.

ولی کارگران فکری اکثرا از امکان تعطیلی حتی یک روز هم برخوردار نیستند. آن‌‌ها میتوانند با کمک تکنولوژی امروزه - کمپیوتر و اینترنت - کارهای اداری خود را در خانه انجام دهند. در اینجا فقط محل کار عوض شده است و این تعویض محل کار تأثیر بسیار منفی در مناسبات افراد خانواده میگذارد.

امروزه تمام تلاش سرمایه داری در سطح بین‌المللی و در تمام کشورها این است که نیروی کار و قابل استثمار در سلامت کامل در پروسه تولید فعال باشد. و برای این کار به شیوه خود عمل می‌کند. کنترل نظامی شهرها و روستاها، اجبار نظامی مردم به رعایت اصول تدافعی در مقابل ویروس کرونا. این شیوه از کار شرایط فاشیستی شدن روز افزون این دولت‌ها را فراهم می‌آورد. مردم به آگاهی در مقابل این ویروس و اقدامات واقعا عملی جهت بهداشت و سلامت خود نیاز دارند و نه اقدامات زورگویانه نظامی که دولت‌ها در پیش گرفته اند

البته درخواست سلامت کامل نیروی کار در مورد نیروی کار یدی و فکری، صنعتی و اداری شرکت‌های عظیم بین‌المللی صادق است. مؤسسات کوچک از قبیل دکانداران در شهرها و روستاها از این موهبت برخوردار نیستند. آن‌‌ها محکوم به ورشکستگی هستتند. مثلا در ایتالیا تمام مغازه‌ها را بستند و هیچ مرکزی نیز از آن‌‌ها حمایت مالی نمی‌کند. در آلمان بسیاری از صاحبان سرمایه کوچک در حال ورشکستگی هستند. و این روند منطبق است با درخواست ابرکنسرن‌های بین المللی. این مؤسسات کوچک احساس می‌کنند که از جامعه انسانی طرد شده و تنها هستند.

ولی واقعیت این است که با تهاجم بیماری کرونا در جهان و مبارزه کارگران در جهت دوری از این بیماری، تولید بین‌المللی دوچار وقفه گردیده و سهام‌شرکت‌ها با افت شدیدی روبرو شده است.

تولید ناخالص چین ۱۵ تریلیون و ۳۰۰ میلیارد دلار یعنی ۱۷٫۵ درصد کل تولید ناخالص داخلی جهانی است.۵۰ درصد نیروی کار این اقتصاد عظیم در بخش خدمات مشغول است. با شروع کرونا، این بخش ۱۲ درصد افت نشان میدهد که بحرانی را در اقتصاد چین باعث گردیده است. در عین حال  اقتصاد چین در بخش زیربنائی ۳۰ درصد و در بخش ساختمانی ۱۶ درصد افت کرده است و خرید و فروش املاک ۴۰ درصد و تولیدات صنعتی ۱۲٫۵ درصد کاهش نشان می‌دهد.

کاهش ۱۴ درصدی سهام اپل آلمان و آمریکا که با شیوع بیماری کرونا همراه گردیده، بر اقتصاد آمریکا و اروپا ضربه بزرگی وارد ساخته است.

بورس آسیا ۲ درصد و تحت تأثیر آن، بورس اروپا ۴ درصد افت نشان میدهد. بازار سهام لندن ۵ درصد افت داشته است. در عین حال کاهش شدید سهام بورس شرکت‌های خوردو سازی، و کاهش قیمت نفت کل اقتصاد جهانی را می‌لرزاند.

در تمام کشورها این پروسه جریان دارد و ضربات مهلکی بر اقتصاد جهانی وارد آورده است. تلاش کشورهای سرمایه‌داری برای جلوگیری از این کاهش رو به تزاید است. سرمایه‌داری مایل است که کارگران در وسیع‌ترین و گسترده‌ترین ابعادش، در کارخانه و کارگاه مشغول تولید ارزش اضافه - سرمایه - باشند. با در نظر گرفتن این واقعیت است که تلاش دولت‌ کشورهای سرمایه‌داری مفهوم و هدف واقعی‌اش را نشان میدهد و افشا می‌گردد.

برای روشنائی بیشتر اهداف سرمایه‌داری در جلوگیری از گسترش کرونا و مبارزه با آن، میتوانیم ذره بین را روی پناهجویان بی دفاع تمرکز دهیم

دولت‌های آمریکا، روسیه، آلمان و انگلستان در خاورمیانه جنگ برپا می‌کنند و با ایجاد تنش، هزاران میلیارد دلار اسلحه میفروشند. کشورها را به ویرانه تبدیل می‌کنند و مردمان‌شان را می‌کشند و آواره می‌کنند. این آوارگان باید یک جائی پناه گیرند، باید یک جائی سرپناه داشته باشند. لاجرم سمت کشورهای سرمایه‌داری را در پیش میگیرند. سرمایه‌داری مرزها را به روی ده‌ها هزار نفر می بندد.

برای مثال تعداد پناهجویان در اردوگاه‌های مختلف از جمله یونان (حدود یک میلیون)، بنگلادش (صدها هزار روهنگیائی) و کنیا (۵۰۰ هزار سومالیائی و سودان جنوبی) و هزاران پناهجوی لبنانی در خطر بزرگ ابتلا به کرونا قرار دارند. در آنجا انبوه زباله، محیط آلوده به أنواع باکتری‌ها، سوء تغذیه، فساد روابط اجتماعی و غیر شرایط را برای کرونا مساعد کرده است.

ولی نه تنها دست هیچ دولتی به یاری آن‌‌ها دراز نمی‌شود، بلکه فشارهای طاقت فرسای جسمی و روحی و نگهداری آن‌‌ها در همان شرایط خطرناک و تمایل به نابودی‌شان، سیاست دولت‌هائی‌ست که فریاد انسان دوستی شان در این روزها گوش فلک را کر می‌کند و تشدید مبارزه جهانی علیه کرونا را سرداده‌اند. این پناهجویان نه تنها مهری از این نظام سرمایه‌داری نمی‌بینند بلکه مرز‌داران این نظام، آن‌‌ها را مورد شدیدترین ضرب و شتم‌ها و تحقیرها قرار میدهند. سرمایه‌داران جهان به سرنوشت انسان نمی‌اندیشند. اندیشه آن‌‌ها نجات تولید و سرمایه‌ است. امروز مسأله پناهجویان به اهرمی تبدیل گشته است که دولت‌ها به وسیله آن رقبا را تحت فشار قرار میدهند. دولت‌های اروپائی بر مبنای منافعشان از تهاجم ترکیه به سوریه حمایت نکردند. ترکیه مرزهای خود را به روی پناهجویان باز کرد و آن‌‌ها را به مرزهای اروپا رساند. حال اروپا تحت فشار است و کنفرانسی با شرکت آلمان، فرانسه، بریتانیا و ترکیه برای حل بحران موجود تشکیل داده‌اند. البته نه در خدمت پناهجویان بلکه جهت توافق با ترکیه تا این کشور پناهجویان را در مرزهای آسیائی متوقف کند.

دولت‌های بزرگ سرمایه‌داری به نجات سرمایه‌های کوچک هم نمی‌اندیشند. آن‌‌ها در تلاش نجات سرمایه‌های بزرگ جهانی و حفاظت از نظم اجتماعی سرمایه داری هستند. این دولت‌ها قول داده‌اند که از مؤسساتی که به حکم دولتی جهت مقابله با ویروس کرونا تعطیل میشوند، حمایت مالی کند. مثلا دولت‌های آمریکا، بریتانیا و آلمان قول داده‌اند که به شرکت‌های کوچک و بزرگی که در این روند متضرر می‌شوند با نرخ بانکی کم وام پرداخت کنند: آمریکا ۱۰۰۰ میلیارد دلار، بریتانیا ۳۳۰ میلیارد دلار در نظر گرفته‌اند و دولت آلمان به طور تخمینی ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون کمک به مردم را اختصاص داده است. این مبالغ نسبت به کل جمعیت کار و زحمت در این کشورها بسیار ناچیز است و فقط میتواند امکانات جزئی در اختیار این مردم بگذارد و با نگهداری‌شان در خط فقر، از غلیان آن‌‌ها جلو گیرد.

چه کسی نمیداند که در دریافت این وامها، شرکت‌های بزرگ بر شرکت‌های کوچک مقدم‌اند وارجحیت دارند؟ همان طوری که در بحران ۲۰۰۸ دولت آلمان فقط به بانک‌ها و بیمه‌ها ۵۰۰ میلیارد یورو کمک کرد ولی مؤسسات کوچک در حال ورشکستگی چیزی نصیب شان نشد.

در آمریکا یک سیستم بیمه درمانی اجباری همگانی وجود ندارد. در این شرایط خطرناک اکثر مردم در این مورد بی پشتیبان هستند. دولت مردان آمریکا در گفتارهای خود تأکید کرده‌اند که تمام مردم از بیمه‌های درمانی برخوردار خواهند شد ولی در عمل چنین امری حادث نگردیده است.  تقریباً اکثر آمریکایی‌ها آنقدر از نظر مالی محروم هستند که حتی ۵۰۰ دلار پس انداز هم ندارند و هیچ مبلغی را نیز برای بازنشستگی نمی گذارند و نمیتوانند هزینه‌های درمانی ناشی از کرونا را پرداخت کنند. به همین جهت در یک نظر خواهی ۶۰ درصد مردم آمریکا معتقدند که این بیماری وضعیت کشور را بسیار وخیم خواهد کرد.

در حالی که بخشی از تولید بین‌المللی ناشی از کرونا و سیاست دولت‌های سرمایه‌داری فروکش کرده است، طبق قانون حرکت ناموزون سرمایه جهانی، بخش دیگرش در بالاترین درجه سود دهی‌ست. برای کنسرن‌ها و مافیای جهانی مواد غذائی، کنسرن‌های داروئی و تکنولوژی پیشرفته (سازندگان کمپیوتر)، شرکت‌های بزرگ سازنده نوشته افزار و فوشگاه های اینترنتی مثل آمازون که با ظهور کرونا و افزایش باور نکردنی مشتریانش ۱۰۰ هزار نیروی کار استخدام می‌کند، شیوع و گسترش کرونا موهبتی است. آنها با فروشی که در صد سال گذشته بی نظیر بوده است، میلیاردها دلار سود کسب کرده‌اند. یکی از ابزارهای مهم سود دهی برای این بخش‌های تولیدی، ایجاد هراس و نا امنی در بین مردم است. با این وسیله مردم برای حفظ شرایط مساعد چند روز بیشتر از زندگی خود به فروشگاه‌های مواد غذائی، داروخانه‌ها، مغازه های نوشته افزار برای کودکانشان که به جای مدرسه باید در خانه درس بخوانند، هجوم می‌برند. مغازه‌ها آن چنان سریع خالی و پر می‌شوند که حتی کارخانجات تولیدی نیز نمی‌توانند در سطح نیازهای کاذب خریداران خود، تولید کنند.

سرمایه‌داری همه چیز را کالا می‌بیند. همه چیز برای او قابل خرید و فروش است. لذا او برای کسب سود روی نعش میلیون‌ها پا میگذارد و رد  می‌شود. در حالی که مردم به ماسک جلوی دهان و دستکش بیش از هر داروئی نیاز دارند، عده‌ای با پشتیبانی دولتمردان کشور خود به احتکار این وسائل می‌پردازند.

سعید نمکی، وزیر بهداشت، می‌پرسد: «این شبکه فرصت‌ طلب بی ‌انصاف از کجا خاطر جمعی دارد که این گونه جسورانه رو به روی مردم و مسئولین می ‌ایستد و به راحتی اعلام می ‌کند که ۲۰۰ میلیون ماسک را می ‌تواند ۲۴ ساعته با فلان قیمت در فلان جا عرضه کند؟». او ادامه میدهد که «متاسفانه پس از حدود ۱۰ روز فقط یک میلیون عدد ماسک تحویل و بقیه نمی ‌دانم در کجا انباشته شده...»

به علاوه ، ٢٥ میلیون دست کش لاتکس از یک انبار در پردیس، ۴ میلیون دست کش پزشکی در اهواز، ٢٠٠ تن مواد شوینده و ضدعفونی در اسلام آباد غرب، 5 تن ژل ضدعفونی کننده در البرز ، ٧٣ میلیون اقلام بهداشتی احتکار شده در تهران، کشف شد... به بیان دیگر شبکه‌های مافیائی که در دولت هم نفوذ  داردند - والا جرأت چنین کاری را نداشتند - نیازهای اساسی و فوری مردم را احتکار کرده تا گران بفروشند.

البته این رویداد فقط متعلق به جنایتکاران ایرانی نیست. چنین پدیده‌های فاسدی در تمام کشورهای سرمایه‌داری یافت می‌شود و امروز در زمینه کرونا مشخص عمل می‌کند. مثلا در آلمان ۵۰ هزار ماسک گم شده ولی هنوز هیچ کس نمیداند بر سر این ماسک‌ها چه آمده است. طبق سایت BBC 21.3.2020  دو سناتور آمریکائی به سوء استفاده مالی از رانت اطلاعاتی درباره شیوع کرونا متهم شدند.

در عین حال سرمایه‌داری به ویژه امپریالیسم با شدت به اندیشه‌های اندیویدوآلیستی دامن میزند. هر کس باید فقط به فکر خودش باشد.

وقتی خانم مرکل، صدر اعظم آلمان، در مورد رفتار مردم در مقابل کرونا از " ما جامعه ای هستیم که زندگی تک تک انسانها برایمان ارزش دارد....." حرف میزند، هدف‌اش کم کردن مخارج شرکت های انحصاری درمانی و سازش طبقاتی‌ست. زیرا وقتی کارگران برای دست مزد محقانه خود و برای هشت ساعت روز کار مبارزه می‌کنند، خانم مرکل یادش می‌رود که تک تک این کارگران طبق گفته خودش باید برایش ارزش داشته باشند.

در هر سال ۹ میلیون نفر از گرسنگی میمیرند یعنی ۲۵ هزار مرگ و میر در روز. سرمایه داران و صاحبان ابر کنسرن های جهانی و نمایندگان آنها از جمله خانم مرکل کک‌شان هم نمی‌گزد چون برای زندگی انسانها ارزش قائل نیستند. ولی حال که جان خود و خانواده‌اش و میلیاردها سرمایه شرکت‌های بزرگ جهانی در خطر قرار گرفته است، از ارزش زندگی انسان حرف میزند.

به هر جهت اندیویدوآلیسم بورژوائی چنان در طول ده‌ها و چند صد سال در بدنه جامعه نفوذ کرده است که در شرایط اضطراری هر کس به فکر خویش است و پا روی نعش هم میگذارند. با ظاهر شدن ویروس کرونا در جهان و شیوع آن در شهرهای مختلف، مردم به فروشگاه‌های مواد غذائی، داروخانه‌ها و فروشگاه‌های مواد تمیزکننده و نظافت هجوم بردند. هر کس بدون در نظر گرفتن ظرفیت فروشگاه و نیاز افراد دیگر سبدهای خرید خود را مملو از همه چیز میکرد. به طوری که برای بعضی از مواد واقعا مورد احتیاج عمومی قحطی مصنوعی به وجود آمده است. این پدیده مربوط به کل ساختار سرمایه‌داری جهانی‌ست. ایجاد قحطی مصنوعی توسط خود مردم.

ویروس کرونا فاتح و یکه‌تاز در حال پیشروی و کشتار روزافزون است. مردم جهان از جلو‌یش میگریزند و در انتظار واکسن ضد کرونا لحظه شماری می‌کنند. این مهمترین نیاز مردم جهان در این روزهاست. دقیقا بر مبنای چنین نیازی طمع بخش‌های بورژوازی بزرگ، جان تازه‌ای گرفته است. هر کشوری میخواهد این واکسن توسط لابراتوارهای خودش تهیه شود تا به سود میلیارد میلیاردی برسد. برای آنها زندگی و حیات مردم چندان اهمیتی ندارد همان طور که کشتار آنها در سوریه، افغانستان، لیبی معنائی نداشت و ندارد. امروز مسابقه چین، آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه وغیره...بر سر این است که کدام یک سریعتر به تولید این واکسن نائل می‌ایند و سود آن را نصیب خود می‌کنند. در این روند هر کدام می‌گویند که ما اخر کاریم. همین روزها آن را به بازار میاوریم.

دولت ترامپ از همه وقیح‌تر عمل می‌کند. او تلاش کرد که متخصصین شرکت داروئی Curevac آلمان را با تطمیع و پول زیاد به آمریکا بکشاند. ولی در ۳ مارس مسئول این شرکت داروئی قضیه را فاش ساخت. سپس وزیر بهداری آلمان در مقابله با دسیسه آمریکا گفت: «دولت آلمان بسیار راغب است  که ماده مؤثر و واکسن ضد ویروس جدید کرونا همین‌طور در آلمان و اروپا تهیه شود». آمریکا نقدا در این صحنه رقابت عقب مانده است.

کرونا در جهان در حال گسترش و گرفتن قربانی‌است. گفته می‌شود که یکی از راه‌های پیشگیری این بیماری. ماندن در خانه است. البته این یکی از راه‌هاست. ولی سرمایه‌داری از کرونا به عنوان ابزاری جهت پیشبرد سیاست‌های خود اسفتاده می‌کند. در ایران میخواهند با کرونا زندانیان سیاسی را نابود کنند، در اروپا به یاری کرونا جنبش کارگری را میخوابانند و با فرستادن مردم به خانه، اهداف سیاس خود را مخفیانه دنبال می‌کنند.

در ۲۱/۳/۲۰۲۰ حدود ۴۰۰۰۰ سرباز آمریکائی با تجهیزات سبک و سنگین مثل تانک، نفربر و... در اروپا، آرام و بی صدا، به گشت زنی مشغول شدند. باندهای مافیائی بر زمینه نیاز واقعی مردم به وجود میایند و ظاهرا کسی هم از مکان آن‌‌ها با خبر نمی‌شود.

نظام سرمایه‌داری همه اقداماتش در جهت استثمار نیروی کار و کسب ابر سود میباشد. بعد از پیروزی بر کرونا که معلوم نیست کی اتفاق خواهد افتاد، ضررهای اقتصادی ناشی از آن را نیز با استثمار شدیدتر نیروی کار در سطح بین‌المللی جبران خواهند کرد. لذا بعد از کرونا باید به پیشواز جنبش‌های میلیونی کارگران و دیگر زحمتکشان جهان برویم. خواست این جنبش‌ها دیگر در قالب نظام فاسد و پوسیده سرمایه‌داری نمی گنجد. جهان گامی دیگر آماده پذیرش سوسیالیسم خواهد گردید. خود را آماده کنیم.

از سایت حزب رنجبران ایران

۲۳/۳/۲۰۲۰

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • از نیچه Open or Close

    از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید. از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد ولی هرکز آن را نخوانده است...!!

    (نیچه)

narges

sima

tahrif

gorg

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!