درباره استالین

در سال 1912 لنین، استالین و دیگر مسئولین حزب را برای به اجرا در آوردن خط اجتناب ناپذیری جدائی از منشویک ها به ورشو فراخواند. اوسپس استالین را به وین گسیل داشت، جائی که او اثر «مارکسیسم و مسئله ملی» را تدوین کرد. در این نوشته او جایگاه «خودمختاری فرهنگی ملی» را در حزب به عنوان خط تجزیه طلبانه و تحت شعاع قرار دادن سوسیالیسم نسبت به ملی گرائی، افشا کرد. او نماینده وحدت ملیت های مختلف در یک حزب با مرکزیت قوی، بود.
بعد از بازگشت به سنت پترزبوگ، با گزارش مالنفسکی برای پنچمین بار به دورافتاده ترین منطقه سیبری، که 5 سال را در آن گذراند، تبعید شد. استالین فقط بعد از انقلاب فوریه 1917 توانست به سنت پترزبورگ مراجعت نماید، که در آنجا به عضویت دفتر مرکزی تشکیلات بلشویک سراسر روسیه انتخاب شد. او برای بار دیگر مسئولیت روزنامه پراودا را به عهده گرفت. در کنفرانس حزب در سال 1917 در جریان انتخابات کمیته مرکزی او توانست به نسبت آرا، مقام سوم را به دست آورد. هنگامی که در ماه جولای پراودا توسط اولت موقت بسته شد و بسیاری از رهبران حزب بلشویک دستگیر گردیدند، لنین میبایست در فنلاند، به سر میبرد. استالین رهبری حزب را به عهده گرفت.
در ماه آگوست او به نام کمیته مرکزی نتیجه تقابل نقطه نظرات را به صورت گزارشی، به ششمین کنگره حزب، ارائه داد. این خط سیاسی با 4 رآی ممتنع از 267 نماینده، مورد تصویب قرار گرفت.
در زمان قیام اکتبر 1917 استالین و چهار عضو دیکر کمیته مرکزی، عضو کمیته نظامی انقلابی نیز بودند. کامنوف و زینوویف که توسط ریکوف، نوگین، لوناچارسکی و ایدیلجوتین پشتیبانی میشدند،  علنا مخالف کسب قدرت سیاسی توسط حزب بلشویک بودند. استالین موفق شد که پیشنهاد لنین مبنی بر اخراج  کامنوف و زینوویف را رد کند. بعد از انقلاب همان «بلشویکهای راست» خواهان ایجاد یک دولت اعتلافی با منشویکها و سوسیال رولوسیونرها شدند. مجددا از جانب کمیسیون مورد تهدید قرار گرفتند. لاجرم کوتاه آمدند.
استالین به عنوان اولین کمیسر خلق برای مسئله ملیت‌ها تعیین گردید. او خیلی سریع درک کرد که بورژوازی بین المللی، از بورژوازی منطقه ای اقلیت های ملی پشتیبانی میکند. در این مورد او نوشت:
«حق تعیین سرنوشت، حق بورژوازی نیست. بلکه حق توده های خلاق ملت مشخصی است. پرنسیپ حق تعیین سرنوشت میبایست مثل یک وسیله مبارزه برای سوسیالیسم مورد استفاده قرار گیرد. این مسئله را باید جزو پرنسیپ‌های سوسیالیسم به حساب آورد.
بعد از مرگ لنین توسط کنگره به رهبری حزب منصوب شد. او جنگ جهانی دوم را با درایت و هوشمندی بی نظیری هدایت کرد و امپریالیسم آلمان را با شکستی مفتضحانه روبرو ساخت. استالین در سال ۱۹۵۳ در اثر سکته‌ای که اگر به موقع به معالجه‌اش می‌پرداختند، شفا می‌یافت، پس از ۱۱ ساعت بدرود حیات گفت.

Go to top

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!