چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۸

مناسبات لنین با تروتسکی

 چندی پیش نوشته‌ ای اتروتسکی با عنوان ًتحریفات جدید استالینیست‌ها ً به زبان فارسی برگردانیده دبرخی اتارنماها درج شده است.  برای اطلاع  یابی دقیق از رویدادهای آن زمانی، بویژه برای کسانی که کم یا بی اطلاع هستند، و به منظور فراگیری از تاریخ، برخوردی مستند ضروری است. در این نوشته کوشش خواهد شد تنها با استناد به اسناد معتبر به بررسی نوشته تروتسکی پرداخته شود
اشخاصی براین باورند که بررسی گذشته بی ثمراست و تنها می‌باید به کنکاش در مورد مسایل کنون بپردازیم و در نتیجه به واقعیات رویدادهای پیشین و رویاروئی‌های دگرگون سیاسی ـ ایدئولوژیکی ـ تشکیلاتی بی‌تفاوت هستند. چنین دیدگاهی که به آموزش از تاریخ توجه ندارد، چاره گشای هیچ مشکلی نمی‌تواند باشد. اکنون ادامه ی گذشته است و افکار و اندیشه ی سیاسی ما از زمانی صفر در امروز آغاز نشده است. وظیفه ی هر نسلی از جمله ما پاسخگوئی سیاسی به مسائل و مشکلات این زمانی و رهیابی برای حل آنهاست که آگاهی از رویدادها، نظریات و افکار، برخوردهای سیاسی و تشکیلاتی، علل موفقیت‌ها و ناکامی‌ها، خدمات و خیانت‌های جمعی و فردی، پیروزی‌ها و شکست‌های پیشین و... میتواند یاری رسان باشد و این مهم منوط بدان شرط است که تاریخ را بر مبنای واقعیات رویداده بیان و بررسی کنیم. هر آنگاه کسی بخواهد رویدادهای تاریخی را دگرگونه بر مبنای خواست و امیال شخصی و نه بر اساس واقعیات تاریخی و نه مستند و مستدل بازگو کند، بایستی آگاه باشیم که حتماً ریگی برکفش دارد. بحث بر روی تحلیل و تفسیر تاریخی نیست که می‌تواند کاملاً بر مبنای دیدگاه سیاسی افراد متفاوت باشد. بحث بر روی بیان واقعیات است. به عنوان نمونه ما نمی توانیم و نمی بایستی بگوئیم که انقلاب مشروطه را کمونیستهای ایران از جمله حیدرعمواوغلی‌ها رهبری کردند و به پیروزی موقتی رسانیدند ـ هر چند که نقشی بس ارزنده در آن انقلاب داشتند ـ یا کاشانی‌ها و مکی‌ها تا آخرین لحظه با مصدق همراه بودند، یا خیانت رهبران حزب توده و اکثریت در پشتیبانی از جنایات خمینی و پاسداران را به کمونیستها نسبت دهیم و...  بیانی آنچنانی از تاریخ ایران، غیر واقعی و خودساخته و به منظور خاصی خواهد بود و همچنین است در مورد رویدادهای تاریخی در دگر کشورهای جهان. هرگاه بیان موردی تاریخی ـ خواه رویداد، نظریه، برخورد سیاسی و... ـ  مستند و بر اساس شواهد و مدارک نباشند، بایستی در آن شک کرد، و بویژه زمانی که خلاف آن به طور مستند ثابت شود، می‌بایست صداقت بیان کننده را رسماً به زیرسئوآل برد و بُعد آن را بررسی کرد که آیا برداشتی اشتباه آمیز درمیان بوده است یا عللی دگر دارد. تحریف رویدادهای تاریخی با هرانگیزه ای، چه شخصی وچه اجتماعی، عملی سخت ناشایشه است و سنگ اندازی در آموزش از گذشته برای حال و آینده می‌باشد. کوشش می‌شود با اشاره مستند به رویدادهای تاریخی و مدارک غیر قابل انکار برجای مانده، کوتاه وار به بررسی مقاله تروتسکی به طور عمومی در دو زمینه بپردازیم. یکم: مناسبات لنین باتروتسکی. دوم: نسبت  ً یهودا ً به تروتسکی .
مناسبات لنین با تروتسکی: ضروریست که این مبحث را با چند نقل قول از همان مقاله تروتسکی آغاز کنیم که مدعی است: «اینکه لنین در سالهای مهاجرت رویاروئی‌های تندی باتروتسکی داشت، برکسی پوشیده نیست. اماهمه‌ی این‌ها تنها چند سال تا پیش انقلاب اکتبر و جنگ داخلی و ساخت و ساز دولت شورائی و بنیان گذاری انترناسیونال کمونیست بود». «‪1‬ نوامبر‪1917‬ ، لنین در جلسه‌ای درکمیته‌ی حزب در پتروگراد گفت:  ًتروتسکی خیلی وقت است که گفته وحدت (بامنشویک‌ها) غیرممکن است. تروتسکی موضوع را درک کرده و از آن پس هیچ بلشویکی بهتر از او نیست ً» .«در روزهای جنگ داخلی، وقتی تروتسکی خود به تنهائی می‌بایست تصمیماتی در ابعاد خیلی مهم می‌گرفت، لنین بنا به ابتکار خود یک صفحه کاغذ سفید به دست او داد که در انتهایش چنین نوشته بود: ًرفقا! با سختگیری درفرمان‌های رفیق تروتسکی آشنا هستم. امّا من چنان به صحت و فوریت و ضرورت فرمان صادره‌ی رفیق تروتسکی باور دارم که تماماً از آن حمایت می‌کنم – و.اولیانوف لنین ً». تروتسکی سپس به قول خود به «یادآوری نامه‌ای از ن.ک.کروپسکایا، شریک زندگی لنین در طول سالهای متمادی» که گویا«چند روز بعد از مرگ لنین خطاب به تروتسکی نوشته شد» می‌پردازد: «لییف داویدویچ عزیز... می‌خواهم به توبگویم: احساسات لنین نسبت به تو زمانی که از سیبری نزد ما در لندن آمدی تا روز مرگش تغییری نکرد. برای تولییف داویدویچ، آرزوی تندرستی و سلامتی دارم و به گرمی در آغوشت می‌گیرم. ن.ک.کروپسکایا».
آری، لنین «رویاروئی‌های تندی باتروتسکی داشت». این رویاروئی‌های تند چگونه و در چه مواردی بودند؟ آیا رویاروئی‌های تند رفیقانه هستند یا برخوردی تند به دشمنی که اغتشاش و تخریب در جنبش کارگری را پیشه کرده است؟ تروتسکی در نوشته مورد بحث و در هیچ یک از مقالات و نوشته جات توضیحی در آن موارد نمیدهد تا به خواننده خوش بین یا فریب خورده خود القاء کند که رویاروئی‌ها، برخوردهائی بین دو رفیق کمونیست بوده اند. به منظور جلوگیری از طولانی شدن این مقاله، تنها به چند نمونه بسنده می‌شود تا خواننده بی‌غرض تشخیص دهد که آن « رویاروئی‌های تند» لنین با تروتسکی از چه نوع بوده‌اند و آیا مخاطب یعنی تروتسکی شخصی بوده است که «هیچ بلشویکی بهتراز اونیست» یا دشمنی مخرب.
در ابتدا، چند نقل قول ازلنین: «تروتسکی پوچ گو» (از مقاله: سوسیال دموکراسی و دولت موقت انقلابی ـ ‪1905‬) ـ «تروتسکی تمام دشمنان مارکسیسم را گردهم می‌آورد … تروتسکی تمام کسانی را که تباهی ایدئولوژیک برایشان گرامی است، جمع می‌کند، تمام کسانی راکه به دفاع از مارکسیسم اعتنائی ندارند و تمام عناصر عامی را که نمی‌فهمند دلایل مبارزه چه هستند و میلی هم به آموختن، اندیشیدن و یافتن ریشه‌های ایدئولوژیک اختلاف نظر ندارند، متحد می‌سازد. تروتسکی در این دوران اغتشاش، تفرقه و تزلزل، به آسانی می‌تواند  ًقهرمان یک ساعته ً از کار درآید و تمام عناصر پست را دور خود جمع کند. ولی هر قدر این تلاش آشکارتر به کار رود، شکستش دیدنی‌تر خواهد بود … تروتسکی با فرومایگی خود را می‌فریبد، حزب را می‌فریبد و پرولتاریا را می‌فریبد» (از: نامه به هیأت مقیم درون روسیه کمیته مرکزی حزب کارگری سوسیال دموکرات روسیه ـ دسامبر ‪1910‬) ـ «هرآن کس که به گروهک تروتسکی یاری رساند، از سیاست دروغ پردازی، فریب کارگران و پرده پوشی انحلال طلبی جانبداری میکند» (ازمقاله: اردوی حزب ًکارگری ً استولیپینی ـ سپتامبر ‪1911‬) ـ «هدف تروتسکی آنست که با خاک پاشیدن به چشم کارگران، انحلال طلبی را مخفی کند … با تروتسکی  بحث ماهوی کردن غیر ممکن است زیرا او هیچ عقیده پابرجائی ندارد... درمورد چنین فردی، باید وی را به عنوان دیپلماتی از پست ترین قماش رسوا کرد» (ازمقاله: درباره دیپلماسی تروتسکی و یک پلاتفرم حزبی مشخص ـ دسامبر ‪1912‬) ـ «تروتسکی تلاش دارد جنبش را مختل کرده و انشعاب ایجاد نماید … آنچه برای انحلال طلبان و تروتسکی  ًدلپسند ً است فقط نمونه‌های اروپائی اپورتونیسم است، نه نمونه‌های حزبیت اروپائی… تروتسکی برای این به تاریخ می‌پردازد که از مسایل مشخصی طفره رود و وسیله توجیه یا شبه توجیهی برای اپورتونیستهای امروز اختراع نماید!» (ازمقاله: نقض وحدت در پرده فریادهای وحدت طلبی ـ مه ‪1914‬) ـ  «تروتسکی خوش خدمت، از دشمن خطرناک تراست»  (ازمقاله: درباره حق ملل درتعیین سرنوشت خویش ـ مه ‪1914‬) ـ «بانو رلاند ـ هلست، همانند راکوفسکی و ایضاً تروتسکی، به نظر من همه از مضرترین  ًکائوتسکیستها ً هستند، بدین معنی که همه  آن‌ها به نحوی از انحاء طرفدار وحدت با اپوتونیست‌ها هستند، همه ی آن‌ها به نحوی از انحاء اپورتونیسم را آرایش می‌دهند و همه ی آن‌ها بجای مارکسیسم انقلابی، اکلکتیسم را ترویج می‌کنند» (از: نامه به آ.م.کولونتای ـ ‪4‬ اوت ‪1915‬) ـ  «اختلافات ما باتروتسکی بر سر چیست؟ شما لابد به دانستن این موضوع علاقمندید. خلاصه بگویم، او یک کائوتسکیست است، بدین معنی که او طرفدار اتحاد با کائوتسکیستها در انترناسیونال و با گروه پارلمانی چخئیدزه در روسیه است، ما، مطلقاً با چنین اتحادی مخالفیم. چخئیدزه حقیقت هم نظری خود را با کمیته سازماندهی و کسانی که در کمیته جنگ شرکت میکنند، باپوششی از الفاظ استتارمی کند» (نامه به‌هانریت رلاند ـ هلست ـ ‪8‬ مارس ‪1916‬) ـ «خبر تشکیل یک بلوک بین تروتسکی و راست‌ها برای مبارزه علیه ایوانویچ اسفناک است. آری، تروتسکی چنین خوکی است ـ لفاظی‌های چپ ولی همدستی و تشکیل یک بلوک با راست‌ها علیه چپ‌های سمیروالد ـ بایستی ماسکِ چهره او را درید، حتی اگر از طریق ارسال یک نامه کوتاه برای نشریه  ًسوسیال دموکرات باشد» (نامه به کولونتای ـ ‪7‬ فوریه ‪1917‬) ـ « تروتسکی به آنجا آمد و این شارلاتان بفوریت در تبانی با جناح راست نشریه  ًناوی میرً ‪nowy mir‬  ً علیه جناح چپ سمیروالد دست به کارشد. تروتسکی اینگونه است، اوهمواره همان می‌ماند که  بود: یک حقه باز کامل، یک شیاد، که اداهای چپ گونه درمی آورد ولی تا آنجائی که قادر است به راستها یاری می‌رساند» (نامه به  اینس آرماند ـ ‪19‬ فوریه ‪1917‬) ـ «به نظرمن اکنون وظیفه اصلی در این است که فعالیت حزبی خود را قاطعانه با روح انترناسیولیستی به پیش بریم و نه اینکه خود را با تلاش احمقانه ً اتحاد ً با سوسیال ـ میهن پرستان (یا آنچه که خطرناک تر است یعنی با عناصر متزلزلی چون تروتسکی و شرکاء) سرگرم سازیم» (نامه به کولونتای ـ ‪17‬ مارس ‪1917‬ ).
تروتسکی پس از پانزده سال مهاجرت و سکونت در برخی از کشورهای اروپا و ایالات متحده در ماه مه ‪1917‬ به روسیه بازمی گردد. او در این هنگام به سازمان  ًمژرایونتسی ً که حدود ‪4000‬ عضو داشت، پیوست. این سازمان در تلاش بود به بلشویک‌ها بپیوندد. تروتسکی و اعضای این سازمان در پی اعلام  پذیرش کامل برنامه و موازین حزب بلشویک  در ماه ژوئیه همان سال به عضویت این حزب درآمدند و تروتسکی یک ماه بعد در کنگره حزبی به عنوان عضو کمیته مرکزی انتخاب شد. بلشویکها تحت رهبری لنین در حال ایجاد آمادگی برای قیام علیه حکومت تزاری و در دست گرفتن قدرت بودند. برخی از اعضای کمیته مرکزی بنای مخالفت با این سیاست لنینی را نهادند و لیکن لنین با بردباری و قاطعیت توانست اکثریت کمیته مرکزی و حزب را به انجام فوری قیام قانع سازد. تروتسکی در لفظ مخالفتی با ضرورت قیام نداشت ولی در عمل زمان قیام را موکول به برگزاری دومین کنگره شوراها می‌کرد و با نظر لنین که معتقد بود در صورت تأخیر، امکان فرا رسیدن نیروهای نظامی ارتش تزار به پایتخت ـ  پتروگراد در آن زمان که پس از انقلاب به لنینگراد تغییر نام یافت ـ حتمی است و نتیجتاً پیروزی انقلاب با خطر جدی مواجه خواهد بود، مخالفت شدید داشت. تروتسکی شدیداً بر روی موضعی که انقلاب را به شکست می‌کشانید پافشاری می‌کرد. در این هنگام که پذیرش نظر تروتسکی به معنای تن دادن به شکست انقلاب و ادامه حکومت تزاری بود، لنین پیروان آن نظر و از جمله تروتسکی را خائنین به انقلاب خطاب کرد. لنین در این باره چنین نوشت : « در این امر کوچک ترین تردیدی نیست که اگر بلشویکها بگذارند به دام توهمات مشروطه خواهانه، به دام  ًایمان ً به کنگره شوراها و دعوت مجلس موسسان، به دام  ً انتظار ً برای کنگره شوراها و غیره بیافتند، این بلشویکها خائنین پستی نسبت به امر پرولتاریا خواهند بود... در چنین اوضاع و احوالی  ٌمنتظرنشستن ً برای کنگره شوراها و غیره برابر است با خیانت به انترناسیونالیسم، خیانت به امر انقلاب جهانی سوسیالیستی. چرا که انترناسیونالیسم از اعمال تشکیل شده، نه عبارات، نه ابراز همبستگی‌ها و قطعنامه‌ها. بلشویکها خائنین به دهقانان خواهند بود... بلشویکها خائنین به دموکراسی و آزادی خواهند بود. بحران فراز آمده است. تمام آینده انقلاب روسیه در معرض خطراست. پای تمام حیثیت  حزب بلشویک به میان آمده است. تمام آینده انقلاب بین‌المللی کارگری برای سوسیالیسم در معرض خطراست» (از مقاله: بحران فراز آمده است ـ ‪29‬ سپتامبر‪1917‬). قیام کارگری بنا بر نظر لنین و زیر نظر او پیش از برگزاری کنگره شوراها انجام گرفت و انقلاب به پیروزی رسید. مرکزفرماندهی انقلاب اکتبر تحت رهبری لنین که در اجلاس کمیته مرکزی به تاریخ ‪29‬ اکتبر انتخاب شدند، عبارت بودند از: دژبرژینسکی، استالین، اسوِردلف، اورتیسکی و بوبنوف. اسناد ثبت شده تاریخی نشان میدهند، تروتسکی که به دروغ مدعی است، گویا لنین گفته بود : «هیچ بلشویکی بهتراز او نیست»!! در مرکز فرماندهی انقلاب شرکت نداشت. آیا باور کردنی است کسی که از نظر لنین گویا به عنوان بهترین بلشویک معرفی!! شده است، در مرکز فرماندهی انقلاب شرکت داده نشود و تنها مسئولیت رهبری نظامی در پتروگراد را برعهده داشته باشد؟   در اولین دولت انقلاب، تروتسکی به عنوان کمیسر امور خارجی برگزیده شد. ارتش آلمان که پیش از انقلاب در جنگ با دولت تزاری بود و بخشی از خاک روسیه را در اشغال داشت، هم چنان در حال پیشروی بود. انقلاب در معرض خطر قرار گرفته بود. در پی جلسات متعدد کمیته مرکزی نظر لنین که به منظور نجات انقلاب و کشور، خواهان عقد صلح با آلمان بود، پذیرفته شد. تروتسکی که مخالف صلح بود و نظریه  ًنه جنگ و نه صلح  ً را طرح می‌کرد نه تنها خودسرانه از ادامه مذاکره برای صلح سرباز زد بلکه بدتر اینکه به جای اقدام فوری برای عملی ساختن نظر لنین و اکثریت کمیته مرکزی، در یک تلگرام فرمان یک‌ جانبه‌ ترخیص ارتش کشور شوراها را که عملاً به معنای آزادی کامل ارتش آلمان برای ادامه تجاوز و نابودی کشور شوراها بود، صادرکرد. او برای توجیه عمل تخریبی خود به نادرستی و بی پایه به دروغ اعلام داشته بود که صلح با آلمان تحقق یافته است.  اقدام سریع لنین در ارسا ل تلگراف به قرارگاه سرفرماندهی کل، مانع از فرمان خیانت بار تروتسکی شد. تلگرام لنین این چنین است: «‪29‬ ژانویه ( ‪11‬ فوریه ‪1918‬) ‪1918‬ ـ با تمام وسایلی که در اختیار دارید از اجرای مفاد تلگرام امروز درباره صلح و ترخیص عمومی واحدهای ارتش در تمام جبهه‌ها جلوگیری کنید. به فرمان لنین» و « تلگرام به قرارگاه سرفرماندهی کل. ‪30‬ ژانویه (‪12‬ فوریه) ‪1918‬ ـ به تمام کمیسرهای نظامی و بونچ ـ برویِوچ  دستور بدهید که تمام تلگرام‌های به امضای تروتسکی و کریلنکو را درباره انحلال واحدهای ارتش معلق بگذارند. ما نمی توانیم شما را از مواد قرارداد منعقده صلح آگاه سازیم، زیرا صلح واقعاً هنوز منعقد نشده است. لطفاً تمام تلگرام‌های مربوط به اعلام صلح را تا ابلاغ دستور خاص، معلق بگذارید». ارتش آلمان از هرج و مرجی که تروتسکی آفریده بود، نهایت استفاده را برد و با ادامه حمله، بخشی دیگر از خاک کشور شوراها را اشغال کرد. تروتسکی به تخریب ادامه میدهد و همچنان بر ادامه سیاست نادرست خود یعنی  ًنه جنگ و نه صلح ً پافشاری می‌کند. لنین که تلگرام‌های تروتسکی را بی اعتبار ساخته بود، دگر بار در سخنرانی ‪18‬ فوریه ‪1918‬ خود در ًجلسه شبانه کمیته مرکزی حزب بلشویک ً اختلاف خود با تروتسکی را که بستگی به ادامه انقلاب یا شکست آن داشت، چنین توضیح می‌دهد: «... جنگ شوخی بردارنیست. ما قطارها را ازدست می‌دهیم و وضع حمل و نقل ما وخیم می‌شود. دیگرنمی توانیم منتظر بمانیم، زیرا وضع کاملاً روشن شده است. مردم از این سردر نمی آورند: بخاطر وجود جنگ، پس نمی بایست واحدهای ارتش را مرخص کرد، حالا آلمانی‌ها همه چیز را تصاحب می‌کنند. کار چنان بیخ و بن پیدا کرده که بی تصمیم منتظر نشستن، به ناچار انقلاب را نابود می‌کند... اکنون دیگر انتظار ممکن نیست، در انتظار نشستن یعنی انقلاب روسیه را به انبار آهن قراضه تبدیل کردن» . تروتسکی در مذاکره با نمایندگان دولت فرانسه و انگلستان، پیشنهاد آنان را مبنی برکمک‌های نظامی به شوروی در صورت ادامه جنگ با آلمان به کمیته مرکزی اطلاع می‌دهد و موافقت خود را با آن پیشنهاد اعلام می‌دارد. او سالیانی پس از مرگ لنین و بهنگام اخراج از حزب و اقامت در ترکیه در کتاب ًزندگی من ً برای سوء‌استفاده از نام لنین و توجیه این خیانت خود، به دروغ مدعی می‌شود که لنین نیز با نظر او یعنی دریافت کمک جنگی از کشورهای فرانسه و انگلستان و قطع مذاکره با آلمان موافق بوده است. نقل تکه‌هائی از یک مقاله لنین به تاریخ فوریه ‪1918‬ ، مدرک مستند و روشنی بر دروغگوئی تروتسکی و تحریف اوضاع تاریخی است. لنین چنین اظهارداشت: « … ما به یک قرارداد ناخوشایند و یک صلح جدا از دیگران تن درمی دهیم، زیرا میدانیم که در حال حاضر هنوز برای جنگ انقلابی آماده نیستیم و باید بتوانیم صبرکنیم... باید منتظر بمانیم تا قوی تر شویم. بدین جهت اگر برای بدست آوردن ناخوش آیندترین صلح جداگانه هم امکان وجود داشته باشد، باید آن را به سود انقلاب سوسیالیستی که هنوز ضعیف است (زیرا انقلاب آلمان که در حال نضج یافتن است، هنوز به یاری ما روسها نیامده است)، حتماً پذیرفت. فقط در صورتی که معلوم شود امکان صلح جداگانه به کلی منتفی است، باید بی درنگ به پیکار برخیزیم ـ نه برای اینکه این تاکتیک صحیح است، بلکه برای آنکه گزینه دیگری نخواهیم داشت... حقایق مربوط به رفتار بورژوازی انگلوـ فرانسوی را بررسی کنید. آن‌ها اکنون هر چه در توان دارند انجام می‌دهند تا ما را به جنگ علیه آلمان بکشانند، وعده مواهب بیشمار، پوتین، سیب زمینی، مهمات، لوکوموتیومی دهند(از طریق واگذاری اعتبار... اما نترسید، این ًبردگی ً نیست! فقط  ً اعتبار ً  است!). آنها ازما می‌خواهند که همین حالا علیه آلمان بجنگیم. و روشن است که چرا باید هم خواستار چنین چیزی باشند. اولاً برای آنکه ما بخشی از نیروهای آلمان را به خود مشغول خواهیم ساخت. ثانیاً برای آنکه قدرت شوروی ممکن است در نتیجه ی درگیری جنگی نابهنگام با امپریالیسم آلمان به آسانی سقوط کند. بورژوازی انگلوـ  فرانسوی برای ما دامی می‌گسترد و می‌گوید: خواهش می‌کنیم و همین حالا به جنگ برخیزید، ما از این کاربهره ای عظیم خواهیم برد، آلمانی‌ها شما را غارت میکنند، در شرق  ًموفق خواهند بود ً و در غرب گذشت پذیرتر می‌شوند و به علاوه، قدرت شوروی به کنار زده خواهد شد...لطفاً بجنگید، ًمتحدان ً بلشویک، ما به شما کمک خواهیم کرد» (ازمقاله: جمله پردازی انقلابی). روی سخن لنین در این مقاله، علاوه بر تروتسکی، به یک گروه بندی درون حزبی که نام  ًکمونیستهای چپ ً را برخود نهاده بودند، بوده است. کوتاه مدتی بعد، قرارداد صلح ( برست ـ لیتوفسک ) بین اتحاد جماهیرشوروی و ارتش سلطنتی آلمان منعقد شد که در پی سیاست کار شکنانه تروتسکی، بخش دیگری از خاک شوروی در تصرف آلمان باقی ماند. تروتسکی از سمت کمیساریای امور خارجی استعفاء داد و سمت کمیساریای دفاع را برعهده گرفت.
کروپسکایا، همسرلنین که از اوایل قرن در آشنائی با تروتسکی درآمده بود و او را به خوبی می‌شناخت، برخلاف تمامی دروغ بافی‌های تروتسکی مبنی بر نظر مساعد و تحسین برانگیز کروپسکایانسبت به تروتسکی، درکتاب ًخاطراتی از لنین ً نوشت:  «تروتسکی لفاظی را دوست داشت.  برای او ژست فریبنده اهمیتی بیش‌تر داشت تا نجات شوروی از جنگ و ایجاد موقعیتی که بتوان به جمع آوری نیرو و سازماندهی توده‌ها پرداخت» (صفحه ‪500‬ چاپ آلمانی). تروتسکی در تمامی دوران زندگی خود این چنینی بود و بارها در طی جنگ داخلی این چنین عمل کرد. در جبهه جنوب از طریق دستیاران خود، افسران سابق تزاری واتستیز و سیتین (که به آن‌ها اهمیتی بیش از کمیسرهای جنگی بلشویکی می‌داد و حتی دستور اعدام تعدادی از این کمیسرها را صادر کرده بود که با دخالت لنین، نقشه اوعقیم ماند)، آن‌ چنان نابسامانی و هرج و مرج درجبهه جنوب براه انداخته بود تا نیروهای نظامی تحت فرماندهی استالین در دفاع از شهر ساریسین که از سوی ارتش کراسنوف مورد حمله قرارگرفته بود، دچار شکست گردند. لنین به منظور جلوگیری از کارشکنی‌های تروتسکی، طی یک تلگرام، مقامات محلی را ، برخلاف تمایل تروتسکی موظف به تبعیت از استالین نمود . مضمون تلگرام این چنین بود: «شما موظف هستید که تمامی دستورات و توصیه‌های استالین، نماینده تام الاختیارشورای کمیسیون ملی را به فوریت و بدون هیچ عکس‌العملی به مرحله اجرا درآورید...مضمون این تلگرام را فوراً به تمامی بخش‌ها اطلاع دهید. رئیس شورای کمیساریای ملی ـ لنین ‪8‬ ژوئن ‪1918‬). کارشکنی تروتسکی خنثی و ارتش تزاری در آن زمان باشکست مواجه شد. ارتش سرخ به فرماندهی  اس. کامنیف چند شکست پیاپی به نیروهای کلچاک در جبهه شرق وارد ساخته و در موقعیت حمله‌ای برای درهم شکستن کامل نیروهای دشمن بود که تروتسکی از طریق وازتی  دستور توقف حمله و موکول نمودن آن را به پس از زمستان داد. این دستور در عمل، نمی‌توانسته مفهومی جز خدمت به کلچاک برای تجدید نیرو و دریافت کمکهای نظامی از انگلستان و ژاپن داشته باشد. کامنیف، فرمانده ارتش شرق با این طرح به مخالفت برخاست و به کمیته مرکزی حزب مراجعه کرد. کمیته مرکزی، تصمیم ارتش شرق را تأئید کرد. در پی ادامه حمله، ارتش کلچاک کاملاً درهم شکسته شد، شرق کشور آزاد گردید، کلچاک دستگیر و اعدام شد، وازتی  یار و مورد اعتماد تروتسکی از سرفرماندهی معزول و به جای وی، کامنیف برگزیده شد. تروتسکی که اکثراً بموقع ناکامی عملی و انتقاد، استتعفاء از وظیفه را راه فرار تشخیص داده بود، مجدداً استعفا داد که پذیرفته نشد. تروتسکی در نیمه دوم سال ‪1919‬ چنان ناهنجاری در جبهه جنوب بوجود آورده بود که ارتش سرخ مجبور به تحمل شکست‌های پی درپی می‌شد. نیروهای دنیکن در حال پیشروی بودند و در نیمه اکتبر ‪1919‬ تمامی اکرائین را به اشغال درآورده، شهر ساریسین را تصرف کرده و به سمت شهر تولا در ‪200‬ کیلومتری مسکو رسیده بودند. فرماندهی جبهه جنوب با همراهی و هم نظری تروتسکی نقشه‌ی مقابله را کاملاً به نفع دشمن طرح ریزی کرده بودند یعنی از راه دشت دُن که نیروهای دنیکن از پشتیبانی نیروهای قزاق برخوردار بودند. کمیته مرکزی که به نادرستی طرح تروتسکی پی برده بود، با طرح استالین که شامل جنگ از طریق خارکف ـ دُنباس ـ رستف بود، اعلام موافقت کرد و تروتسکی از دخالت در امور فرماندهی جبهه جنوب منع شد. کمیته مرکزی این افراد را با مأموریت فرماندهی و پیشبرد جنگ با دنیکن به جبهه جنوب اعزام داشت:  استالین، وروشیلف، بودیونی و ارژونیکیدزه. درپی شکستهای پیاپی ارتش دنیکن و پیشروی ارتش سرخ، در اوایل سال ‪1920‬ تمامی اکرائین و شمال قفقاز از نیروهای ضد شوروی پاک شد. تروتسکی از شورای جبهه جنوب استعفاداد. لهستان که یکی از چهارده کشورمتجاوز به شوروی بود، از عقد قراداد صلح با شوروی طفره میرفت و برنامه حمله مجدد به شوروی را در سرداشت. لهستان در آوریل ‪1920‬ پس از دریافت تجهیزات کامل از انگلستان و فرانسه به اوکرائین حمله و برخی از شهرهای شوروی از جمله کیف را تصرف کرد. ارتش سرخ به حمله متقابل دست زد و در چندین جبهه شکستی سخت بر ارتش لهستان وارد ساخت. دولت لهستان پیشنهاد صلح داد. لنین در آن مورد چنین نوشت: «ما  مطمئن بودیم و هنوزهم هستیم که … ما حتی از طریق یک صلح نامناسب برای ما، زندگی سربازان ارتش سرخ را نجات می‌دهیم و هم چنین هر یک ماه صلح، نیروهای ما را چند برابر می‌کند... گزارش شده است که سواره نظام ما  شیتومر  را آزاد کرده است. ارتباط آخرین جاده‌ی شهر کیف به جبهه لهستانی‌ها، از شمال و جنوب توسط نیروهای ما قطع شده است وکیف به طور ناامید کننده‌ای برای لهستان از دست رفته است. دولت لهستان مدام معلق می‌زند. اکنون پیشنهاد صلح داده است. بفرمائید: آقایان زمین دار و سرمایه دار، ما بررسی یک پیشنهاد صلح را هیچگاه رد نخواهیم کرد» (سخنرانی در دومین کنفرانس سراسری سازماندهندگان کار در روستا ـ ‪12‬ ژوئن ‪1920‬) و به تروتسکی و هم پیمانش توخاچفسکی، ژنرال سایق تزاری، که به قول کروپسکایا با  ًژست فریبنده ً خواهان حمله به لهستان و تسخیر آن بودند ، هشدارداد: «بزرگترین خطری که همچون موقعیت کنونی جنگ با لهستان پیش می‌آید این است که دشمن را ناچیز شمرد و به قدرتمندتر بودن خود مغرور شد که می‌تواند جنگ را به شکست بکشاند» (همانجا) و همانگونه نیز شد. تروتسکی و توخاچفسکی برخلاف نظر لنین با مذاکره برای صلح و هشدار دهی لنین درباره بلندپردازیهای آنها، با ًژست فریبندهی آزاد سازی ً ورشو، حمله به لهستان را بدون تجهیزات لازم و آماده سازی کامل ارتش سرخ و بررسی شرایط محلی آغاز کردند. نتیجه ی این نقشه مشکوک تروتسکی نه تنها مخالفت عملی با نظر و هشدارهای لنین بود، بلکه شکست ارتش سرخ، به کشتار دادن یا مصدومیت هزاران سرباز سرخ و از دست رفتن بخشی از خاک شوروی را نیز در پی داشت. قرارداد صلح در تاریخ ‪20‬  اکتبر در ریگا امضاء شد و گالیسی و بخشی از بلوروس در تصرف لهستان باقی ماند.
اختلافات بزرگ بعدی بین لنین و تروتسکی مربوط به دید سیاسی و تشکیلاتی درباره اتحادیه‌ها و تقریباً هم‌زمان در مورد فراکسیون بازی درون حزبی بود. لنین درباره جزوه تروتسکی باعنوان ً نقش و وظایف اتحادیه‌های صنفی ً اظهار داشت: «من ضمن این جزوه با تزهای پیشنهادی تروتسکی به کمیته مرکزی و تعمق در محتوی آنها، از کثرت اشتباهات تئوریک و نادرستی‌های فاحشی که در آن موجود است، دچار حیرت شدم. چطورممکن است کسی هنگامی که پیرامون این مسأله در حزب مباحثه دامنه داری آغاز میکند، بجای یک چیز سنجیده، چیزی به این بدی تهیه کند... اشتباه اصولی او در این حقیقت نهفته است که با طرح مسأله  ًاصول ً در این زمان،  حزب و قدرت شوروی را به واپس می‌راند...   تزها حاوی تعدادی اشتباهات تئوریک هستند. این رویکردی مارکسیستی به ارزیابی نقش و وظایف اتحادیه‌های صنفی ، نیست» (از: سخنرانی در اجلاس مشترک نمایندگان کمونیست کنگره هشتم شوراها و... ‪30‬ دسامبر‪1920‬ ). لنین سپس نوشت: «تزهای تروتسکی رد شدند. تزهای لنین پذیرفته شدند. قطعنامه مربوطه درشکل نهائی آن با ده رأی موافق در مقابل چهار رأی مخالف به تصویب رسید... کمیته مرکزی کمیسیون اتحادیه‌ها را انتخاب می‌کند و رفیق تروتسکی نیز جزو آنست. تروتسکی کار در کمیسیون را نمی پذیرد و فقط همین اقدام است که اشتباه اولیه رفیق تروتسکی را تشدید می‌کند و سپس به تشکیل فراکسیون می‌انجامد... به عقیده من اوج مباحثات ‪30‬ دسامبر، قرائت تزهای رودزوتاک بود. واقعاً هم نه رفیق بوخارین و نه رفیق تروتسکی نتوانستند هیچ اعتراضی به این تزها  بنمایند... این می‌رساند که تمام اختلاف نظرهای تروتسکی ساختگی است» (از مقاله: بحران حزب ـ ‪19‬ ژانویه ‪1921‬ ). در مقاله ای دیگر از لنین در مورد نادرستی تزهای تروتسکی آمده است: «‪1‬ ـ فراموشی مارکسیسم که به صورت تعریف اکلکتیکی و از نظرتئوریک نادرست رابطه ی میان سیاست و اقتصاد نمایان می‌شود. ‪2‬ ـ استتاریا دفاع کردن از آن اشتباه سیاسی نمایان شده در سیاست خانه تکانی اتحادیه‌ها،  که تمام جزوه تروتسکی مملو از آن است، اشتباهی که چنانچه به آن اعتراف نشود و تصحیح  نگردد، به سقوط دیکتاتوری پرولتاریا می‌انجامد. ‪3‬ ـ گام به پس در زمینه مسایل صرفاً تولیدی و اقتصادی، در زمینه مسایل مربوط به طریقه ی افزایش تولید... تروتسکی با راه انداختن جر و بحث بر سر الفاظ و تزهای ناصحیح، وقت حزب را تلف کرد... امروز که ‪25‬ ژانویه است، درست یک ماه از موضعگیری رفیق تروتسکی می‌گذرد. اکنون آشکار است که این موضعگیری که ازنظر شکل نامناسب و از نظر محتوی نادرست است، حزب را از تلاش عملی اقتصادی و تولیدی به سوی تصحیح اشتباهات سیاسی تئوریک منحرف کرده است... در طول یک ماه هم پتروگراد، هم مسکو و هم یک سلسله از شهرهای استان‌ها نشان دادند که حزب به مباحثات پاسخ گفت و مشی نادرست رفیق تروتسکی را با اکثریتی قاطع مردود اعلام کرد» (از مقاله: بار دیگر درباره اتحادیه‌های صنفی، وضع کنونی و اشتباهات تروتسکی و بوخارین ـ ‪25‬ ژانویه ‪1921‬). تروتسکی با وجود اخطارهای لنین و ممنوعیت فراکسیون درحزب، همچنان به تشکیل فراکسیون بازی خود ادامه داد.
تروتسکی در مقاله مورد بحث مدعی است که برخورد تند لنین با وی «تنها تا چند سال پیش انقلاب اکتبر» بوده است. اینهم یکی دیگر از همان دروغهای نمایان تروتسکی است. برای نشان دادن این دروغگوئی و ریاکاری تروتسکی، بهمراه نقل قولهائی از لنین، تاریخ آنها نیز ذکرشده اند که برخی ازآنها نه تنها در یکی دوسال ـ و نه چند سال ـ  پیش از انقلاب اکتبر نگارش یافته اند، بلکه حتی مربوط به دوران انقلاب اکتبر و ساختمان سوسیالیسم در شوروی نیز می‌باشند.
چراتروتسکی از چگونگی «رویاروئی‌های تند» لنین با وی کلامی توضیح ندارد. لنین با بسیاری از مارکسیست‌های آن زمانی از جمله روزا لوکزامبورگ برخورد تند داشت، ولی بین این برخورد با برخورد با تروتسکی از زمین تا آسمان تفاوت بود و ماهیتی دیگر داشت. حتی برخوردهای تند لنین با زینویف و کامنف به هنگام هم زبانی موردی آن‌ها با تروتسکی در سال ‪1914‬ ، آن ماهیت و شدت رویاروئی با تروتسکی را نداشت، هیچگاه روزا لوکزامبورگ را  ًپوچ گو ً،  ًحزب را می‌فریبد، پرولتاریا را می‌فریبد ً، کسی که  ً تمام دشمنان مارکسیسم را گرد هم می‌آورد ً،  ًدیپلماتی از پست ترین قماش  ً،  ً از دشمن خطرناک تر ً،  ًمضرترین کائوتسکیست ً،  ًچنین خوکی ً،  ًشارلاتان ً،   ً حقه باز ً،  ًشیاد ً،  ًفراموشی مارکسیسم ً و ... خطاب نکرد. تروتسکی  با نیرنگ یک نقل قول از استالین را چاشنی مقاله خود می‌کند تا غیر مستقیم و ریاکارنه به خواننده نا آشنا به تاریخ انقلاب روسیه القاء کند که گویی رودرروئی‌های لنین با تروتسکی، همگی تنها جنبه ی هشدار داشته اند و ماهیت ضد بلشویکی او منظور نبوده است. این نیرنگ، کارائی ندارد زیرا لنین تنها و تنها چنین شیوه ای را بندرت در مورد اعضای حزب بلشویک به کار می‌برد و در موردِ آن نقل قول نیز نظرش هشدار به برخی از اعضای حزب بود که در مورد همکاری با دولت کرنسکی، به سان منشویک‌ها و سوسیال رولوسیونرها، در تردید بودند. تروتسکی در آن زمان علیه حزب بلشویک در بیرون ازحزب فعالیت داشت، در حالیکه پس از انقلاب، با هدف تسخیر قلعه از درون، با عضویت در حزب به خرابکاری پرداخت. تنها موردی که احتمالاً بتوان، از هشدار دهی لنین در مورد تروتسکی نام برد، کلمات  ًخائنین پست ً بهنگام مخالفت تروتسکی با زمان قیام برای کسب قدرت می‌باشد، آنهم احتمالاً و شاید.
تروتسکی درهمان مقاله می‌نویسد : « به زحمت لازم است که به دهها نقل قول دیگر از مقالات و سخنرانی‌های لنین ارجاع داده شود که در آنها نظرش را راجع به تروتسکی بیان می‌کند». آن دهها موارد مشابه نقل قولهای دروغین و خود ساخته تروتسکی کجا هستند و در کدام مقاله لنین، که هیچگاه سند آن از سوی تروتسکی نشان داه نشد و تروتسکیستهای دوآتشه نیز تا حال به آن‌ها اشاره‌ای مستند نداشته اند. آیا نقل قول‌های مستند و با اشاره به منبع و زمان که تروتسکی را از جمله «تروتسکی خوش خدمت، ازدشمن خطرناک تراست» می‌شمارد و آن چه در بالا آورده شد، نقل قولهائی از لنین نیستند و مشخصاً در مورد تروتسکی نمی باشند؟ اشاره به گفتاری خود ساخته و دروغین، سند و مدرک نیست. مگر امکان دارد شخصی از سوی لنین تنها به آن علت که علیه منشویکها موضع گرفته است به عنوان بهترین بلشویک معرفی گردد ولی این ًبهتر ً ین بلشویک به عضویت مرکز فرماندهی انقلاب برگزیده نشود؟ آیا تروتسکی تنها فردی بود که علیه منشویکها موضع گرفت و تمامی اعضاء و کادرهای حزب بلشویک هیچگاه علیه منشویک، موضع نداشتند؟ اگر ملاک ًبهتر ً ین بلشویک، تنها اعلام موضع علیه منشویکهاست، پس هزاران بلشویک وفادار را که هیچگاه همچون تروتسکی درهم پالگی با منشویک  درنیامدند، چه بایستی خطاب کرد. بزعم تروتسکی هزاران کمونیستی که از ابتدای حیات بلشویسم در همراهی با لنین بودند و مجدانه علیه منشویک مبارزه کردند، لیاقت  ًبهتر ً ی را نداشتند و تنها تروتسکی که بارها با منشویک‌ها علیه بلشویسم هم پیاله و هم پیمان شده بود و حدود یک ماه و نیم پیش از انقلاب اکتبر به حزب بلشویک پیوست، لیاقت  ًبهتر ً ین بودن را داشت، عجبا!! تروتسکی نقل قول دروغین می‌سازد و هیچگاه منبع قابل بررسی را اعلام نمی کند. لنین، او را به خوبی می‌شناخت که خاطر نشان می‌کرد: «علت اینکه تروتسکی از فاکت‌ها و اشارات مشخص پرهیز دارد همانا اینست که این فاکت‌ها و اشارات تمامی این بانگها و جملات پرطمطراق او را بی رحمانه تکذیب می‌نماید» (مقاله: نقض وحد ت در پرده فریادهای وحدت طلبی).  برعکس ادعای تروتسکی، نقل قولهای لنین در مخالفت با تروتسکی و افشای چهره ضد بلشویکی او نه تنها بیش از دهها مقاله می‌باشند، بلکه بمراتب فزون تر از آن چند نقل قول ذکرشده است و به همراه توضیح مورد اختلاف ، صدها صفحه خواهند شد.  به ذکرچند نقل قول آورده شده از لنین در انتقاد و رسوائی تروتسکی، تنها به منظور کوتاه کردن این مقاله، بسنده شد و همین اندک و چکیده، گواهی صحت ارزیابی لنین از تروتسکی است که:  «طفلک باز هم دروغ گفت و باز حسابش غلط از آب درآمد» (ازمقاله: انحلال طلبان علیه حزب ـ ‪8‬ مه ‪1912‬).        
ناگفته روشن است ، کسانی که در تشکیلات و ادارا ت دولت انقلابی دچار اشتباهات بزرگ و شک برانگیز می‌شوند، مجبورند یا برای حفظ موقعیت خود و یا با باور لحظه ای و یا حتی از جنبه ی خودشیفتگی، درهم یاری و همکاری با این یا آن عمل مثبت و خدمت به انقلاب گام بردارند. نمونه بارز چنین عناصری خروشچف است که در خیانت تاریخی او هیچ کمونیستی شک ندارد. خروشچف به هنگام نبرد استالینگراد، برای مدتی به سِمَت  کمیسر شهر در خطرناک ترین لحظات برگمارده شد و خدمت شایسته کرد، و لیکن همین خروشچف، پیش تر در مسکو برای هزاران کمونیست متعهد، پرونده سازی کرده بود که از حزب اخراج شدند و تعدادی نیز اعدام گردیدند. پس از روشن شدن آن اعمال ضد انقلابی خروشچف، کمیته مرکزی که دستور بررسی مجدد پرونده‌های مورد تأئید خروشچف را داده بود، هزاران کمونیستی را که با امضای خروشچف، محکوم به اعدام، زندان و اخراج از خدمت دولتی شده بودند، آزاد ساخت و اعاده حیثیت کرد و خروشچف را تنزل مقام داد. آیا خروشچفی را که به خاطر مقاومت در استالینگرد مدال گرفته بود، می‌بایست تنها به خاطر آن مدال ارزیابی کرد و آن را برای تبرئه وی به رخ کشید؟. خروشچف زمانی که هنوز مقام اول را در حزب و دولت در اختیار خود نیاورده بود، در مراحلی عملی مثبت انجام داد و در مواردی عمل کاملاً ضد انقلابی و ضد انسانی و بالاخره در زمان مناسب، بزرگترین ضربه را به جنبش کمونیستی جهانی زد و پرونده خیانت بار خود را تکمیل کرد. همین گونه است در مورد تروتسکی. او نیز در مواردی، خدماتی انجام داد ولی پرونده  اشتباهات و خیانت‌های او آن چنان انباشه است که هیچگونه چهره مثبتی برای او بجا نمی گذارند. از این رو زمانی که او اشاره به این یا آن تحسین لنین و دیگر اعضای حزب بلشویک از خود دارد، نمی باید و نمی توان تنها آن چند نمونه را معیار ارزیابی قرارداد که البته هیچ کدام از آنها مشابه نقل قولهای ساخته شده تاریک خانه پندار تروتسکی نیستند. هر تروتسکیستی که به ادعای دروغین تروتسکی در این زمینه باور دارد، بهتر است اندکی زحمت به خود دهد و با استناد به منبع مورد اعتماد، جنبش کمونیستی را آگاه سازد که لنین در چه مقاله‌ای و سخنرانی، تروتسکی را به عنوان  ًبهتر ًین بلشویک  معرفی کرده است، تروتسکی نتوانست و تنها به ساخته‌های تاریک خانه پندارخود اشاره داشت. کلیه آثار لنین در بیش از ‪40‬ جلد کتاب به برخی زبانها موجود است. بد نخواهد بود که پیروان تروتسکیست در این باره گامی بردارند و به قول خود ًاستالنیست‌ها ً را از خلوص لنین به تروتسکی آگاه سازند، شاید راه ًنجاتیً برای اینان باشد، و هرگاه چنان موردی نیافتند، اندکی اندیشه کنند که چرا آن مُرشد بزرگ به آنهمه دروغ پردازی متوسل شده است، شاید راه حلی برای رهائی از توهمات ضدکمونیستی باشد. دروغگوئی تروتسکی و حقه بازی او در طرح نقل قولهای ساختگی خودش، تنها به لنین ختم نمی شود. او هر جا که احتیاج به چهره سازی برای خود دارد، یک نقل قول قلابی بدون ذکر منبع موثق، از توبره ی تخیلات و آرزوهای بر آورده نشده اش بیرون می‌کشد و همین گونه است در نقل قولهای دست ساخته تروتسکی منسوب به کروپسکایا. در آغاز این نوشته نقل قول دروغین تروتسکی از کروپسکایا آورده شد. چرا این نقل قول کاملاً دروغین و تنها ساخته ی پندار تروتسکی است؟. زندگی کروپسکایا و نوشتجات او بهترین گواه هستند. کروپسکایا هیچگاه نمی‌توانسته برای تروتسکی بنویسد: «احساسات لنین نسبت به تو،  زمانی که از سیبری نزد ما درلندن آمدی تا روزمرگش تغییری نکرد». زیرا او از اولین کسانی بود که مقالات لنین را می‌خواند، در مصاحبت نزدیک با لنین بود و می‌دانست که احساس لنین به تروتسکی در سال ‪1902‬ که یک منشویک او را به علت هم زبانی اش بالنین، ً چماق لنین ً  خطاب می‌کرد با احساس زمانیکه می‌گفت و می‌نوشت: «تروتسکی خوش خدمت، خطرناک تراز دشمن است» و تروتسکی را  ًشارلاتان ً ، ًمضرترین کائوتسکیستها ً و... خطاب می‌کرد، بی نهایت متفاوت بوده است. به این نقل قول منتسب به کروپسکایا نبایستی تنها به عنوان یک دروغ پردازی تروتسکی نگاه کرد بلکه بدتر، توهینی است به لنین و کروپسکایا که گویا به رفیق تشکیلاتی قدیمی، یعنی همان ًچماق لنین ً و به فردی که  ًخطرناک تر از دشمن ً است و تبدیل به یک فرد  ًشیاد ً،  ً فریب دهنده کارگران ً و... شده است، احساسات یکسان دارد و گویا مواضع و سیاست طبقاتی برای او بی معنا بوده اند. از این دروغ  و توهین تروتسکی در مورد کروپسکایا بگذریم و ببینیم، همسر لنین، آن بلشویک وفادار به مارکسیسم ـ لنینیسم در نوشتجات باقی‌مانده از خود، چه چهره‌ای را از تروتسکی توصیف می‌کند، چهره ای غیر مارکسیستی و حتی خیانتکارانه. آورده شد که  کروپسکایا  در  ًوصف ً تروتسکی چنین گفته بود: «ترو تسکی لفاظی را دوست داشت. برای او ژست فریبنده اهمیتی بیش‌تر داشت تا نجات شوروی از جنگ و ایجاد موقعیتی که بتوان به جمع آوری نیرو و سازماندهی توده‌ها پرداخت» و درست یک سال پس از آن ترشح توهین آمیز تاریک خانه پندار تروتسکی، در انتقاد به جزوه تروتسکی تحت عنوان ً درسهای اکتبر ً چاپ سال ‪1924‬  نوشت: «حزب خود را با جدیت وقف انجام فعالیت عملی ساخته است. تحت شرایطی که ما در آن قرار داریم، این وظیفه‌ای به غایت سخت و دشوار است و به همین علت است که حزب در برابر هر بحث و جدلی، بسیار متخاصم است. به همین علت است که سخنرانی رفیق تروتسکی درباره سنگر فوق الذکر از نظر سیزدهمین کنفرانس حزب ، بسیار عجیب و غریب آمد. و به همین علت است که مساعی ًادیبانه ًی رفیق تروتسکی خشم عظیمی را برانگیخته است... تحلیل مارکسیستی هرگز نقطه قوت رفیق تروتسکی نبوده است. به همین سبب است که او تا این حد، به نقش دهقانان کم بها می‌دهد... تروتسکی نقشی که توسط حزب به مثابه یک کل، به عنوان سازمانی که به کسوت یک تن واحد درآمده را به رسمیت نمی شناسد. نزد او حزب مترادف ستاد مرکزی است... این دیدگاه  ًاداری ً  خالص و مطلقاً سطحی و سرسری است... جهت رویکرد رفیق تروتسکی به مطالعه اکتبر اشتباه است. ارزیابی نادرست از انقلاب اکتبر فقط برشی از واقعیت‌ها و پدیده‌هایی با اهمیت عظیم است. ارزیابی نادرست از واقعیت، منجر به تصمیمات و اقدامات اشتباه می‌شود، این را هر کسی می‌فهمد... انحراف از مسیرتاریخاً محک خورده ی لنینیسم می‌تواند خطرناک و فاجعه بار باشد. و آنگاه که رفیقی مثل تروتسکی، حتی ناآگاهانه در راه تجدید نظر در لنینیسم گام بگذارد، پس بر حزب لازم می‌آید که نسبت به صدور یک اعلامیه ی رسمی اقدام نماید» (ازمقاله: درسهای انقلاب اکتبرـ چاپ مه ‪1925‬). و زمانی که هشدارهای کروپسکایا به تروتسکی نتیجه بخش نشد و تروتسکی به امید اضمحلال کشور شوراها و رسیدن به قدرت، فاجعه را با آغوش باز پذیرا شد، کروپسکایا نوشت: «تروتسکیست‌ها و زینویفیست‌ها خود را نگران سرنوشت توده‌ها نمی کنند. تمام آن‌ها تنها به فکر قبضه کردن قدرت هستند، حتی اگر این امر به کمک پلیس مخفی دولت آلمان و وحشی ترین دشمنان دیکتاتوری پرولتاریا به انجام برسد. آنها مشتاق احیای دولت بورژوائی و استثمار سرمایه داری از توده‌های زحمتکش در سرزمین شوراها هستند. تصادفی نیست که تروتسکی که هرگز خصلت اساسی دیکتاتوری پرولتاریا را نفهمید و نقش توده‌ها در ساختمان سوسیالیسم را درک نکرد، تروتسکی که معتقد بود سوسیالیسم می‌تواند با تکیه بر دستورا ت از بالا ساخته شود، لاجرم به راه سازماندهی اقدامات تروریستی علیه استالین و وروشیلف و دیگر اعضای بوروی سیاسی که در ساختمان سوسیالیسم به توده‌ها یاری می‌رسانند، کشیده شود. کائوتسکی و شرکای او وحشیانه به افترا و تهمت علیه دیکتاتوری پرولتاریا و قدرت شوروی دست زده اند. انترناسیونال دوم برای تخفیف ورشکستگی نظام سرمایه داری و خاک پاشیدن در چشم توده‌های زحمتکش تقلا می‌کند. پس از اینرو عجالتاً از نماینده پلیس مخفی دولت آلمان یعنی تروتسکی حمایت می‌کند...» (ازمقاله : افترا زنی انترناسیونال دوم ـ ‪1936‬) .
چرا تروتسکی نه تنها در نوشته ی مورد بحث، بلکه در بسیاری موارد می‌کوشید با دروغ و تقلب  نقل قول‌هائی از لنین را در تمجید از خود به رخ دیگران بکشد، نقل قولهائی که در هیچ یک از نوشتجات و گفتار لنین یافت نمی شوند. تروتسکی در تمام مدت زمانی که در شوروی بود، ادعای تعریف و تمجید ی از لنین را نسبت به خود عرضه نکرد و کلامی نیاورد. علت آن بود که بفوریت رسواتر می‌شد زیرا کارگران شوروی که او را در تجربه روزمره شناخته بودند ، خواهان مدرک و سند می‌شدند که تروتسکی نمی‌توانست آنان را به تاریک خانه پندارخود حواله دهد. از زمانی که او به خارج از کشورتبعید شد، آغاز به چنان دروغ پردازی‌ها کرد که مخاطبینش را در مرحله اول، در کشورهائی به غیر از شوروی جستجومی کرد تا شاید با کسب اعتبار و سوء استفاده از نام لنین بتواند افرادی به گرد خود جمع کند و انشعاب در جنبش کمونیستی آن کشورها را تحقق بخشد. از دیگر سو تلاش بر این داشت که در مواردی بسیار از طریق نقل قولهائی ساختگی از لنین ـ مانند آنچه از او آورده شد ـ با زیرکی و دنائت تمام چهره ای مغشوش از لنین بسازد که گویا سلامت فکری نداشته است و از جمله چگونه است که فردی را که به هنگام انقلاب فوریه  ًشیاد ً  و ًخوک  ً می‌خواند و در یک ماه و نیم پیش از انقلاب اکتبر ًخطرناک تر ً از  ًسوسیال ـ میهن پرستان ً می‌داند، به سرعت تبدیل به  ًبهتر ًین بلشویک می‌شود. در یک کلام، تروتسکی تلاش داشت با دروغ پردازی و تحریف و با سوء استفاده از نام لنین، کسب چهره برای خود بکند .
نسبت  ًیهودا ً به تروتسکی: تروتسکی در مقاله کذائی، جنجا ل به پا می‌کند که گویا لنین او را یهودا خطاب نکرده و تنها «دو سا ل پیش از جنگ، در یکی از لحظا ت حساس مبارزه در تبعید، لنین با عصبانیت تروتسکی را  ًیودوشکا  ً خطاب کرد» و اضافه می‌کند که: «در این مورد مشخص حتی مقاله‌ای هم در کار نبود، بلکه یادداشتی بود در لحظه ی عصبانیت». به طورجنبی بیان شود که تروتسکی حتی در این مورد نیز صداقت در گفتار ندارد. اول اینکه لنین نه در یک یاد داشت بلکه در یک نوشته ی کوتاه، تروتسکی را به یودوشکا تشبیه می‌کند که تاریخ آن سه سال واندی پیش از جنگ یعنی در ‪2‬ ژانویه ‪1911‬ می‌باشد. دوم اینکه، این  ً یاداشت ً یگانه موردی نیست که لنین، شخصیت تروتسکی را همچون  یودوشکا معرفی می‌کند، به عنوان نمونه می‌توان از مقاله‌ی  ًنقض وحدت در پرده‌ی فریادهای وحدت طلبی ً به تاریخ مه ‪1914‬ نام برد که نه تنها  ًیاد داشت ً نیست بلکه مقاله‌ای چند ده صفحه‌ای می‌باشد.  تروتسکی با نیت خاص، مقاله ی لنین را به  ٌیاد داشت ً تقلیل می‌دهد تا از اهمیت موضوع بکاهد، تاریخ را نیز تغییر می‌دهد و می‌خواهد به خواننده نا آگاه القاء کندکه آن تشبیه مربوط به گذشته‌های دور است در حالیکه لنین آن تشابه را درسال ‪1914‬ نیز تکرار کرده است و دیگر اینکه گویی ًعصبانیت ً یعنی حالت غیرعادی سببی بر چنان تشبیهی بوده است و گر نه لنین بنا بر تفسیر تروتسکی ابداً به خود اجازه نمی داده است که به ساحت مقدس این شخص نسبتی ناروا بدهد!! بنابر تفسیر تروتسکی، حتماً تمام آن نقل قولهائی که در این نوشته از لنین آوردیم، نتیجه ی عصبانیت بوده است و به زبان ساده بشری یعنی لنین در تمامی نزدیک به بیست سالی که تروتسکی را به باد انتقاد واستهزاء شدید گرفت و بدترین نسبت‌ها را به او داد، که سزاوارش بود، درعصبانیت گذراند!!! عجبا!! . چه خوب می‌بود، تروتسکی تنها به نام بردن از یودوشکا و یهودا قناعت نمی‌کرد و توضیحی نیز درباره خصوصیات  یودوشکا که شباهت فروان با روایات از یهودا دارد، می‌داد. او مسلماً از خصوصیات مشابه آن دو شخص با هم آگاه بود و با نیت از آن توضیح پرهیزکرده است.لذا ضروری است چند کلامی درباره آن دو شخص آورده شود تا جبران  ًغفلت ً تروتسکی شده باشد.
یهودا اسخریوطی (‪Judas iskariot‬ ) بنابر برخی روایات مسیحیت یکی از حوارین عیسی بود که  خفا گاه او را به  رومیان فاش ساخت و به عنوان خائن معروف شد. براساس روایت‌هائی دیگر، گویا این کار را برمبنای خواست عیسی و در مشورت با وی انجام داده است. روایتی دیگر براینست که او، عیسی را به عنوان فرزند ًخدا ً قبول نداشته و عیسی را زمینی می‌شناخته است. آنچه که امروزه مورد پذیرش اکثریت شعبات مختلف مسیحیت و مسیحیان می‌باشد، همانا اولین روایت است. تذکرحاشیه ای و خارج از موضوع این نوشته اینکه: موجودیت عیسی و حواریون او از نظر تاریخی ثابت شده نیست و حتی برخی از تاریخ شناسان و باستان شناسان در موجودیت او اظهار شک کرده اند.
یودوشکا (‪juduschka‬ ) کی بود؟. او شخصیتی داستانی در کتاب نویسنده روسی در قرن نوزدهم، میخائیل یِوگرافوویچ سالتیکوف  شچردین  به نام  ًخانواده گلوولیوف ً میباشد. براساس نظردهی کسانی که آن کتاب را خوانده اند و در توضیحات مترجمین آثار لنین آمده است، این شخصیت داستانی، ًنماد از هم پاشیدگی مادی و معنوی طبقه زمیندار میرنده، انگلهای اجتماع و خیانتکاران سالوس است ً. لنین در مقاله ی  ًنقض وحدت در پرده‌ی فریادهای وحدت طلبی ً در همان سطری که تروتسکی را با  یودوشکا گلوولیف  یک سان می‌داند، شیوه‌های او را با یک شخصیت داستانی از گوگول (نویسنده روسی) به نام نوزدرف درکتا ب  ً ارواح مرده ً که  ً مالک آشوب طلب، دروغگو و کلاهبردار ً است، مشابه می‌داند و در پایان مقاله درباره تروتسکی وهم پالگی‌های انحلال طلب وی، نتیجه‌گیری می‌کند که: «این نوع اشخاص در حکم بازمانده‌های دوره‌ها و صورتبندی‌های تاریخی دیروزند» (مه ‪1914‬) و در همان ماه درباره تروتسکی نوشت: «تروتسکی خوش خدمت، از دشمن خطرناک تراست». یک مقایسه کوچک نشان می‌دهد که از نظر اخلاق اجتماعی بین شخصیت یهودای روایات مسیحیت با  شخصیت یودوشکای داستانی تفاوتی چندان موجود نیست. هر دو دروغگو و هر دو خیانتکار هستند. مهم در این میان، نام شخص نیست بلکه خصوصیات اجتماعی و اخلاقی شخص است که هر دو شخصیت روایتی و داستانی، مشابه هم هستند، پس در اختیار پیروان تروتسکی می‌گذاریم که  کدام نام را برای او منا سب تر می‌دانند: یهودا یا یودوشکا.
مسلم اینست که مطمئن ترین سند، اصل مقاله است که به زبان روسی نوشته شده و از زمان نگارش تا زمان ترجمه به دیگر زبان‌ها بارها تجدید چاپ گردیده و هیچگونه تغییری در آنها امکان پذیر نبوده است.  به علت عدم آشنائی به زبان روسی، قادرنیستم در مورد چگونگی ذکر این نام در چاپ‌های به آن زبان اظهار نظر کنم .  در ترجمه به زبان آلمانی کلمه ی یودوشکا آمده است. در ترجمه به زبان انگلیسی و فارسی که احتمالاً از انگلیسی برگردانیده شده است، نامِ یهودا ذکرشده است. از ترجمه به سایر زبان‌ها اطلاع ندارم . از آنجائیکه شخصیت آن دو فرد یکسان هستند، نهایتاً می‌توان تغییر نام را یک بی دقتی در ترجمه دانست، که در مضمون قیاس شخصیت تروتسکی با یکی از آن دو فرد، تفاوتی بوجود نمی آورد.  ولی زمانی که خصوصیات مشابه آن دو شخصیت روایتی و داستانی از نظر دور نگهداشته شود و خود را به موش‌ مردگی زدن پیشه گردد که چرا این نام به جای آن نام آمده است و در پی آن به دروغ پردازی‌های بی نهایت شرم آور در بزرگ نمائی خود پرداخته شود، چاره‌ای نیست که  گفته ی لنین درباره تروتسکی را بهترین پاسخ بدانیم  که: «آیا ازتیمارستان نیست که این صداها بلند می‌شود» (ازمقاله: نقض وحدت در پرده‌ی وحدت طلبی).
در بررسی کوتاه از مناسبات لنین با تروتسکی و شخصیت او، بر اساس نقل قول‌های مستند از لنین و کروپسکایا نشان داده شد که آن دو کمونیست بزرگ، چه ارزیابی از وی داشتند و هر دو هشدار دادند که این یا آن موضعگیری و عمل می‌تواند به «خیانت » و «فاجعه » منتهی شود. تروتسکی گامی در تصحیح خود برنداشت. نتیجه چه شد؟. به علت جلوگیری از طولانی تر شدن مقاله، از چگونگی همکاری او با آلمان نازی که تماماً بر اساس اعترافات همدستان او، گواهی ناظران معتبر جهانی در دادگاه‌ها: نویسندگان، حقوقدانان، خبرنگاران و سفرائی که حتی هیچگونه تمایل کمونیستی و علاقمندی به شوروی نداشتند، از جمله : لیون فُیشت وانگر، دنیس  نوول پریت، آلکساندروِرت، جیلنزتیرنا، جوزف دیویس و...  و خاطرات برخی کارشناسان خارجی که در شوروی کار می‌کردند و همگی مستند و افشاء کننده ی اقدامات خیانت بار تروتسکی می‌باشند، می‌گذرم و خوانندگان را به مقالات و جزواتی که در این باره چاپ شده اند، رجوع می‌دهم. البته در همین زمینه است اقدام تروتسکی در انحلال گروهگ کوچک تروتسکیست در آلمان به هنگام حاکمیت نازی‌ها، مقالات متعدد خصمانه علیه حزب کمونیست آلمان در زمانی که این حزب از جانب نازی‌ها غیر قانونی اعلام شده و هزاران کمونیست ارزنده زندانی یا مجبور به مهاجرت شده بودند، ارسال جاسوسان مشترک تروتسکی و سازمان جاسوسی آلمان به شوروی از جمله : ناتان لوری، کروگلیانسکی، کونون، فرید من، واالنتین البرگ، برمان یوری، فریتزداوید و... ـ  که تروتسکی با دو نفر آخر در کپنهاک دیدار داشت ـ  به منظور تخریب در زیر بنای کشور و ترور رهبران حزبی و دولتی .
تروتسکی درپی یکی ازخیانت‌های خود در همکاری با ضدکمونیستهای امنیتی و طرفدران نازی‌ها آن‌ چنان به مخفی ماندن آن ماجرا اطمینان داشت که بهنگام آن خیانت و تا مدتها پس از آن، کاملاً سکوت کرد. در زمانی که این خیانت آشکار گردید و تروتسکی حتی در نزد پیروان خود در مخمصه قرار گرفت، پس از ماهها مجبور به  اقرارشد و راه چاره را در تقلب تاریخ یک نوشته توجیه گرانه ی خود یافت. تروتسکی درماههای فوریه و مارس ‪1939‬ در یک کمیته به رهبری  مارتین دایز ـ نماینده مجلس از تکزاس و یکی از سرسخت ترین عناصر ضد کمونیست ـ که به نام  ًکمیته دایز ً معروف شد، شرکت کرد. وظیفه ی اصلی این کمیته، شناسائی کمونیست‌های ایالات متحده و برنامه ریزی برای تعقیب و دستگیری آنها بود. این کمیته، سلف ًکمیته مک کارتی ً بود که با جنایت آمیزترین شیوه‌ها، کمونیستهای آمریکا را سزاوار اعدام و زندان شناخت که تعدادی از آنها به اعدام و زندان محکوم و یا مجبور به مهاجرت از ایالات متحده شدند. گردانندگان این کمیته به منظور گمراه کردن افکار عمومی جهانی مدعی شده بودند که وظیفه ی کمیته مزبور، علاوه بریافتن شیوه‌های ممنوعیت و مبارزه علیه فعالیتهای کمونیستها، مشورت درباره چگونگی جلوگیری از فعالیت‌های فاشیستی و وجانبداری از آلمان نازی نیز می‌باشد. این ادعای دروغین، پرده استتاری بود به منظور شرکت  شناخته شدن چهره‌های دست نشاندگان نازی‌ها برای رهیابی سرکوب کمونیستها در این کمیته.  و این درحالی بود که پیشتر یک کمیته دیگر به رهبری ساموئل دیک اشتالین تحت عنوان  بررسی فعالیت‌های  ًغیرآمریکائی ً نظر به برائت نازیها داده بود. یکی از فاشیست‌های مشهور آمریکا که در کمیته دایز، در همکاری با تروتسکی قرار داشت، ادوارد- اف – سولیوان بود که در ارتباط نزدیک با  هتمان اسکوروپاداسکی  ـ فراری  «گاردسفید» روسی ـ قرارداشت  که در باره کمونیستها اظهار داشته بودند: «همه ی این جهود‌های شپشو را به دریا بریزید» . یکی دیگر از فاشیستهای شناخته شده ی همکار تروتسکی در این کمیته  جی.جی.ماتیو  نام داشت که مقالات ضدکمونیستی او در مجله  ًضد کمینترن ً متعلق به آلفرد  رزونبرگ  ـ سیاستمدار نازی که مسئول دفترسیاسی حزب نازی و مسئول وزارت امور کشورهای شرق ـ  بود، چاپ می‌شدند.
تروتسکی که در ماههای فوریه و مارس در آن کمیته شرکت کرده بود، پس از افشا شدن شرکت و همکاری با سرسخت ترین ضد کمونیستهای آمریکائی و فاشیستهای آن کشور با هدف سرکوب کمونیستها ، برای توجیه خیانت خود، مقاله‌ای نوشت با عنوان ًچرا پذیرفتم درکمیته ی دایزحاضرشوم ً که درتاریخ ‪30‬ دسامبر‪1939‬ در نشریه  سوسیال اپیل  درج شد، درحالیکه تاریخ ‪11‬ مارس را داشت.  چرا این مقاله تروتسکی با تأخیر بیش از ‪9‬ ماه در آن نشریه چاپ شد، در حالیکه مقالات ضد کمونیستی و ضد شوروی او بر اساس ارتباطاتی که با برخی بنگاههای انتشاراتی، نشریات و مقامات داشت، باسرعت انتشار می‌یافتند؟. آیا آن تأخیر مصلحتی، میتواند علتی به غیر از افشاء شدن شرکت تروتسکی در آن کمیته کذائی داشته باشد؟. تروتسکی دست پاچه می‌شود و شتابزده نوشته‌ای را تهیه و ارسال می‌کند که نشان دهنده ی ماهیت ضد کمونیستی اوست. او با وارد کردن بحث مربوط به بررسی فعالیت‌های فاشیستی در آن کمیته ـ موردی که پیش تر بسته شده و بابرائت فاشیست‌ها پایان یافته بود و اکنون با شرکت برخی از رهبران فاشیستی، وظیفه ی سرکوب کمونیستها را داشت ـ می‌نویسد: «در مورد کمینترن، توقیف تنها به این سازمان کاملاً منحرف و سازش پذیرکمک می‌کند...  توقیف حزب کمونیست، فوری اعتبار این حزب را در چشم کارگران به عنوان مبارز آزار دهنده ی طبقه حاکم بازسازی می‌کند». تروتسکی با سرسخت ترین ضد کمونیستها و رهبران فاشیستهای آمریکائی نشست مشترک تشکیل می‌دهد و به آنها پند می‌دهد که مبادا حزب کمونیست را غیر قانونی کنید زیرا سبب اعتبار و قدرت گیری آن حزب می‌شود. او نگران زیر پا نهادن همان آزادیهای نیم بند دموکراسی جامعه سرمایه داری که بورژوازی ادعای آن را دارد نیست، بلکه نگران قدرت گیری کمونیستها می‌باشد. فرض کنید در زمان کنونی یکی از رهبران یک تشکل کمونیستی ایرانی با مأموران برجسته سازمان سیا و رهبران فاشیستها یک جلسه مشترک برپا می‌دارد تا در مورد جلوگیری از رشد و گسترش یک تشکل کمونیستی مخالف، برنامه‌ریزی کنند، به این اقدام چه نامی می‌توان نهاد؟. مگر خیانت شاخ و دم دارد؟. این عمل یک خیانت به تمام معنی است، حتی اگر منظور یک تشکل کمونیستی مخالف نباشد، بلکه تشکلی منحرف و غیر انقلابی باشد. برای تروتسکی، خیانت به جنبش‌های کمونیستی و رسیدن به قدرت با توسل به کثیف ترین شیوه‌ها، کاملاً مجاز بود، زیرا خودش گفته و نوشته بود که: «وسیله را فقط هدف می‌تواند توجیه کند» (تروتسکی ـ اخلاق آنها و اخلاق ماـ ‪1938‬). مارکسیست‌ها همواره با این اصل ماکیاولی که  ًهدف، وسیله را توجیه می‌کند ً مخالفت داشته‌اند زیرا می‌توان با ادعای گویا بهترین هدف، توسل به کثیف ترین و شنیع ترین عمل را، مجار شمرد . تروتسکی  که روزی روزگاری با ترور مخالف بود و مدعی بود: «از منظر ما ترور فردی غیر قابل قبول است»(ازمقاله: چرا مارکسیستها با ترور فردی مخالف هستند)، در سال ‪1938‬ با تبعیت از ماکیاول، در همان مقاله توجیه شرکت در ًکمیته دایز ً با ترور فردی اعلام موافقت می‌کند، زیرا قصد دارد از ترورهائی که دارودسته تروتسکی و سایر خائنین در شوروی سوسیالیستی انجام دادند، حمایت کند . برای تروتسکی که هدف، توسل به هر وسیله ای را توجیه می‌کند، هر خیانتی مجاز شمرده می‌شود، زیرا فوراً  در مخیله خود به پشت بند آن اضافه خواهد کرد که: هدف، رسیدن به قدرت است، پس هر هم نشینی و همکاری با کثیف ترین نیروهای ضد کمونیستی مجاز است.
بررسی مستند از تاریخ ، هرگاه همراه با تحلیل مارکسیستی باشد، آموزنده خواهد بود و هرگاه آغشته به تحریفات، دروغ پردازی‌ها و بزرگ نمائی‌های شخصی باشد، گمراه‌ کننده است.  کروپسکایا، درباره امکان پیش آمد  ًفاجعه ًای که تروتسکی به سوی آن در حرکت بود، هشدارداد. تروتسکی با تبعیت از گفته ی خود و به عاریت گرفته از ماکیاول یعنی  «وسیله را فقط هدف می‌تواند توجیه کند» ، هدف را کسب قدرت شخصی با توسل به هر وسیله ای که برای او امکان داشت، قرارداد و در عمل برای یک بار دیگر بر گفته ی لنین صحه گذاشت که: «تروتسکی خوش خدمت، ازدشمن خطرناک تراست».

اثر: علی رسولی ( ف.ک )

ویدئوها

صحبت‌های افشاگرانه زهرا نویدپور، دختری که توسط نماینده ملکان در مجلس اسلامی، سلمان خدادادی، مورد تجاوز قرار گرفته و بعد او را کشته و جسدش را در خانه مادری‌اش انداخته است. این جنایت کار باید در دادگاه زحمتکشان و ستم دیدگان ایران محاکمه و مجازات شود.

بجز انقلاب ضد سرمایه‌داری راهی نیست

  ‫وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،‬ در دست‌شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمین‌هایمان را داشتیم.
‫پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب‌های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین‌های ما را داشتند.‬
‫                                 "جومو کیانتا"‬


مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئی در آسمانها زندگی می كند كه تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.
و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام كارهایی كه تو نباید آنها را انجام دهی، و اگر یكی از این كارها را انجام دهی، او تو را به جایی می فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی كنی، رنج بكشی، بسوزی و فریاد و ناله كنی
ولی او تو را دوست دارد… !
                              " جورج كارلین"


کسانی که در مقابل ظلم متحد نمی‌شوند،

در زندان‌های ظالم یکدیگر را ملاقات خواهند کرد

برتولت برشت


 

وصیت نامه وحشی بافقی

روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلمه تاک زنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوختهء خسته از این دار برفت


بهشت بزرگترین فریب برای جهنم کردن دنیاست. کشوری که نام قبرستان‌هایش بهشت است، معلوم است مردمش در چه جهنمی زندگی میکنند

صادق هدایت


آنچه موجب خیزش توده‌ها برای انقلاب میشود، فقر نیست، بلکه پی پردن به علت فقر است

کارل مارکس


 

روی سخن‌ام با شماست ای حکومت‌گران، روشنفکران، روزنامه نگاران، نویسندگان و ای مردم ایران، این ملایان فریبکار و حجت الاسلام های مفتخوار میگویند در غیبت امام زمان حکومت حق ماست و هر کس غیر ما حکومت کند غاصب است. اگر از این زالوها جلو نگیرید و با آن‌ها مماشات کنید بزرگترین فاجعه در تاریخ ایران رخ خواهد داد. به هوش باشید، چشم و گوش خود را باز کنید!

                                      احمد کسروی


 

نمایش تعداد مطالب
93583

معرفی کتاب

نرگس دختر کارگر -  داستان کارگری


 


شیوه تولید أسیائی و ساختار اقتصادی جامعه ایران


 انسان در سیستم تفکر اسلامی


 سیمای دیگری از استالین


تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی


 گرگ‌ها و انسان‌ها


 تغییرات اجتماعی و نظام خانواده تا انقراض ساسانیان


 Lenin über Trotzki

 


حقوق زن در ایران

Go to top