گفتگو با یک کارگر برق کار در آلمان
وریا احمدی از طرف دفتر بین المللی حزب کمونیست ایران، گفتگویی تلویزیونی با مارکوس شتوکرت کارگر برق کار در کارخانه توسن کروپ در آلمان داشته که تجارب او می تواند برای پیشروان جنبش کارگری در ایران مفید باشد. از این روی متن پیاده شده این گفتگو را در نشریه درج می کنیم. 

پرسش: مارکوس بسیار ممنون از وقتی که برای گفتگو گذاشتید. همانطور که می بینی من با پرسش های از پیش تعیین شده ای نیامده ام. می خواهم با شما در مورد فعالیت های

کارگری خود شما، همکاران و کارخانه شما گفتگو را شروع کنیم. بنابراین اول از خودت شروع بکنیم. 

پاسخ: قبل از هرچیز از شما برای فراهم نمودن این گفتگو سپاسگزارم. نامم مارکوس شتوکرت است و ۴۴ سال سن دارم. نزدیک به ۲۵ سال پیش در کارخانه هوش شروع به کار کردم. آنجا دوره ام را تمام کردم و بعدا در همین کارخانه توسن ادغام شد و من بعنوان کارگر کروپ ماندم که بعدا کارخانه توسن هم در سال ۱۹۹۷ با کروپ در یک فوزیون یکی شد. و من الان عضو شورای کارخانه توسن کروپ و نماینده اتحادیه فلز نیز هستم. 

این کارخانه در جهان معروف است. ۱۶۰ هزار کارگر و شاغل دارد و تقریبا در اکثر نقاط جهان فعالیت می کند. بخش های تولیدی مختلفی دارد. بخشی از این کارخانه ساخت قطعات ماشین را به عهده دارد. بخش بسیار مهمی از این کارخانه صنعت ساخت آسانسور و پله های برقی و بخش های دیگر ساخت انواع دستگاه های صنعتی فلزی را به عهده دارند. 

پرسش: گفتید که کارخانه شما ۱۶۰ هزار کارگر و کارکن دارد که در کشورهای زیادی در سطح جهان پخش شده اند. چند نفر در اینجا یعنی جایی که شما در آن کار می کنید مشغول به کار هستند؟ 

پاسخ: در آلمان در قسمت فلز ۳۰ هزار کارگر دارد که بیشتر آنها در منطقه رور گبیت یعنی همین جایی که من کار میکنم مشغول به کار هستند.در این منطقه هم همه در یک جا نیستد. در شهر دویسبورگ که من هم کار میکنم ۱۳ هزار نفر در یک جا کار می کنند. البته بیش از ۷ هزار کارگر دیگر همانجا کار میکنند که از شرکت های جانبی و یا قراردادهای کاری دیگری کار می کنند و یا از شرکت های «سایت فیرما» یا همان شرکت هایی که انسان ها را کرایه می دهند می باشند که روی همرفته در این شهر ۲۰ هزار نفر می شوند. 

پرسش: کار و فونکسیون دقیق شما در این کارخانه چیست؟ 

پاسخ: من یک الکتریکر یعنی برق کار هستم. مدتهاست که با جرثقیل های بزرگ و دستگاههای بزرگ کار میکنم و سالهاست که من در موقعیت های مختلف اما همیشه بعنوان نماینده کارگران وظایف مختلفی را به عهده داشته ام. ما در مجموع ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر داریم که کارگران را در سطوح مختلف نمایندگی می کنند. خود اینها نیز در میان خود نمایندگانی را انتخاب می کنند، برای رهبری و هدایت کل فعالیت های کارگری و اتحادیه ای در کارخانه و اینجوری شبکه ای از فعالیت درون کارخانه ای درست می شود که در مجموع کارگران را نمایندگی می کنند. شورای خود کارخانه نیز همینگونه تشکیل می شود. من سالهاست عضو شورای کارخانه می باشم. البته باید یادآور شوم که تشکیل شورای کارخانه از یک قانون دیگر پیروی می کند و بدون وجود اتحادیه می تواند و باید وجود داشته باشد. خود این در پروسه انتخاب شورا روال دیگری دارد. ولی به هرحال یک تشکیلات نمایندگی کارگران شمرده می شود و از اهمیت بسزایی برخوردار است. از این طریق کلی سوخت و ساز درون کارخانه ای صورت می گیرد. خود همین ارگان نقش بسیار مهمی در هماهنگی فعالیت های عمومی اتحادیه ای با فعالیت های درون کارخانه ای تنظیم می کند. 

پرسش: معمولا یک کارکن با چنین وظایف مهمی نباید کار کند. آیا شما کماکان شغل اصلی خود را نیز دارید؟ 

پاسخ: بله وظیفه من فقط کار دفتری است. اما من خودم کماکان بخشی از کار اصلی ام را می کنم برای اینکه از تماس روزانه با کارگران محروم نشوم و نمی خواهم عادت کنم. می دانم هم ردیفی های من بیشتر با مدیریت، خودشونو تداعی می کنند. اما من دوست دارم یار و یاور روزانه هم طبقه ای های خودم بمانم. این نوع شغل ها زود آدم ها را از کارگران جدا می کنند و صاحبکاران نیز چنین وضعیتی را بسیار دوست دارند. 

پرسش : شما در منطقه ای کار و فعالیت دارید که یک منطقه وسیع کارگری و صنعتی می باشد. که پر از خاطرات و سنت های مبارزاتی کارگران آلمان می باشد، «راین هاوزن» برای ما در ایران فقط یک اسم نیست. راین هاوزن برای ما همیشه با اعتصابات زیادی از جمله اعتصابات معادن ذغال سنگ تداعی می شود. ما اخبار کارگری این منطقه را همیشه دنبال کرده ایم. 

دوست دارم در این گفتگو و از این فرصت استفاده کنیم و مخاطبین خود را در جریان فعالیت های روزانه شما بگذاریم. از جمله ساعت کار در کارخانه شما در هفته؟ 

پاسخ: بله، ساعت کاری در هفته برای ما ۳۵ ساعت می باشد. ولی چند سال پیش قراردادی را امضاء کردیم که در هفته ۳۱ ساعت کار کنیم و اینطوری از اخراج دو هزار نفر جلوگیری کردیم. 

پرسش: یعنی ۳۵ ساعت در هفته با حقوق کامل؟ 

پاسخ: در سال های ۸۰ (ا. گ. متال) تلاش فراوانی کرد و خواست ۳۵ ساعت را سر لوحه اعتراضات خود نوشت. این خواست در خیلی جاها به تحقق پیوست و کارخانه ما نیز یکی از آنها بود. البته ما الان بر این باوریم که ۳۰ ساعت در هفته یک خواست قابل انجام می باشد. 

پرسش: ببخشید حرفت را قطع کردم. در مورد ۳۱ ساعت در کارخانه شما می گفتید. 

پاسخ: بله چند سال پیش قرار بود که ۲۰۰۰ کارگر را اخراج کنند. ما می دانستیم که از نظر قانونی نمی توانیم از اخراج آنها جلوگیری کنیم و در عین حال نمی توانستیم تماشاگر بیرون کردن همکارانمان باشیم. چکار کردیم؟ آنرا سر همه کارگران سرشکن کردیم. یعنی همگی مقداری از دستمزدهای خود در ماه گذشت کردیم ولی در عوض کسی اخراج نشد. یعنی اینجوری شد که همه کارگران از ۳۵ ساعت در هفته کار خود را به ۳۱ ساعت کاهش دادند و همه سر کار ماندیم. البته صاحب کار نیز یک ساعت از نظر پولی به حقوق ما اضافه کرد . یعنی ما در هفته ۳۱ ساعت کار میکنیم ولی پول ۳۲ ساعت را دریافت می کنیم. 

۳۱ ساعت کار در هفته در حقیقت خیلی مناسب تر است برای اینکه فشار کار ساعتی خیلی بالاست و فکر می کنم خیلی ها حاضر نیستند دوباره ساعت کار خود را بالا ببرند. و با پول کمتری حاضرند کار کنند. البته بنا به قردادیکه بسته بودیم قرار است از دو سال آینده ساعت کار ها دوباره یواش یواش به ۳۵ ساعت و حقوق کامل برگردد. 

پرسش: یعنی شما دقیقا کاری کرده اید که کارخانه فولکس واگن کرد؟ 

پاسخ: بله همینجوره. آنها مجبور شدند به ۲۸ ساعت در هفته تن بدهند. ما هم همین کار را کردیم فقط شانس داشتیم که مقدار پولی که ماهانه از آن گذشت کردیم کمتر از شرکت فولکس واگن بود. هرچند بین کارخانه ماشین سازی مثل فولکس واگن و کارخانه ما خیلی فرقها هست و کلا پروسه تصمیم گیری ها سنت های جداگانه ای دارند ولی نتیجتا همین است که شما می گویید. 

پرسش: آیا چنین تصمیماتی به رای همگانی گذاشته می شوند یا مثلا نمایندگان و صاحب کار با هم تصمیم می گیرند؟ 

پاسخ: پروسه انجام چنین کاری و یا چنین تصمیم گیری هایی کلیشه خاصی ندارد. حتما نمایندگان کارگران در سطوح مختلف دخالت دارند. اکثرا پیشنهادهای عملی آماده می شوند و برای به اجرا گذاشتن آنها وارد رای گیری می شوند. این همیشه مثبت نیست برای اینکه در این پیشنهادها، اکثرا جهت گیری ها و خط و نشان برای تصمیم گیری ها نیز تعیین می شود. یعنی اگر این پیشنهادها به نفع کارگران تمام نشود خود نمایندگان کارگران هستند که یک میلیون دلیل می آورند که چرا امکان دیگری نیست و تصمیم مورد نظر درست است؟ برای مثال وقتیکه به کمترین مقدار دستمزد قراردادهای کاری تن می دهند، این نمایندگان هستند که می گویند: وضعیت کارخانه خوب نیست، در حال حاضر بیشتر از این ممکن نیست و...... یعنی از دور که نگاه می کنید صاحب کار را نمی بینید و این خود کارگران و بخصوص نمایندگان هستند که کارگران را به قبول وضع موجود می خوانند. 

پرسش: تصمیمات را عملا چگونه می گیرند، مثلا در مورد استخدام و یا اخراج ؟ 

پاسخ: در رابطه با استخدام و اخراج عملا هیچ تصمیمی وجود ندارد که بدون نمایندگان کارگران انجام گیرد. استخدام هر یک نفری باید امضای نماینده واحد کارگری را داشته باشد. یعنی وقتی کسی از کارخانه تقاضای استخدامی دارد پرونده ایشان به دست نمایندگی کارگران هم می رسد و به شکل رسمی در مورد مناسب بودن و یا مناسب نبودن ایشان صحبت می شود و یا مثلا کسی که دوره تحصیلی می بیند از او امتحان گرفته می شود و در نهایت شورای کارخانه باید شخص مورد نظر را تایید کند، بعد اجازه دارد استخدام شود. برای اخراج کسی از سر کار نیز همین روال ادامه دارد. اما در اینجا فرق هایی هست آن هم این است که خیلی از موضوعات در قانون کار آلمان نوشته شده است. آنها باید رعایت شوند. اگر آنها رعایت شوند خارج از میل شورای کارخانه هم اخراج مجاز هست. 

پرسش: وضعیت قراداد های موقتی چه جور است؟ 

پاسخ: اینجا باید مقداری از هم جدا کنم. قراداد های موقت هستند و آنها هم شرایط یکسان ندارند. مثلا الان مد شده است شرکت های «سایت فیرما» یعنی آنهایی که افراد فصلی، موقتی و حتی روزانه کرایه می دهند . اینها در شرکت ما بسیار کم هستند. از ۲۰ هزار نفر ۷۰۰ نفر داریم. در این رابطه باید به نقش افشاگرانه آقای «گونتر وال راف» اشاره کنم که به جنبش کارگری بسیار خدمت کرد. این شخص خود در شکل های مختلف در معرض انجام کار ارزان، کار شاق و کارهایی که واقعا اسفناک هستند می گذاشت و از شرایط گوناگون مخفیانه فیلم می گرفت. فیلم معروف ایشان که در نقش یک کارگر ترک مستند کرده است یکی از آنهاست. کارخانه «کروپ توسن» نیز در این رابطه زیر ذره بین بوده است و در سال های 1970 کارگران زیادی را در شکل برده واری استثمار می کرد و همه اینها فاش شد و به همین دلیل خیلی می ترسند. ولی با این حال هنوز ۷۰۰ نفر از سایت فیرما میگیرند. البته اتحادیه فلز نیز مبارزات درخشانی داشته که همه این آدمها مثل ما و مثل بقیه کارگران شرکت ستمزد بگیرند و اینجوری تلاش می شود در میان کارگران تفرقه ایجاد نشود و این یکی دیگری را عامل بدبختی خود نداند. و صاحب کار از آنها علیه همدیگر استفاده نکند. 

پرسش: کی اجرای این را نظارت میکند. 

پاسخ: خود کارگران به حقوق خودشان آشنا می شوند و این کار را ما می کنیم. در هر صورت ما بعنوان شواری کارخانه اجرای آنرا تضمین میکنیم. البته چند هزار نفری که مستقیما استخدام شرکت نیستند یا قراردادهای ما شامل حال آنها نمی شود. کسانی هستند که در شرکت های جانبی و کوچک استخدام شده اند که بخشی از تولیدات کارخانه ما را بعهده می گیرند و کلا در انجام کار تولیدشان مستقل هستند. در این شرکت ها ما حق دخالت نداریم . همانطور که قبلا گفتم چند هزار نفرند. و متاسفانه مورد انواع حمله صاحب کار قرار می گیرند و شرایط سخت کاری و همچنین حقوق کمتر به آنها تحمیل شده است. 

پرسش: یعنی کارفرمایان گوشه هایی از قانون را پیدا کرده اند که در آن هرچه که دوست دارند تحت شرایط آن به کارگران تحمیل می کنند. 

پاسخ: بله دقیقا و خود این نشان میدهد که قانون های آلمان و اروپا بسیار متناقض هستند و سوراخ های زیادی موجود است که کارفرمایان می توانند در آن خود را پنهان کنند. و در نهایت حتی کارگران را علیه همدیگر بسیج می کنند. مثلا خیلی از موارد هست که ما به این شرکت ها و کارگران آنها مراجعه میکنیم و آنها می گویند ما کارگر توسن کروپ نیستیم. در نتیجه متعهد به رعایت آن نیستیم. و این دقیقا چیزی است صاحب کار و دولت میخواهند. 

پرسش: تولیدات شما به کجا ها فرستاده میشود؟ 

پاسخ: تولیدات ما اکثرا در مناطق اروپا مورد استفاده قرار می گیرند. یعنی ۷۰ در صد از تولیدات ما در ۵۰۰ کیلومتر خود مورد مصرف قرار می گیرند. البته این به صنعت فولاد مربوط است. ولی بقیه تولیدات دیگر از جمله تولید دستگاه ها در کل جهان پخش است مثلا ما حتی در چین شعبه کاری داریم. 

پرسش: در محیط کاری شما فقط اتحادیه فلز کاران فعال است و یا اتحادیه دیگر نیز هستند؟ 

پاسخ: بودند ولی نقشی نداشتند یا حتی الان نیز تک و توکی از اتحادیه «وردی» هستند و یا cdm یعنی اتحادیه کاتولیک ها ولی اتحادیه فلز طرف حساب کارفرما است. 

پرسش: چند در صد عضو اتحادیه هستند؟ 

پاسخ: تقریبا ۸۰ درصد از کارگران بخش صنعت فولاد عضو اتحادیه فلز هستند. 

پرسش: ۸۰ در صد از اعضای اتحادیه‌ها عضو اتحادیه فلز هستند یا ۸۰ درصد کارگران بخش فولاد؟ 

پاسخ : ۸۰درصد از کل کارگران بخش فولاد. 

پرسش: این شمار بسیار بسیار زیادی است 

پاسخ: بالاترین در صد در کل آلمان است. 

پرسش: خوب حدودا ۸۰ درصد از کارگران عضو اتحادیه فلز هسند. جدا از اینکه رقم بسیار بالایی میباشد ولی ۲۰ درصد از کارگران عضو اتحادیه فلز نیستند. سوال این است که اگر قرار دادی را شما بعنوان اتحادیه امضاء میکنید آیا شامل حال این ۲۰درصد نیز میشود؟ 

پاسخ: از نظر قانون نه. 

پرسش: بگذار دقیق بگویم. یعنی کارفرما می خواهد اینجوری شود ولی اتحادیه مخالف این است؟ 

پاسخ: بله این درست است. چرا اینجوری است؟ مهم است. کار فرما موافق این است برای اینکه اگر مخالف باشد همه کارگران عضو اتحادیه خواهند شد و او با یک اتحادیه قدرتمندتر روبرو خواهد شد. و از طرف دیگر بلاخره یک طرف حساب لازم است و نه چند تا برای اینکه در چنین حالتی دردسر برای کارفرما بیشتر است. 

پرسش: به هر حال اینکه اکثریت ۸۰ درصدی از کارگران عضو اتحادیه هستند نشانه زحمت و تلاش فراوان شماست. برای اینکه در مجموع در آلمان اینطوری نیست. فقط جهت یاد آوری عرض بکنم که از ۵۲ میلیون شاغلی که در آلمان حضور دارند کمتر از ۷ میلیون عضو اتحادیه ها هستند. اتحادیه شما دومین اتحادیه بزرگ آلمان هست. 

پاسخ: نه اتحادیه ما بزرگترین اتحادیه در آلمان میباشد. 

پرسش: من فکر میکردم وردی بزرگترین باشد.

پاسخ: نه اتحادیه فلز دو میلیون و حدودا ۲۰۰ هزار عضو دارد و بزرگترین اتحادیه در آلمان می باشد. و من فکر میکنم حتی در کل اروپا بزرگترین اتحادیه می باشد. 

پرسش: خیلی خوب، الان اگر شما اعتصاب بکنید جهت تصمیم گیری باید آنرا به رای اعضاء بگذارید. چند درصد باید رای مثبت داشته باشند تا قانونا بتوانید اعتصاب کنید؟ 

پاسخ: قبل از هرچیز من باید عرض کنم که از نظر من، در آلمان بنا به قانون به شکل عملی اجازه اعتصاب نداریم. یعنی اینقدر موانع هست که حق بدون چون و چرای از اعتصاب را زیر سئوال میبرد. 

پرسش: لطف کنید اینرا توضیح دهید چرا در ایران خیلی ها فکر میکنند که اینجا شما از حقوق زیادی برخوردار هستید. 

پاسخ: ببینید بعد از جنگ جهانی کارگر عملا زور و قدرتی نداشت. در سال های ۱۹۶۰ قانون اساسی آلمان مورد بازبینی قرار گرفت که در آن ثبت شده است که کارگر از حق اعتصاب برخوردار نیست. در آنجا اشاره شده است که در سوخت و ساز کارخانه، یعنی در مورد استخدام و یا اخراج ویا اعتراض صرفا برای امر محل کار خود فعالیت کنند. تنها چیزی که موجود هست این است که اتحادیه ها در تعیین دستمزد ها طرف حساب هستند. یعنی آنجا دخالت میکنند و اگر اعتصابی صورت گیرد در این زمینه صورت میگیرد و یا مثلا کارخانه ای بسته شود و البته اگر کارخانه ای بسته شود کارگران خود کارخانه و نه کسان دیگری ، حق اعتصاب یعنی در امر خود دارند. جهت مقایسه مثلا اگر یک قانون علیه کارگران و حقوق آنان از طرف دولت تصویب شود ما در اعتراض با آن از حق اعتصاب برخوردار نیستیم. بنابراین فقط در ارتباط با دستمزد ها و یا امر درون کارخانه ای و نه چیز دیگر. 

پرسش: من میخواهم یک نکته را بهتر بفهمم. الان در کارخانه شما قرار است در آینده نزدیکی ۶ هزار کارگر را بیرون کنند. شما اجازه اعتصاب در اعتراض به اخراج ۶ هزار همکار ندارید؟ 

پاسخ: نه. اتحادیه اجازه فراخوان به اعتصاب را ندارد، برای اینکه این امر به دستمزدها مربوط نیست. ما اول امسال قراردادهای تازه ای در ارتباط با دستمزد ها داشتیم. آن موقع می توانستیم ولی الان قانونا نمی توانیم. اینجا لازم است بگویم که رهبری اتحادیه نقش بسیار مهمی در این رابطه دارد. برای اینکه تواناترین و سریع ترین تشکل کارگری در زمان حال هستند . مارکس زمان خود گفته است که قدرت کارگر در تشکل اوست. و واقعا اگر کارگر تشکل قدرتمند داشته باشد کسی نمی تواند با او مقابله کند. البته من باید یاد آور شوم که بعد از جنگ جهانی دوم تشکلات کارگری و از جمله اتحادیه های آلمان به بخشی از سوخت و ساز نظام سرمایه داری تبدیل شدند و نه تشکلی در مقابل آن. یعنی تا حدودی نقش آرام کردن کارگران را دارند و نه ابزار واقعا مبارزاتی آنان. رهبران اتحادیه واقعا نقش ترمز را دارند. حتی آنجاهایی که میتوانستند و یا میتوانند کاری نمی کنند. مثلا در کارخانه ما آخرین اعتصاب ما سال های ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ بوده است. ما از سال ۱۹۹۰ ببعد تا الان اعتصاب نکرده ایم.

اکنون به سئوال شما برمیگردم. برای اینکه اعتصابی شکل بگیرد اتحادیه باید به آرای کارگران مراجعه نماید. اگر بیشتر از ۷۵ درصد رای موافق دادند، آنموقع است که میتوانند به اعتصاب فراخوان دهند. 

پرسش: من این را فهمیدم که شما برای شروع اعتصاب به بیشتر از ۷۵ درصد از آرا احتیاج دارید. یعنی اگر دقیق بگویم حدقل ۷۶ درصد. الان پرسش من جهت پایان دهی به یک اعتصاب است. آیا برای پایان یک اعتصاب به همین درصد بالا احتیاج دارید؟ 

پاسخ: نه، ما برای پایان دهی به یک اعتصاب فقط به ۲۵درصد رای موافق برای شکستن یک اعتصاب احتیاج داریم. خود این نشان می دهد که چقدر محدویت برای شروع یک اعتصاب از یک طرف و چقدر آسان کاری برای تمام کردن آن وجود دارد. بحث حق اعتصاب بعد از این همه سال کماکان یکی از داغ ترین بحث های درون اتحادیه است. چرا نباید کارگران از حق اعتصاب برخوردار باشند. خود کارگران خیلی اوقات اقیانوسها را زیر پا گذاشته اند و اعتصاب کرده اند. مثال اعتصابات کارگران معادن ذغال سنگ که خودت هم اول بحث بهش اشاره داشتی از همین نوع بود. خیلی از آن اعتصابات طبق قانون اعتصاب پیش نرفتند. حتی کارگران کارخانه اوپل در سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ در همین منطقه از همین نوع بود.حتی اعتصاب اوپل ممنوع بود ولی شد. حتی آنها کارخانه را اشغال کردند که تا آنموقع تابو بود. این حتی طبق قانون می بایست جریمه می شدند برای اینکه به حریم مالکیت خصوصی تجاوز شده بود. چیزی که در آلمان از همه چیز مقدس تر است. یا مثلا ۱۹۹۷ کارگران حتی مراکز شهرهای آنجا را بستند. ایستگاه قطار و اتوبوس ها را بستند. تمام اتوبانها را بستند. که ما نیز در اعتراض به بارنامه فیزیونی توسن و کروپ یک هفته بدونه اجازه اعتصاب کردیم. 

پرسش: بله، این اعتصابات بسیار ابهت داشت. من میدانم که کارگران با خانواده هایشان و با پشتیبانی معلمان و دانش آموزان، دست در دست هم گرفتند و پنج شهر را یعنی دورتموند، اسن، بوخوم، دویسبورگ و دوسلدورف در یک زنجیره انسانی به هم وصل کردند. این حرکت بسیار با شکوه بود. قدرت کارگران و بی خاصیتی پلیس و پارلمان و دولت را به نمایش می گذاشت. بسیار امیدبخش بود. این یکی از نمونه هایی است که می توان در جهان مانند یک سمبل به آن نگاه کرد. 

پاسخ: این درست است ولی اگر به قانون در آلمان نگاه کنید، اینها تماما اعتصابات و اعتراضات غیر قانونی بودند. دولت و کارفرماها تلاش زیادی کردند که کسانی را که آنها فکر میکردند عامل این ناآرامی ها و این کارهای غیر قانونی بودند را مورد محاکمه قرارد هند اما جو پشتیبانی آنقدر قوی بود که جرات نکردند کاری که از نظر قانونی می توانستند انجام دهند را پیگیری کنند. 

پرسش: متاسفانه اینها را کسان زیادی نمی دانند. برای اینکه فکر می کنند آلمان یکی از دموکرات ترین کشورهای زمان است و در آنجا خیلی از قانون ها به نفع کارگران تنظیم شده است. 

پاسخ: متاسفانه خیلی از خود آلمانی ها نیز همینطوری فکر میکنند ولی حقیقت ندارد. مثلا در فرانسه کارگر هر روز اعتصاب و اعتراض می کند ولی در آلمان از تنبلی انسانها نیست واقعا محدودیت هایی قانونی اینقدر زیاد هستند که آنرا در چنین مقیاسی غیر ممکن می کند. در فرانسه کارگر اجازه دارد علیه یک قانون به شکل سیاسی آن به اعتصاب فراخوان دهند ولی در آلمان اینطوری نیست. 

پرسش: چرا کارخانه شما میخواهد ۶هزار نفر را بیرون کند.؟ 

پاسخ: کارخانه توسن کروپ از سال ۲۰۰۴ تا کنون مدام تلاش میکند تولیدات خود را در سطح جهان گسترش دهد. در کانادا می خواستند یک کارخانه را احداث کنند موفق نشدند. در برزیل خیلی تلاش کردند. در آنجا کارخانه زدند. در آمریکا شعبات و کارگاه های جانبی زیادی را زدند و در همه اینها موفق نشدند و مجبور شدند آنها را دوباره بفروشند. اینجوری احساس کردند موفق نخواهند شد. اینها سعی میکنند از صنعت فولاد یواش یواش فاصله بگیرند. سه سال پیش تلاش کردند در یک فوزیون یا درهم شدن با شرکت فولاد در هند به اسم ته ته ر قدم بقدم از صنعت فولاد فاصله بگیرند. این کارخانه در قسمت صنعت فولاد یکی از موفق ترین هاست ولی در مقایسه آنها به اندازه انتظاراتشان سود آور نیست. بنابر این نمی توانند بگویند موفق نیست. دنبال دلایل می گردند که کارگران را اخراج کنند. اینها در رقابت با چین و هند در بازار جهانی کم آورده اند. حتی می دانم که در ایران فولاد زیادی تولید می شود. اینجوری صنعت فولاد اروپا در مقیاس جهانی نقش پیشتازانه ای در آینده نخواهد داشت. 

مدتی قبل اتحادیه اداره امور فولاد اروپا گفته است که اتحادیه اروپا مخالف فوزیون توسن کروپ و ته ته ر هستند. دلایل بی معنایی را نیز ذکر کرده اند. البته از نظر من اینها می خواهند کماکان بر صنعت فولاد در اروپا تسلط کامل داشته باشند. ما الان در یک جهان امپریالیستی پرتناقض زندگی می کنیم. با توجه به تنش های امپریالیست ها در سطح جهانی، اینها به جنگ هم فکر می کنند و در اصل این امکان را برای درست کردن جنگ افزارها در زمان خودش، احتیاج دارند. این دلیل مخالفت آنهاست با فوزیونی که قرار است با شرکت هندی صورت گیرد و نه چیز دیگر. 

خوب در این وسط توسن کروپ خواستند که کل کارخانه را قسمت قسمت کنند و بعضا جداگانه در بازار بورس ظاهر شوند و یا حتی در معرض فروش قرار گیرند. همه اینها راه های طولانی تری را همراهی می کنند و از این نظر به اندازه کافی سرعت در کار را نمی بینند. اینها ترجیح میدهند که توسن کروپ در کشورهای عضو یورو با استفاده از ظرفیت های یورو سریع بتواند نقش پیشتازانه خود در سطح جهان را حفظ کند. 

جمعبندی کنم. اتحاد اروپا مخالف فوزیون توسن کروپ و با شرکت هندی، مخالف تقسیم و تکه تکه کردن آن هستند و دقیق نیز نگفته اند که چکار باید بشود ولی در این میان ۶ هزار کارگر قربانی خواهند شد. یعنی آنها سردرگم هستند که چکار بکنند ولی کارگران و بچه هایشان باید باج آن را پرداخت کنند. 

پرسش: ما بالاتر به این اشاره کردیم که شورای کارخانه باید موافق تک تک اخراجهایی که صورت میگیرد باشد، در چنین مواردی که کارگران در شکل هزاران نفری اخراج میشوند، چنین کاری چگونه انجام میگیرد؟ 

پاسخ: این هم یکی از آن موضوعات قابل بحث است. در چنین مواردی دلیل اخراج غیر عادی و مجبوری اعلام میشود. دلایلی که قانون آلمان از آن حفاظت میشود. و در چنین مواردی احتیاج به امضای آن از طرف شورای کارخانه نیست. شکل عملی آن این است که شواری کارخانه و اتحادیه از آن مطلع میشوند و بس. جای تعمق است که در سی سال گذشته دویست هزار نفر از سیصد هزار نفری که در صنعت فولاد در آلمان مشغول به کار بودند اخراج شده اند. البته بخش زیادی از این اخراجها خیلی حرفه ای پیش رفته است، مثلا کسانی که باز نشست می شوند جانشین ندارند. و یا کسی که به هر دلیل کارخانه را ترک می کند. به جای آن کسی استخدام نمی شود و یا کسانی که دوره می بینند بعد از دوره شان مشغول به کار نمی شوند. و اگر اخراج ها را نیز به ِآن اضافه کنیم می بینیم که چه تعداد سرسام آوری می شوند. اینجوری می بینیم که چگونه موقعیت های شغلی از بین می روند. 

پرسش: هنوز پرسش های بیشتری در میان اند، ولی متاسفانه وقت برنامه هم زیاد نیست. تعداد بین کارگران آلمانی و غیر آلمانی چگونه است؟ 

پاسخ: شاید در تعدادها دقیق نباشم اما حدودا ۷۰ ملیت در کارخانه ما و در همین منطقه کار می کنند. یکی از گروه های بزرگ کارگران از ترکیه هستند. ایتالیایی ها نیز زیاد هستند. این آخری ها تعداد کسانی که پناهنده هستند، کم نیستند. ایران و سوریه ای هم هستند. خوبی این کار این است که انتقال تجارب از کشورهای مختلف جهان واز جمله تجارب دسته جمعی موفقیت آمیز بسیار کمک می کند به همبستگی کارگری. 

پرسش: آیا کارگران در امر مبارزاتشان و یا در زندگی عادی کاریشان در کارخانه با هم دیگر تفاهم بیشتری با هم دارند تا در محل سکونتشان؟ 

پاسخ: بله، این را می توانم تایید کنم برای اینکه در کارخانه نکات مشترک آنها برجسته است، ولی در خانه هایشان مسئله ناسیونالیسم، مذهب و تاثیرات آنها بر کارگران و همچنین فرهنگ متفاوت نیز نقش بازی می کنند. در محیط های زندگی ترکها با هم هستند، کردها با هم هستند، آلمانی ها با هم هستند و اینجوری میبینی چقدر تفاوت وجود دارد. سی سال قبل همبستگی بیشتر بود. به نسبت الان تاثیرات مذهب و ناسیونالیسم بیشتر است و این تفرقه می اندازد. برای من طبقه بندی خود کارگران در اشکال مختلف قراردادی مثل قرارداهای موقت، استخدام در شرکت های جانبی و شعبه ای و یا در شکل کرایه انسان به اسم سایت فیرما از یک طرف و از طرف دیگر ناسیونالیسم ، مذهب، دولت، مطبوعات همه اینها تفرقه می‌اندازند و متاسفانه امروز وضع بدتر از سی سال قبل است. یک مثال زنده پدیده ای مثل اردوغان است. بخش زیادی از کارگران ترک از سیاست های اردوغان دفاع می کنند. من وقتی به خیلی از کارگران ترک توضیح می دهم که چرا اردوغان ضد کارگر است، از دست من عصبانی هستند. و حتی این همکاری در سطح کارخانه را سخت تر میکند. حتی بعضی ها با من حرف نمی زنند. با این حال سرنوشت ما یکی است و ناچاریم راهی پیدا کنیم با هم صحبت کنیم. 

پرسش: سئوال آخر من در مورد ایران است. شاید بدانی که کارگران ایران ازامکان تشکیلاتی و سازمانیابی برخوردار نیستند. با همه این محدودیت ها یک روزه تصمیم به اعتصاب می گیرند و آنرا هم اجرا می کنند. شما برای کارگران و فعالین کارگری چه پیغامی دارید؟ 

پاسخ:اولا بسیار متاسفم از اینکه ما در آلمان از چنین تلاش هایی از طریق مطبوعات محروم هستیم و خبر فعالیت های آنان را نمی شنویم. تصوری که اینها از ایران می دهند این است که این رژیم حقوق مردم را زیاد به رسمیت نمی شناسد ولی مردم این کشور پشت این رژیم هستند و آن را قبول دارند. و این یک دروغ محض است. ولی کلا از اخبار این تلاش ها محروم هستیم. من فقط میتوانم بگویم که بسیار مهم است سازمان یابند. همه ما در سطح جهانی متشکل شویم و علیه این نظام چه در ایران و چه در آلمان مبارزه کنیم. اینها همه یک سیستم هستند. آنهم سیستم سرمایه داری. فقط شکل حکومت کردنشان فرق می کند. یکی دیکتاتور است و یکی دیگر دموکرات. ولی واقعا یک سیستم داریم. به همین دلیل باید در مقابل کل سیستم سرمایه داری ایستاد. در این مبارزات ما باید بیشتر از همدیگر با خبر شویم. انتقال تجارب داشته باشیم. همبسته و متحد شویم. کارگران فولاد آلمان و ایران و جاهای دیگر دنیا از چند و چون همدیگر آگاه شوند و مبارزاتشان را هماهنگ کنند. و از اعتراضات همدیگر پشتیبانی کنیم. ما همه کارگران دنیا یک دشمن داریم، آنهم سیستم سرمایه و حامیان این سیستم است. من فکر نمیکنم که اگر واقعا ما متحد شویم کسی، حکومتی، سیستمی بتواند در مقابل ما قدرت نمایی کند. به همین دلیل آینده را میتوانیم با مبارزه متحدانه رقم بزنیم. 

پرسش: این جمله ی با معنای این مصاحبه است که امیدوارم همه آن را بشنوند. و همگی بتوانیم در ساختن یک دنیای شاد و امن و به دور از هر نوع استثمار و خشونت نقش داشته باشیم. ما باید راه هائی پیدا کنیم که این مبارزات را به هم پیوند یابند و موثر کنند. خیلی ممنون برای وقتی که در اختیار ما گذاشتید. موفق باشید 

پاسخ: با سلام دوباره به کارگران ایران و آرزوی موفقیت در مبارزاتشان! 

هفته آخر ماه می 2019
سایت حزب کمونیست ایران

معرفی کتاب

نرگس دختر کارگر -  داستان کارگری

narges


شیوه تولید أسیائی و ساختار اقتصادی جامعه ایران

schiweh


 انسان در سیستم تفکر اسلامی

ensan


 سیمای دیگری از استالین

stalin


تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی

trotzki


 گرگ‌ها و انسان‌ها

gorg


 تغییرات اجتماعی و نظام خانواده تا انقراض ساسانیان

tagh


 Lenin über Trotzki


 

حقوق زن در ایران

نمایش تعداد مطالب
98943

ویدئوها

صحبت‌های افشاگرانه زهرا نویدپور، دختری که توسط نماینده ملکان در مجلس اسلامی، سلمان خدادادی، مورد تجاوز قرار گرفته و بعد او را کشته و جسدش را در خانه مادری‌اش انداخته است. این جنایت کار باید در دادگاه زحمتکشان و ستم دیدگان ایران محاکمه و مجازات شود.

بجز انقلاب ضد سرمایه‌داری راهی نیست

  ‫وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،‬ در دست‌شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمین‌هایمان را داشتیم.
‫پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب‌های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین‌های ما را داشتند.‬
‫                                 "جومو کیانتا"‬


مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئی در آسمانها زندگی می كند كه تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.
و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام كارهایی كه تو نباید آنها را انجام دهی، و اگر یكی از این كارها را انجام دهی، او تو را به جایی می فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی كنی، رنج بكشی، بسوزی و فریاد و ناله كنی
ولی او تو را دوست دارد… !
                              " جورج كارلین"


کسانی که در مقابل ظلم متحد نمی‌شوند،

در زندان‌های ظالم یکدیگر را ملاقات خواهند کرد

برتولت برشت


 

وصیت نامه وحشی بافقی

روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلمه تاک زنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوختهء خسته از این دار برفت


بهشت بزرگترین فریب برای جهنم کردن دنیاست. کشوری که نام قبرستان‌هایش بهشت است، معلوم است مردمش در چه جهنمی زندگی میکنند

صادق هدایت


آنچه موجب خیزش توده‌ها برای انقلاب میشود، فقر نیست، بلکه پی پردن به علت فقر است

کارل مارکس


 

روی سخن‌ام با شماست ای حکومت‌گران، روشنفکران، روزنامه نگاران، نویسندگان و ای مردم ایران، این ملایان فریبکار و حجت الاسلام های مفتخوار میگویند در غیبت امام زمان حکومت حق ماست و هر کس غیر ما حکومت کند غاصب است. اگر از این زالوها جلو نگیرید و با آن‌ها مماشات کنید بزرگترین فاجعه در تاریخ ایران رخ خواهد داد. به هوش باشید، چشم و گوش خود را باز کنید!

                                      احمد کسروی


 

 
               

 

صفحه اصلی سوسیالیسم


 

مارکسیسم

ولادیمیر ایلیچ لنین - فارسی

ولادیمیر ایلیچ لنین - انگلیسی

از مارکس و انگلس - فارسی

آثار ژوزف استالین

روزا لوکزامبورگ

آنتونیو گرامشی

آوتیس سلطانزاده

کتابخانه

صادف هدایت،  

احمد کسروی، 

علی دشتی،  

غلامرضا پرتوی، 

صمد بهرنگی 

آثار نویسندگان دیگر

مقالات

مقالات علمی

مقالات سیاسی و تحلیلی

اطلاعات

دربارهء ما

تماس با ما

پیوندها

ICOR

 

                 
                                             
                      پیوند با طبقه کارگر با برنامه مشخص قابل تحقق است