نقدی را که می‌خوانید، یکی از مبارزین کمونیست برای نشریه رنجبر فرستاده  ولی حزب رنجبران ایران از درج آن خود داری کرد است. لذا وظیفه خود می‌دانیم، این نقد و مقاله‌‌ی مورد نقد  را به اطلاع علاقمندان برسانیم.

*****

نقد مقاله‌ای با عنوان "درباره روابط ایران و چین" در نشریه رنجبر

مقاله‌ای با عنوان " درباره روابط ایران و چین" به قلم "دیلم" در رنجبر شماره  182 درج گردیده است که درعام گوئی، توهین و برچسب به انقلابیون و دفاع از امپریالیسم متمرکز و حساب شده تنظیم گردیده است. نویسنده می‌نویسد: «از مجلس شورای اسلامی تا اکثر رسانه‌های پرو ترامپ آمریکایی، از مریم رجوی تا رضا پهلوی، همصدا با وزارت امور خارجه آمریکا، فریاد وطن وطن سر دادند و خطاب به مردم ایران، کجائید.... [که] قرارداد ترکمن چای دیگری را بسته است. اینبار نه با روسیه بلکه با چین.»

نویسنده طیف‌های متنوعی از مرتجعین و دشمنان طبقاتی کارگران و زحمتکشان را به یاری طلبیده، تا به این فکر ارتجاعی دامن زند که هر کس در برابر چین امپریالیستی سرتعظیم فرود نیاورد، از آبشخورآمریکا تغذیه می شود.

به شیوه برچسب زنی دیلم به کمونیستهای راستین در مقاله ذکر شده توجه کنید:

«اما این طیف را  بعضی از چپ های خارج کشور به دایره منحوسی تبدیل کردند.  همصدا با جریانات راست پرو آمریکایی که تا بحال حتی از کلمه امپریالیسم مثل جن و بسم الله می ترسیدند و آنرا  از ادبیات خود حذف کرده بودند به  ناگاه چین را  یک امپریالسم متعرض جنگجو در حال تسخیر ایران خواندند این گرایش به اصطلاح چپ بازماندگان گرایش رویزونیستی ضد اندیشه مائوتسه دون، ضد انقلاب چین و ضد کلیه گرایش‌های مارکسیست –لنینیستی هستند که از دیر باز با نفی انقلاب چین  روی خط ضد کمونیستی‌، ضد تشکیل حزب کمونیست عمل کرده‌اند. آنها زمانی انقلاب چین را چون اکثریت مردمش دهقان بودند انقلاب نمی دانستند و امروز که جامعه چین به دریای عظیم کارگری تبدیل شده است آنرا امپریالیست می‌خوانند."

فقط کافی است قدری به اطراف خود بنگریم تا متدولوژی سازمان‌های تبلیغاتی وابسته به امپریالیسم و دولت‌های فاشیستی را دریابیم. بوش رئیس جمهور سابق آمریکا می‌گفت: "هر که با ما نیست، بر ماست". دیدگاه رژیم جمهوری اسلامی این است که هر کس با ما نیست جاسوس آمریکا و اسرائیل است.

ولی واقعیت این است که درتقابل با هیاهوی وامصیبتای دولت‌های رقیب چین و رسانه های آنها، کمونیست‌ها و دیگر انقلابیون و آزادیخواهان نیزازموضع دفاع ازمنافع پرولتاریا، علیه چنین توافق نامه های غارتگرانه‌ای موضع‌گیری کرده‌ و مبارزه خود را تا حد ممکن برای جلوگیری از قطعنامه شدن آن ادامه می دهند.

ولی نویسنده، این موضع گیری را آگاهانه با موضع طرفداران آمریکا، سلطنت طلبان و مجاهدین همسنگ می‌کند.

از این مسأله که چه کسی به تنگ سیائوپیگ، رفیق تنگ سیائوپیگ می‌گوید و این نقل قول معروف مائوتسه‌دون را عمدا به فراموشی می سپارد که گفت: «اگر روزی چین یک اسلحه بفروشد، دوباره باید انقلاب را از چینگان شان شروع کرد»، فعلا میگذاریم. اما نویسنده به هر دری میکوبد، آسمان را به زمین میدوزد تا موضع انقلابی کمونیست‌هائی که چین کنونی را یک نیروی امپریالیستی میدانند و توافق نامه هنوز امضا نشده را غارتگرانه ارزیابی می‌کنند، با عقب مانده‌ترین شیوه تفکر و سطح بسیار نازل پلمیک، با عناصر مرتجع پروآمریکائی یکسان جلو دهد.

این امر هیچ چیز دیگری را جز موضع طبقاتی و شیوه تفکر خرده بورژوائی نویسنده که فرسنگ ها با شیوه تفکر پرولتاری فاصله دارد، نمی رساند.

حزب رنجبران، مقالاتی را هم در نشریه خود انتشار میدهد که با امضاء شخص نویسنده مشخص می گردد. این کار خوبی است و لزوما نباید همه مواضع آن با مواضع حزب رنجبران مطابقت داشته باشد. ولی وقتی سبک کار و شیوه تفکر غیر پرولتری و ارتجاعی از نویسنده‌ای که جرو کادرهای حزب محسوب می‌شود، ظاهر میگردد، آنوقت حزب رنجبران موظف به موضعگیری است. سکوت، تأیید چنین شیوه تفکر خره بورژوائی مرتجعانه است.       

حزب رنجبران ایران، امروز بیشتر از گذشته نیازمند نزدیکی و پیوند با طبقه کارگر و زحمتکشان در ایران و در سطح بین المللی است. خصوصیات مشمئز کننده چنین مطالبی از رغبت خواننده به مطالعه نشریات حزب رنجبران و در نزدیکتر شدن و بسیج احتمالی خوانندگان به حزب کاسته و بیشتر، آنان را به دوری از حزب ترغیب می کند.

14.08.2020

مهدوی

-----------------------

مقاله مورد نقد - منتشر شده در نشریه رنجبر ۱۸۲

درباره روابط ایران و چین

از مجلس شورای اسلامی تا اکثر رسانه‌های پرو ترامپ آمریکایی، از مریم رجوی تا رضا پهلوی، همصدا با وزارت امور خارجه آمریکا، فریاد وطن وطن سر دادند و خطاب به مردم ایران، کجائید عباس میرزایی که جنگ با روسیه را باخت و قرارداد ننگین ترکمن چای را امضا کرد، از قبر سر در آورده و قرارداد ترکمن چای دیگری را بسته است. اینبار نه با روسیه بلکه با چین. خبر تازه نبود .اولین بار مرکز اطلاعاتی نفت و گاز در لندن آنرا دو سال پیش  به نقل از یک منبع حکومتی ایران که نامش

را فاش نمی کند امضای قراردادی را به مدت 25 سال بین چین و ایران افشا کرده بود. اما از قرار هنوز تضاد چین و امریکا چنان حاد به سطح امروز نرسیده بود و سر و صدائی هم بلند نشد. اما بناگاه عده‌ای از نمایندگان در مجلس ظریف را مورد باز و خواست قرار می دهند و در اعتراض به سند پیشنهادی به آن مهر قرار داد دوم ترکمن چای می زنند و ظریف هم به گمان زنی‌ها با گفتن اینکه متن سند محرمانه است دامن می‌زند . پس از آن  غوغایی در رسانه‌ها برپا می شود و همه حوادث دیگر را تحت شعاع قرار میدهد.

اما چرا این همه هیاهوی سراسری و مشترک از طیف راست پرو آمریکایی خارج کشور تا اصلاح طلبان داخل، از احمدی نژاد تا رضا پهلوی و مریم رجوی همه در یک صف علیه پیشنویس سندی  که هنوز به امضا نرسیده و محتوای آن معلوم نشده است هیاهو بر پا کردند؟ چگونه است که هنوز دولت چین و ایران،  سندی بعنوان عهد نامه یا قرارداد  حتی در خطوط کلی آن،  امضا نکرده‌اند و  هنوز توافقنامه‌ای هم در کار نیست، جوری جلوه دادند که چینی‌ها جزیره کیش را گرفتند و پنج هزار نیرو پیاده کردند. بنظر می‌رسد هر کدام از این جریانات به ظن خود به این خیمه شب بازی پیوست و به این بهانه هدف دیگری را دنبال می‌کرد :

یکم

رژیم جمهوری اسلامی خود اولین جرقه را در مجلس شورای اسلامی  زد. رژیم جنایتکار درمانده با اینکار تلاش کرد:

* روی جنبش اعتراضی و اعتصابات  متحد و یکپارچه کارگران هفت تپه سایه اندازد و توجه جامعه را از مبارزات کارگران دور نماید

 ** در روزهایی که آمار گسترش ویروس کرونا رو به فزونی است و در ماندگی رژیم هرروز بیشتر آشکار می شود افکار عمومی را منحرف سازد،

 *** ضربه نظامی نطنز را که طبق کلیه گزارشات از درون خود رژیم بوده به امری  گذرا تبدیل نماید ،

 **** سقوط ارزی را هم که با دستکاری خود رژیم صورت می گیرد که در زمان‌های گذشته یکی از دقدقه‌های بازاریان بود زیر سبیلی در کند.

 ***** از همه مهمتر زمانی که در سطح جهانی در محاصره کامل قدرت‌های امپریالیستی غربی قرار گرفته به مردم نشان بدهد که تنها نمانده و با چین و روسیه متحد است و پشتیبان دارد. اصلاح طلبان هم که عملا به حاشیه رانده شده‌اند و طرفدار غرب و اقتصاد نئولیبرالیستی هستند در این زمینه دستی به آتش داشتند.

دوم

 امپریالیسم امریکا به سرکردگی ترامپ که به تازگی  استراتژی کلی سیاست خارجی را عوض کرده است .استراتژی ضد تروریسم جهانی راکه از زمان بوش پسر  در دستور بود به دشمن عمده آمریکا چین است تبدیل کرده است، به ناگاه دشمن مشترکی را کنارهم دید و فرصتی یافت تا در عین حال شکست خود را در حمله به ایران و فشار حد‌اکثری بپوشاند. و با رهبری وزارت امور خارجه آمریکا و رسانه‌های جیره خوار آن دامنه این هیاهو را گسترش دادند.

 نیروهای برانداز ایرانی پرو آمریکایی در خارج که دل به سیاست ترامپ و  پشتیبانی ترامپ  از نقشه براندازی دل خوش کرده بودند و با  انتصاب بولتون به رئیس امنیت ملی تا حدی که  وزارت امور خارجه آمریکا مستقیمن دخالت گری را به جایی رساند که رهبران این گروهک‌های ضد ایرانی و مزدور را  در وزارت امور خارجه برای ایجاد یک آلترناتیو متحد بورژوایی طرفدار غرب جمع کرد. بعضی ها تا حد رئیس جمهور موقت و گروهی دیگر بعنوان  آلترناتیو کابینه آینده خود را تدارک دیدند، مدتی بود  در پاسیوته و شکست کامل روبرو شده بودند دارودسته‌های  طرفدار آمریکا  که خود تا مغز استخوان خود فروخته و ضد مردمی هستند فرصتی یافتند تا  با هیاهیو که وطن را حاکمین به چینی ها فروختند تلاش کردند خیانت و مزدوری خود را بپوشانند و با نقابی جدید به میدان آیند.

 سوم

 اما این طیف را  بعضی از چپ های خارج کشور به دایره منحوسی تبدیل کردند.  همصدا با جریانات راست پرو آمریکایی  که تا بحال حتی از  کلمه امپریالیسم مثل جن و بسم الله می ترسیدند و آنرا  از ادبیات خود حذف کرده بودند به  ناگاه چین را  یک امپریالسم متعرض جنگجو در حال تسخیر ایران خواندند این گرایش به اصطلاح چپ بازماندگان گرایش رویزونیستی ضد اندیشه مائوتسه دون، ضد انقلاب چین و ضد کلیه گرایش‌های مارکسیست –لنینیستی هستند که از دیر باز با نفی انقلاب چین  روی خط ضد کمونیستی‌، ضد تشکیل حزب کمونیست عمل کرده‌اند.. آنها زمانی انقلاب چین را چون اکثریت مردمش دهقان بودند انقلاب نمی دانستند و امروز که جامعه چین به دریای عظیم کارگری تبدیل شده است آنرا امپریالیست می‌خوانند.

نیروهای مستقل کارگری، جنبش چپ  و کمونیست  و توده‌های ستمدیده و رنج کشیده که قرن‌ها است برای ایجاد ایرانی مستقل‌، آزاد و سوسیالیستی مبارزه می کند در برابر این همه هیاهو و نیروهای سرمایه و فرصت طلب چه می‌گوید؟

صد سال از مبارزه آگاه  و متشکل طبقه کارگر برای تغییر انقلابی جامعه با برنامه اجتماعی سوسیالیستی میگذرد. در این صد سال با اینکه طبقه کارگر و کمونیستها به پیروزی برای تحقق انقلاب سوسیالیستی نرسیده اند اما رشد سرمایه‌داری در ایران، گورکنان نظام سرمایه را به نیروی تعیین کننده در جامعه تبدیل کرده است. چاره‌ی  ایران انقلاب عمیق اجتماعی است یعنی برانداختن طبقه بورژوازی نه جا به جا کردن قدرت سیاسی یک جناح بورژوازی با جناح دیگر. نتیجه چنین تغییری  را که با خدعه خمینی و نقشه امپریالیستها در بهمن 57 پیاده شد امروز می‌بینیم. صد سال تلاش بورژوازی ایران  برای سرمایه‌داری کردن ایران  امروز جامعه‌ای را تولید کرده است که اکثریت عظیم مردمش در فقر و تنگ دستی زندگی می‌کنند و از آزادی و دمکراسی هیچ خبری نیست.

حزب رنجبران ایران خود را گردانی از طبقه کارگر و ادامه دهنده‌ی راه انقلابی و بلشویکی حزب کمونیست ایران که صد سال پیش در بندر انزلی بنیان گذارده شد میداند.  نیم قرن مبارزه‌ای سخت و بغرنج  علیه دو رژیم بورژوازی سلطنتی و ولایت فقیه به ما درس های گرانبهایی داده است :

ما در این سالها با شناخت بیشتر از انقلاب ایران و جهان، با مبارزه با الگو برداری در یافتیم که انقلاب سوسیالیستی در ایران بمعنی براندازی طبقه بورژوازی توسط طبقه کارگر امریست سخت، بغرنج و در نتیجه طولانی. این وظیفه تاریخی باید بدست وسیع ترین توده‌های ستمدیده و استثمار شده  و برای خدمت به آنها صورت گیرد.  برای رسیدن به این هدف و تحقق انقلاب سوسیالیستی هیچ راه میانبر موجود نیست. در این صد سال همه راه‌های دیگر امتحان شده است و به نتیجه‌ای نرسیده است. ما که خود را جزئی از طبقه کارگر میدانیم راهنمای عمل خود را کمونیسم قرارداده‌ایم بر اصل اساسی اتکا به نیروی لایزال تودها پافشاری داریم و هر گونه وابستگی به نیروهای سرمایه‌داری و امپریالیستی را ضد انقلابی می‌دانیم. پیروزی طبقه کارگر و انقلاب سوسیالیستی را در ایران در گرو کار دقیق سازماندهی در سطوح مختلف و تقویت الترناتیو کارگری  میدانیم. و براندازی رژیم جمهوری اسلامی به رهبری طبقه کارگر  در بسیج و متشکل کردن وسیعترین نیروهای عظیم مردمی برای استقلال‌، آزادی، اداره شورای و سوسیالیسم می‌دانیم.  برای انقلاب  سوسیالیستی  کردن و ادامه آنرا پس از سرنگونی رژیم سرمایه‌داری حاکم تضمین کردن‌، احتیاج به ایجاد حزب متحد و سراسری کمونیستی که از میان خود جنبش کارگری و تهیدستان جان بگیرد داریم. این مهمترین و عاجلترین سازماندهی است که جنبش کارگری باید آنرا محکم در دست بگیرد. همه شواهد نشان میدهد که شعار "چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است"  دارد مایه می گیرد. مبارزات کارگران هفت تپه و دیگر کارگران در سراسر ایران گرایش به وحدت و تشکیلات را قدرت بخشیده است. دیری نخواهد پائید که ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری به گرایش عمومی کارگری تبدیل خواهد شد. اما این دو تشکیلات هنوز برای انقلاب کردن کافی نیست. طبقه کارگر ایران برای پیروزی باید میلیون‌ها انسان دیگر رنجدیده و ستمدیده را یاری دهد تا متشکل و آگاه به نیروی خود و ضرورت انقلاب سوسیالیستی  شوند.

با داشتن چنین جهانبینی و برنامه  انقلاب سوسیالیستی، به سند پیشنویس چین و ایران چگونه برخورد باید کرد:

هیچ قراردادی وهیچ سیاستی  نمی تواند جلو مبارزه طبقه کارگر را برای تحقق برنامه‌اش بگیرد و حتی اگر جنگی هم صورت گیرد طبقه کارگر جنگ را به انقلاب برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل خواهد کرد. موافقت و مخالفت ما با هر قرار دادی از دید انقلاب بسود طبقه کارگر و توده‌ عظیم مردم است بنابراین :

یکم – با هرگونه قراردادی که به استقلال کشور ما لطمه زند و یک جانبه بسود چین باشد مخالفیم و آنرا رد می کنیم.

دوم –  ما همچنان امپریالیسم آمریکا را که دارای هشتصد پایگاه کوچک و بزرگ نظامی در جهان است خطر عمده برای  مردم ایران و جهان می دانیم  و علیه آن مبارزه می کنیم. دنیای بدون سرکردگی امپریالیسم آمریکا مطمئنا بهتر است این قرن سرگردگی آمریکاست.

سوم – هر گونه قراردادی باید علنی باشد و به بحث عمومی و آشکار برسد .با هرگونه قرار داد و حتی بند محرمانه مخالفیم و از نظر ما باطل است.

رژیم جمهوری اسلامی را باید با اتکا به نیروی مردم ایران  برانداخت،

با دخالت امپریالیست‌ها  مخالفیم.

پیروز باد جنبش کارگری ایران

زنده باد سوسیالیسم

دیلم

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • راز موفقیت - ژوان وایس Open or Close

    راز موفقیت

    "یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد.
    لبخندی زد و گفت:
    موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم
    دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
    دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

    دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
    سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم
    دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

    آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
    اهدافم
    رویاهایم
    ایده هایم و
    سرنوشتم

    روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
    روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
    هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد.
    نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.""

    ژوان وایس

  • سروده‌ای از شفیعی کدکنی Open or Close

     هیچ میدانی چرا چون موج

    در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

      زان که بر این پرده ی تاریک،

                 این خاموشی نزدیک،

                           آنچه می خواهم نمی بینم،

                          و آنچه می بینم نمی خواهم.

  • دین از نظر ژان پل سارتر Open or Close

    دین چیست؟

    عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
    اینطور نیست!
    دین یک صنعت است.
    صاحبى دارد.
    به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى
    و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
    مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول
    در آن جابجا میشود.
    هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود.
    این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند.
    دین یک دستگاه نشر اکاذیب است.
    دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.
    مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند
    و در آن دنیا از عقوبت این درست مثل مافیا است.
    نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت
    قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده مالیات میگیرد
    پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
    دین شراب ناب نیست
    متانول است که مستی میدهد، اما به قیمت کوری

    ژان پل سارتر

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • قطعنامه از برتولت برشت Open or Close

    قطعنامه

    نظر به اینکه
    ما ضعیفیم
    برای بندگی ما
    قانون ساختید
    نظر به اینکه دیگر
    نمیخواهیم بنده باشیم
    قانون شما در آینده باطل است.

    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    گرسنه خواهیم ماند
    اگر زین بیش تحمل کنیم
    تا که باز
    غارت کنید ما را
    مصممیم که زین پس
    از نان شب که فاقد آنیم
    کسی نیست ما را جدا نماید
    جز شیشه های ویترین.

    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    خانه های بسیار
    در هر کجا به پاست
    ولی ما
    بامی بر سر نداریم
    تصمیم ما بر اینست
    که در این خانه ها بخوابیم
    زیرا که دیگر
    زاغه هامان خوش نمیاید.

    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    ذغالها به خروار
    در انبارهایتان پر است
    ما بی ذغال
    از سردی زمستان میلرزیم
    تصمیم ما بر اینست
    که آن ذغال ها را
    در اختیار گیریم.

    نظر به اینکه
    با توپ وتفنگ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    موفق نمیشوید
    ما را دستمزدی کافی دهید
    خود کارگاهها را
    در اختیار خواهیم گرفت.

    نظر به اینکه بدون شما
    ما را نان کافی خواهد بود
    نظر به اینکه با توپ وتفنگ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    به گفته های دولت
    ایمان نداریم
    زین پس مصممیم
    رهبری را خود در دست گیریم
    و دنیای بهتری سازیم.

    نظر به اینکه
    تنها زبان توپ را آشنا هستید
    و به زبان دیگری تکلم نمیکنید
    ناچار خواهیم بود
    لوله های توپ را
    به طرف شما برگردانیم

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!