کار تشکیلاتی یک سازمان انقلابی در دوران حاکمیت فاشیسم


«تاریخ کلیه جوامع تا کنون تاریخ مبارزات طبقاتی است.» این جمع بندی تاریخی مارکس و انگلس از ۵ الی ۶ هزار سال اجتماعات بشری است. مبارزه طبقاتی موتور پیشبرد و تکامل جوامع بوده و چگونگی پیشبرد آن، خصلت مرحله‌ای هر جامعه مشخصی  را تعیین میکند. 
ایستادگی و ثبات قدم در مبارزه طبقاتی، کسب دانش تاریخی از روند این مبارزات در سطح ملی و بین‌المللی و شناخت دقیق از ماهیت و خصلت مبارزه طبقاتی مشخص امروزه در ایران ابزارهای لازمی هستند که با آن میتوان بردگی پرولتاریا و ستم دیدگی کلیه اقشار تحت ستم سرمایه‌داری را از بیخ و بن برکند و به تاریخ سپرد.
اگر ما به این ابزارها عام برخورد کنیم و در سطح عام هم بمانیم، غیر از درک روشنفکرانه و عاری از عمل انقلابی چیزی نصیبمان نخواهد شد. هر پدیده مشخصی را باید مشخص تحلیل و حل کرد. 
مبارزه طبقاتی بین بورژوازی لیبرال و خرده بورژوازی در اپوزیسیون از یک جانب و پرولتاریا از جانب دیگر در ایران به طـور عـام بـر سـر ارزیابی از ساختار طبقاتی و اجتماعی ایران جریان دارد. 
بر مبنای این ارزیابی دو راه حل کاملاً متفاوت نیز ارائه میگردد. خرده بورژوازی ایران میخواهد به بورژوازی بزرگ تبدیل شود، لذا با زیر پا گذاشتن واقعیات و حقایق کاملاً آشکار اقتصادی و سیاسی ایران، جامعه را به دو صف متقابل تقسیم میکند، مردم در یک جانب و حاکمین مسلمان در جانب دیگر. این صف بندی غیر طبقاتی بدیل خود را به صورت انقلاب دموکراتیک که همه مردم به یک سان در سرنوشت خود مختار هستند، ارائه میدهد. در این طرح است که بورژوازی لیبرال در اپوزیسسیون میتواند به بورژوازی حاکم تبدیل شود و خرده بورژوازی به بورژوازی . مثل به قدرت رسیدن دار و دسته خمینی در ایران، دارو دسته کرزای در افغانستان، و در عراق و لیبی و....
ایران جامعه‌ایست سرمایه‌داری که ۵۴٪ از جمعیت آن را طبقه کارگر و خانواده‌هاشان تشکیل میدهند. قشر پائین و پر جمعیت خرده بودرژوازی مثل معلمین، کارمندان دون پایه، دکانداران خرده پا، خرده بورژوازی فقیر ده و زنان و دانشجویان طبقات پائین جامعه جزو متحدین پرولتاریا هستند. منافع این اکثریت پایان بخشیدن به استثمار انسان از انسان است. آزادی برای این اکثریت یعنی آزادی از استثمار. در عین حال در نظام جهانی سرمایه‌داری امپریالیستی اکثریت مطلق جوامع به نظام سرمایهداری وارد گشته‌اند. بر مبنای واقعیات فوق و بسیاری فاکت‌های غیر قابل انکار دیگر، سازمان های کمونیستی کشورمان، منجمله حزب رنجبران ایران معتقدند که جامعه امروزه ایران به طور اساسی به دو صف بزرگ یعنی صف پرولتاریا و صف بورژازی نقسیم گردیده است و اقشار مختلفی نیز در بین این دو صف حضور دارند. لذا چه در سطح بینالمللی و چه در ایران دوران انقلابات دموکراتیک به تاریخ سپرده شده است. بدین جهت حزب ما مرحله انقلاب ایران را نه دموکراتیک نوین و نه دموکراتیک بلکه سوسیالیستی ارزیابی میکند.
تحت شرایط فوق، حزب ما میبایست روی دو پا حرکت کند: 
۱- مبارزه جهت بسیج و متشکل کردن پرولتاریا و دیگر زحمتکشان در خدمت تدارک انقلاب قهرآمیز علیه رژیم جمهوری اسلامی و برقراری سوسیالیسم
۲- مبارزه علیه دخالت نیروهای امپریالیستی در اوضاع داخلی ایران و گسترش همبستگی با طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان کشورهای دیگر به ویژه کشورهای بزرگ امپریالیستی
مبارزه طبقاتی عام که در فوق ذکر گردید، با شدتی بی سابقه در تاریخ مبارزات پرولتاریا علیه بورژوازی بر یک زمینه مشخص ولی از دو جانب در جریان است:
جنبش کمونیستی تلاش میکند در درون طبقه کارگر سازماندهی کند و در این ارتباط منسجم و آبدیده شود، و خود را جهت تدارک انقلاب سوسیالیستی بر مبنای نرم‌های مارکسیستی سازماندهی کند. 
بورژوازی حاکم، بورژوازی لیبرال در« اپوزیسیون »و خرده بورژوازی مرفه تلاش میکنند بر سر راه نفوذ جنبش کمونیستی در بین طبقه کارگر و اقشار ستم دیده سدهای ایدئولوژیک سیاسی ایجاد کنند، به تفرقه و انهدام این جنبش دامن بزنند و توطئه را سازماندهی کنند.
سازمان سرکوب بورژوازی ایران یعنی رژیم جمهوری اسلامی که قادر به ترمز مبارزات مردم و پرولتاریای ایران نیست، به فاشیسم رو آورده است و سیاست فوق را در شکل سرکوب علنی و همه جانبه جنبشهای مستقل کارگری و به اسارت کشیدن فعالین این جنبش و مهر وابستگی سازمانی به آنها اعمال میکند. آنها هیچ تشکلی را در طبقه کارگر برنمیتابند و هر تشکل کمونیستی و انقلابی‌ای را نیز به خون میکشند. ولی آزادی پرولتاریا بدون تشکل کمونیستی که در درون این طبقه نهادینه شده باشد ممکن نیست. خرده بورژوازی نیز با علم کردن بدیلهای من درآوردی خود مثل ایجاد سازمانهای آنارشیستی ارتجاعی، بر چسب زدن سازمانی به هر دستاوردی در درون جنبش کارگری و هر کارگری که این دستاورد را نمایندگی کند، موانعی در راه نفوذ جنبش کمونیسی در درون طبقه پرولتاریای ایران به وجود میآورد.

چه باید کرد؟
آیا باید ترسید و به کنج خانه پناه برد؟
آیا باید چند کلاشنکف برداشت و مبارزه جدا از توده‌های کار و زحمت را در پیش گرفت؟
آیا باید در این جنبش گسترش یابنده شرکت کرد و دنبال آن با افتخار قدم رو رفت؟
یا اینکه باید با تلاش و فداکاری آن سازمان منسجم و آهنینی را به وجود آورد که بر مبنای نرمها و تجربیات جنبش کمونیستی بین‌المللی بنا گردیده و سمت حرکت اساسی‌اش نفوذ گسترش یابنده در درون طبقه کارگر باشد؟
تمام عملکردهای فوق در رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی ایران در طول چهل سال تجربه شده است.
- از همان اوان حاکمیت رژیم تعدادی از „کمونیست ها“ و دیگر „انقلابیون“ از حکومت ترور ترسیدند، یا به خارج گریختند و یا در ایران خانه نشین شدند.
- بعضی از سازمانهای جنبش کمونیستی مثل مائوئیستها و حزب رنجبران ایران، در جریان تصویه حساب با خط سازشکارانه، دچار ماجراجوئی شدند و در جنگل‌های شمال مبارزه مسلحانه را بدون پشتیبانی و همیاری تودهه‌ا و پرولتاریای ایران „سازمان دادند“ و شکست سنگینی را متحمل شدند بدون این که بتوانند در توده‌های کار و زحمت تحول مثبتی به وجود آورند.
- در جریان جنبش ۲۰۰۸ که اصلاح طلبان حکومتی رهبری آن را قبضه کردند، بعضی از سازمان های به اصطلاح در اپوزیسیون به جای شرکت در آن و تلاش در جهت مبارزه علیه خط سازشکارانه این رهبری و بیرون کشیدن توده ها از زیر سلطه این خط سازش خطرناک، به دنبال آن روان شدند و در پی آن سینه میزدند و نوحه میخواندند.
- اما اکثریت جنبش کمونیستی ایران راه مبارزه را در پیش گرفت. با خطوط متفاوت و نرمهای متفاوت در تشکلات متفاوت علیه بورژوازی ایران مبارزه را با تمام سختی و موانع به پیش برده و میبرند.
ولی این همه فداکاری و از جان گذشتگی نتیجه مطلوبی را که عبارت باشد از حضور جنبش کمونیستی در درون طبقه کارگر، به بار نیاورده است.
چه عواملی سد راه جنبش کمونیستی‌ست؟
بر مبنای مارکسیسم، تشکیلات کمونیستی بیان مادی جهان بینی و سیاست کمونیستی است.
در طول چهل سال حاکمیت فاشیسم در ایران تمام سازمانهای کمونیستی در درون ایران منهدم شده‌اند. علت چیست؟
بعضی افراد ساده اندیش برای این سؤال جواب ساده ای دارند: رژیم همه را سرکوب کرد. ما بی تقصیریم. ما کار خود را کردیم ولی نشد. این جواب نه انقلابی است و نه علمی و هیچ وجه مشترکی هم با مارکسیسم ندارد.
اگر تشکیلات کمونیستی بیان مادی جهان بینی و سیاست کمونیستی است، جهان بینی و سیاست کمونیستی شکست نمیخورد. سازمانهای کمونیستی زیر ضربه فاشیستی برای لحظاتی تاریخی ضربه نظامی میخورند، کوتاه مدت پراکنده میشوند ولی منهدم نمیشوند، تماسشان با طبقه قطع نمیشود، با هر سرکوب نظامی، نفوذ گسترده تر و قدرتمندتری در طبقه نصیبشان میگردد و غیره... نمونه بر جسته و مثبت در تاریخ جنبش کمونیستی، حزب بلشویک در روسیه و حزب کمونیست چین را میتوان ذکر کرد.
احزاب کمونیست در آن جائی شکست ایدئولوژیک سیاسی متحمل میشوند که جهان بینی و سیاست غیر پرولتری و اپورتونیستی اتخاذ کرده باشند و به طریق اولی شکست سازمانی نیز نصیبشان میشود.
برای این که بار دیگر دچار انحرافات و مصائب خطی نشویم، لازم است به نکات زیر بپردازیم:
- ما در جامعه ایران عمل میکنیم.. جامعه ایران جامعه‌ایست سرمایه‌داری از نوع مذهبی و فاشیستی آن. وقتی ما میگوئیم سرمایه داری مذهبی و فاشیستی، مفاهیم خاصی را در نظر داریم:
- این سرمایه‌داری شمشیر را علیه پرولتاریا و توده های مردم از رو بسته است و بسیار جنایت کارانه عمل میکند.
- مرکز قدرت سرمایه‌داری هر روز کوچکتر و منسجمتر میشود.
- رابطه این سرمایه‌داری و دولت‌اش با مردم کاملا قطع شده است.
- این سرمایه‌داری مذهب را همانند نیروی نظامی آشکارا به کار گرفته و خرافات را آلترناتیو سوسیالیسم ساخته است.
- این دولت بسیار منسجم، متمرکز و سریع عمل میکند.
- این دولت روی ایدئولوژی خودش، با پایداری ایستاده است.
- و امروزه با تکنولوژی پیش رفته میتواند رد ارتباطات انسان‌هائی را که دُم به تله میدهند، بگیرد. سازمانهای خبر چینی و جاسوسی خود را با میلیاردها تومان، بسیج و فعال نگه میدارد و....
لذا:
- در شرایط خفقان، کار علنی حزبی غیر ممکن است. پس باید به کار مخفی رو آورد. برای کار تشکیلاتی طولانی مدت مخفی، گریزناپذیر باید معیارهای لنینی1 در ساختمان تشکیلات کمونیستی را مطلقا به کار برد و از آن عدول نکرد. فقط چنین تشکیلاتی میتواند آن چنان منسجم و درهم تنیده باشد، و نرمهای درونی‌اش آنچنان اعضای حوزه‌ها را به هم پیوند دهد که انسجام رژیم را در یافتن و درهم شکستن تشکلات کمونیستی خنثی نماید. مهمترین نرم لنینی در ساختمان تشکیلات؛ مرکزیت دموکراتیک و انتقاد و انتقاد از خود است.
- حوزه‌های حزبی اگر بخواهند به وظایف تاریخی - طبقاتی خود عمل کنند باید راه‌های عملی مشخص در پیوند با طبقه و جنبش پرولتاریا را بیابند، آن را دهها بار آزمایش کنند و به سطح جمع بندی و تجربه مثبت اثبات شده برسانند. بدون چنین ره آوردی حوزه‌های حزبی میمیرند و یا حداکثر به روند نیمه زنده خود با درد و رنج ادامه میدهند تا رژیم آن را از هم بپاشد. به علت تغییرات بنیادی در شرایط بین‌المللی، پرولتاریای صنعتی بین‌المللی نیز در هر کشوری حضور کم یا زیاد خود را دارد. لذا سمت اساسی کمونیستها و تشکلات کمونیستی باید ضرورتا ایجاد سلولهای تشکیلاتی در این بخش از طبقه پرولتاریا باشد. چون این پرولتاریاست که در مرکز انقلاب جهانی سوسیالیستی ایستاده است.
- با تجربه‌ای که حزب ما در زمینه کار در بین کارگران دارد، حوزه‌های حزبی بیش از سه نفر در شرایط فاشیسم چون میخ طویله‌ایست که میخواهیم با آن پارچه بدوزیم و یا چون ماهی بزرگی است در ظرف کوچک. تشکیلات حزبی در شرایط فاشیسم میبایست کوچک و زبده باشد. افرادش باید در مبارزات اجتماعی فعالیت، شجاعت و صداقت خود را به اثبات رسانده باشند. برای ایجاد حوزه‌های حزبی در بین پرولتاریا این معیارها گریزناپذیر هستند. در غیر این صورت هر عنصری میتواند در تشکیلات کمونیستی نفوذ کند. کوچک بودن، تمرکز و انسجام سلولهای حزبی ناشی از تمرکز، تصفیه روز افزون جناحهای حاکم و انسجام قدرتمندترین آنها و در نتیجه سرکوب نظامی و مذهبی فزاینده پرولتاریا توسط آنهاست.
- حزب ما وظیفه خود میداند که کار تبلیغی و ترویجی خود را در بین تمام زحمتکشان و ستم دیدگان جامعه بگستراند و در آن جاها هم در صورت لزوم به ساختمان تشکیلاتی خود بپردازد ولی تمرکز کار حتماً میبایست در بین کارگران صنعتی بین‌المللی باشد. از آن جائی که در این لحظه تاریخی هر تشکل علنی کارگری، باعث تقویت جنبش کارگری و کمونیستی و تضعیف گام به گام رژیم فاشیستی ایران میشود، ما میبایست از ایجاد هر تشکل صنفی و یا سیاسی کارگری پشتیبانی کنیم ولی در درون این تشکل‌ها لحظه‌ای کار کمونیستی خود را فراموش ننمائیم. کار کمونیستی ما در این تشکلهای کارگری عبارت است از آماده کردن آنها در خدمت مبارزه مسلحانه علیه سرمایه‌داری و بنای جامعه سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا.
- بر طبق عادت و یا „ضرورت“ رفقا فراموش میکنند که دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد. استراق سمع رژیم را از یاد میبرند و خود و رفقای دیگر را تبدیل به کبوتر پر قیچی میکنند. هر آدم سادهای هم که با این رفقا تماس میگیرد، تبدیل به کبوتر پر قیچی میشود. این سهل انگاری میتواند به نابودی کل یک سازمان کمونیستی بیانجامد. بسیاری از کمونیستها در ایران فراموش میکنند که دستگاههای خبر رسان مثل مبایل و غیره یک جاسوس سیار رژیم جمهوری اسلامی ایران است، که با خود مرتب حمل میکنند. این مبارزان وقتی تنها هستند و با مبایل با مبارز دیگری به تبادل تظر میپردازند، دقت نمیکنند که در حال شنود هستند، فراموش میکنند که این تکنولوژی کاملا در خدمت رژیم جمهوری اسلامی عمل میکند. در عین حال تمام دولتهای سرمایه داری در جهان در مقابل پرولتاریا، متحد هستند و اطلاعات خود را از جنبش کمونیستی در شرایط ضروری به دولت ایران میرسانند.
کمونیستها میبایست در شرایط فاشیسم راههای مشخصی را برای ارتباطات بین خود کشف کنند.
- رژیم با ترویج فرهنگ بورژوازی مذهبی سعی میکند، پرولتاریا و کمونیستها را فاسد کند، از هم دور نماید، تضادهای کاذب دربین آنها را رشد دهد و همه چیز را از هم بپاشد. ما میبایست نمایندگان فرهنگ پرولتری باشیم؛ با لودگی، فحاشی، برچسب زدن به هم، غیبت، خبر چینی، میخوارگی، اعتیاد، ناموس پرستی و دامن زدن به جنگ ناموسی، و در جهت خواستهای دموکراتیک مردم مثل مبارزه علیه حجاب اجباری و مرد سالاری در خانواده و جامعه و... آشتی ناپذیر مبارزه کنیم. هر چقدر مبارزه ما در این زمینه‌های علنی دقیقتر و گسترده‌تر به پیش رود، شرایط کار کمونیستی مخفی ما نیز با سهولت بیشتری در بین پرولتاریا و اقشار ستم دیده پیش خواهد رفت.
- امروزه در ایران کمونیستهائی وجود دارند که به هر جهت متشکل نیستند. از سازمانشان جدا شده و یا دور افتاده‌اند. این کمونیستهای غیر متشکل هیچ چارهای ندارند جز این که به هم نزدیک شوند، آنهائی که از یک سازمان یا حزب بوده‌اند دوباره گرد هم آیند و فعالیت نوین حزبیشان را آغاز کنند. از پیوستن این جویبارهای باریک است که نهر و سیل به وجود خواهد آمد .به آن کم بها ندهیم.
از آنچه گذشت نتیجه میشود که:
جامعه ایران یک جامعه سرمایه‌داری است که اکثریت جمعیت آن را استثمار شوندگان با خانواده‌هایشان تشکیل میدهند. 
در ایران یک رژیم فاشیستی سرمایه‌داری مذهبی حاکم است که فقط و فقط در جریان انقلاب مسلحانه مردم ستم دیده به مرکزیت پرولتاریای صنعتی باید سرنگون شود و بر خرابه‌های آن، نظام سوسیالیستی با دولت دیکتاتوری پرولتاریا برپا گردد.
کمونیستها در شرایط فاشیسم میبایست منسجم، در هسته‌های کوچک، همچون سوزنی در درون طبقه کارگر نفوذ کنند و کل طبقه را به هم پیوند دهند . گُم کردن سمت نفوذ در طبقه کارگر صنعتی، گم کردن انقلاب است.
پشتیبانی از ایجاد و برپائی هر نوع تشکل کارگری علنی و غیر وابسته و دادن سمت و سوی سوسیالیستی به آن وظیفه هر سلول کمونیستی است.
ما باید با هوشیاری کامل خارج از تور اطلاعاتی رژیم قرار گیریم. باید اقدامات مشخصی را جهت خنثی کردن اقدامات اطلاعاتی رژیم کشف کنیم و تشکیلات خود را برای ادامه مبارزه حفظ نمائیم.
مبارزه قاطع علیه فرهنگ و سنتهای فاسد موجود در جامعه، برای پاکسازی آن و در نتیجه ایجاد محیط سالم جهت گسترش سازمان پرولتری در بین زحمتکشان، وظیفه تخطی ناپذیر هر کمونیستی است.
فقط در جریان حرکت به سوی طبقه و حاکمیت فرهنگ و سنتهای پرولتری است که جنبش کمونیستی میتواند به هم نزدیک شود و شرایط یکی شدن بحش‌هایی از آن فراهم گردد.
یاری و تلاش همیارانه جهت متشکل کردن کمونیست‌های غیر متشکل وظیفه‌ایست سترگ. در این مورد باید از لاک خود بیرون آئیم و به انقلاب بیاندیشیم:
بزرگ بیاندیش.

---------------------------------------------


1- نوشته چه باید کرد لنین تجارب و معیارهای گرابنهائی برای ایجاد و ساختمان یک حزب کمونیستی، در اختیار کمونیستها قرار میدهد. در عین حال تاریخ مختصر بلشویک نیز حاوی تجارب ارزنده و ضروری در این روند میباشد.

اقتباس از مجله رنجبر شماره 170 - ارگان حزب رنجبران ایران

ویدئوها

 

سروده‌ها و بیانات انقلابی ۱

سرود ملی را نمیخوانم
امروز روز جمهوری است
و پرچم‌های استقلال
    همه جا پیداست
رئیس جمهور خوش بخت است
پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
تمام کلاه‌خودها مقدسند.

امروز روز جمهوری‌است
و من
مانند همیشه
به جست و جوی کار برخاسته‌ام
سرمائی در تنم دارم
و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
    را رنگ بخشیده است.

سال‌هاست
با دست‌های زخمی‌ام
زمین را می‌آزمایم
تا در پس هر غروب غمگین
عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

امروز روز جمهوری است
رئیس جمهور خوش بخت است
در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
من میان پرچم‌های در اهتزار
گرسنگی را فریاد می‌زنم.

من سرود ملی را بلد نیستم
سرود من نوائی‌ست بی وطن
و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

امروز روز جمهوری است
در هیچ کارخانه و معدنی
کارفرمائی مدح نمی‌شود.
چهره‌ی قهرمانی
    که دستور کشتار داده است.
بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

من سرود ملی را بلد نیستم
من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                 سراینده: علی رسولی

جستجو

معرفی کتاب

نرگس - دختر کارگر   داستان


 انسان در سیستم تفکر اسلامی


 شیوه تولید آسیائی و ساختار اقتصادی جامعه ایران


 تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی


سیمای دیگری از استالین - ترجمه


 گرگ‌ها و انسان‌ها   داستان


 تغییرات اجتماعی و نطام خانواده در ایران


 حقوق زن در ایران

Go to top

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!