پرونده دادگاه هفت تپه: نقطه عطفی در محاکمات کارگری
نان، کار، آزادی اداره شورایی، شعار محوری

خواست محاکمه علنی از سوی رهبران کارگران نیشکرهفت تپه ازجمله اسماعیل بخشی به تحقق نپیوست. اما تجمع خانواده ها و برخی از کارگران هنگام تشکیل دادگاه پشت درهای بسته و دستگیری سه نفرازدانشجویان و فعالان کارگری نقطه عطفی در محاکمات کارگری در عمر جمهوری اسلامی محسوب می شود.

 دادگاه غیرعلنی آنها توانست توجه افکارعمومی درداخل و خارج از کشور به مشکلات کارگران را جلب کند. همبستگی و حمایت از آنان را نشان دهد و معادلات نهاد قدرت رابرای یک محاکمه بی سر وصدا، آرام و در سکوت بهم بزند و آنرا یک قدم به عقب براند.

کارکردها چند گانه دادگاه هفت تپه
دادگاه پرونده هفت تپه چندین کارکرد داشت. دستگاه قضایی با محاکمه کارگران و برخی از اعضای تحریریه نشریه گام که اعتصابات را پوشش می دادند، تلاش در زندانی کردن و تنبیه فردی آنان داشت. علاوه بر دادگاه انقلاب تهران، شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری شهرستان شوش نیز به تکاپو افتاد و ۱۷ نفر ازکارگران هفت تپه را محاکمه کرد. ۷ تن از آنان به تحمل ۸ ماه حبس تعلیقی و۳۰ ضربه شلاق محکوم شده اند. کارکرد دیگر آن مخدوش کردن مبارزات هفت تپه و ایزوله کردن رهبران کارگران از بدنه بود. بالاخره اتهام اینکه حرکت آنان نه محصول شرایط ، اعتراضات و اعتصابات دو سال اخیرکارخانه بلکه وصل به یک عامل خارجی است. خبرهای جسته و گریخته ای نیز از داخل دادگاه به بیرون درزکرد. از جمله آنکه قاضی مقیسه، شعار «نان، کار آزادی اداره شورایی» را شعار کمونیستی دانسته. پاسخ اسماعیل بخشی چه بود؟

رهبران کارگران هفت تپه محصول چه دورانی هستند؟
واقعیت آن است که اسماعیل بخشی به یکباره از آسمان نازل نشد او در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی بدنیا آمده و رشد کرده و ازکارگران نسل جوان است. او در محیط کار مانند بسیاری دیگر ناظر وشاهد ناکارآمدی مدیران، اختلاس ها، دست به دست شدن کارخانه از دولتی به خصوصی، بدتر شدن وضعیت معیشت کارگران بود. در یکی از سخنرانی هایش در قبل از دستگیری گفت :«اعتراضات ما تا به حال فوق العاده بوده،بدون ایجاد هیچ مزاحمتی برای شهر، چون تمام شهراز ما حمایت می کند و می خواهند به ما ملحق شوند. مامورهای ضد شورش بی دلیل آمدند اینجا تا این مردم عصبانی را عصبانی تر کنند. می خواهند تا با آنها درگیر شویم تا بهانه ای به دستشان بدهیم که ادعا کنند ما خرابکار هستیم و آن را در صدا و سیمای کثیف ضد مردمی شان پخش کنند. ما با این حقه ها فریب نمی خوریم.» در این سخنرانی او به وضوح به مرزبندی با صدا و سیما می پردازد، بی دلیل نیست که اخبار اعتصابات آنها نه از کانال های رسمی بلکه از کانال هایی مثل نشریه گام منتشر می شد. افزون برآن به کارکرد نیروهای ضد شورش واقف است و برای ندادن بهانه برای درگیری تاکید می کند. اسماعیل بخشی در دادگاه شعار نان، کار آزادی، اداره شورایی را خواست مجموعه کارگران هفت تپه دانست، نه یک شعار فردی. شعاری که از دل تجربیات، اعتصابات و اعتراضات دوسال اخیر به ویژه اعتصاب آذر ۹۷ بیرون آمد.
نقش سندیکا در روند اعتراضات
تاسیس سندیکای نیشکر هفت تپه به سال ۱۳۵۳باز می گردد. پس از سرکوب های دهه ۶۰ با همه محدودیت ها سندیکا توانست با رای گیری هزار کارگر در سال ۱۳۸۷ دوباره اعلام موجودیت علنی کند. درسال ۹۶ کارگران بخاطر حقوق معوقه دست به اعتصاب زدند که با احضار ۴۰ کارگر روبرو گشت. سندیکا ضمن تاکید بر حق داشتن تشکل مستقل تلاش در جلوگیری از احضار و اذیت کارگران و بازگشت به کار آنها داشت. افزون بر آن سندیکا در مورد عدم تاسیس پالایشگاه نفت و گاز از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی در این منطقه روشنگری کرد. بالاخره نقطه اوج اعتصابات در آذرماه ۹۷ اتفاق افتاد که ۲۸ روز بطول کشید. خواست های محوری بازهم پرداخت حقوق معوقه بود. اما این بار در این نقطه متوقف نشد و یک قدم به جلو رفت. این خواست کارگران چه بود؟
مطالبات فراتر از حقوق معوقه و اداره شورایی
در اعتصاب آذرماه ۹۷ هفت تپه که می توان آنرا در روند اعتراضات سراسری دی ماه ۹۶ و بدترشدن وضعیت معیشتی طبقات فرودست ورادیکال شدن خواست های جامعه نگریست زنان کارگر نیز نقش پررنگی داشتند، از جمله باید به شهین پیشاهنگ و سخنرانی هایش اشاره کرد. آنان با بالارفتن بر سکو و سخنرانی کارگران را دعوت به اعتصاب کردند. از سوی دیگر با تجربه دست به دست شدن کارخانه از دولتی به خصوصی و بدتر شدن اوضاع این بار کارگران گزینه بین بد و بدتر(دولتی یا خصوصی) را به کناری نهادند، مجمع نمایندگان کارگران راتشکیل دادند و شعار کنترل شورایی را مطرح کردند. این به مفهوم کنترل کارخانه به دست کارگران بود. دراینجا مطالبات یک قدم فراتراز خواست های صنفی رفت. در این نقطه نیروهای امنیتی - نظامی در دو جهت سرکوب سخت و نرم عمل کردند. از یک سو به بگیر و به بند و دستگیری فیزکی کارگران پرداختند که محاکمه رهبران آنها هم اکنون در تهران و برخی دیگر در شهر شوش نماد آن است. از سوی دیگر تلاش کردند با انحلال مجمع نمایندگان و تطمیع برخی از کارگران، شوراهای اسلامی را بعنوان جایگزین مطرح کنند و با دستگیری رهبرانی چون اسماعیل بخشی موقتا نقطه پایانی براین اعتراضات بگذارند.

روند دولتی به خصوصی شدن کارخانه
فعالیت شرکت نیشکر هفت تپه که در ۱۴ کیلومتری شوش قراردارد به سال ۱۳۴۰ برمی گردد. این شرکت که از بزرگترین کارخانه های استان خوزستان محسوب می شد، صددرصد زیر نظر دولت اداره می گشت و درسال ۹۴ تا مرز ورشکستگی پبش رفت. در همان زمان هم مشکل حقوق های عقب افتاده کارگران را داشت. این کارخانه اکنون ۴۵۰۰ کارگر دارد. در طی یک فرایند قانونی در سازمان خصوصی سازی دو شرکت توانستند در یک مزایده با پیش پرداخت ۶۰ میلیارد ریالی این مجتمع عظیم را از آن خود کنند. مهرداد رستمی چگینی و امید اسدبیگی دو جوان ۲۸ و ۳۱ ساله صاحبان این دو شرکت توانستد صاحب هفت تپه شوند. چندی بعد ایلنا گزارش داد که برخی از اعضای هیات مدیره هفت تپه در فهرست متخلفان ارزی بودند. شرکت نیشکر هفت تپه که در سال ۹۰ بیش از نیمی از شکر کشور یعنی۶۰هزار تن تولید داشت آنچنان سقوط کرد که برخی از کارگران بخاطرعدم پرداخت دستمزدها مجبور به خودکشی شدند. مغازه داران حاضر به دادن جنس نسیه به کارگران نیستند و آنها ازپس خرید شیر خشک برای کودکان بر نمی آیند. برخی از کارگران در این روند از ۵ ماه حقوق معوقه سخن گفته اند. بازتاب وضعیت معیشتی کارگران در شعار «کارگر هفت تپه گرسنه ایم گرسنه» بخوبی نمایان است. این درحالی است که نهادهای نظامی درصدد هستند این اقتصاد سبز را به زمینی برای استخراج نفت و گاز تبدیل کنند. نشریه صبح شوش نزدیک به حکومت از حضور متخصصین کلنگ احداث کارگاه مونتاژ پالایشگاه گازوئیل و بنزین در هفت تپه توسط امید اسدبیگی مدیر عامل شرکت هفت تپه خبر داده است.

سخن پایانی
هرچند اعتصاب کارگران شکست خورد و نتوانست به خواست هایش دست یابد ولی اعتماد به نفس کارگران را برای مطالباتی مانند خواست تشکیل مجمع نمایندگان مستقل و اداره شورایی کارخانه مطرح کرد و توانایی آنها برای جلب همبستگی دیگر اقشاررا افزایش داد. اعتصاب دی ماه ۹۷ تجربیاتی چون ایجاد کمیته اعتصاب، به بیرون کشاندن اعتراض از کارخانه به شهر و روبروی فرمانداری، همراه کردن خانواده ها و دیگر اقشار شهری، پشتیبانی دانشجویان تهران و اهواز، کارگران فولاد اهوازو حمایت های بین المللی را درکارنامه خود دارد. از زاویه دید حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی گسترش چنین خواست هایی به ویژه اگر حرکت معلمان، کامیون داران، کارگران نفت و پتروشیمی هم به آن می پیوستند، می توانست پایه های حکومت را به شدت بلرزاند. برخورد شدید نیروهای امنیتی،اعتراف گیری از نماینده کارگران و دیگر افراد این پرونده و همچنین محاکمه آنان در بستر چنین تجربه ای باید نگریسته شود.

پانته آ بهرامی

ویدئوها

متن کامل صحبت‌های سپیده قلیان از زندان قرچک

سروده‌ها و بیانات انقلابی ۱

سرود ملی را نمیخوانم
امروز روز جمهوری است
و پرچم‌های استقلال
    همه جا پیداست
رئیس جمهور خوش بخت است
پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
تمام کلاه‌خودها مقدسند.

امروز روز جمهوری‌است
و من
مانند همیشه
به جست و جوی کار برخاسته‌ام
سرمائی در تنم دارم
و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
    را رنگ بخشیده است.

سال‌هاست
با دست‌های زخمی‌ام
زمین را می‌آزمایم
تا در پس هر غروب غمگین
عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

امروز روز جمهوری است
رئیس جمهور خوش بخت است
در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
من میان پرچم‌های در اهتزار
گرسنگی را فریاد می‌زنم.

من سرود ملی را بلد نیستم
سرود من نوائی‌ست بی وطن
و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

امروز روز جمهوری است
در هیچ کارخانه و معدنی
کارفرمائی مدح نمی‌شود.
چهره‌ی قهرمانی
    که دستور کشتار داده است.
بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

من سرود ملی را بلد نیستم
من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                 سراینده: علی رسولی

معرفی کتاب

نرگس - دختر کارگر   داستان


 انسان در سیستم تفکر اسلامی


 شیوه تولید آسیائی و ساختار اقتصادی جامعه ایران


 تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی


سیمای دیگری از استالین - ترجمه


 گرگ‌ها و انسان‌ها   داستان


 تغییرات اجتماعی و نطام خانواده در ایران


 حقوق زن در ایران

Go to top

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!