معلمانی که دریافتی آنها از سرایدار مدرسه کمتر است!

 

گزارش// معلمانی که دریافتی آنها از سرایدار مدرسه کمتر است!/ پرداخت حقوق ۳.۵ میلیون تومانی برای یک سال تدریس!
معلمانی در حال حاضر در آموزش و پرورش به عنوان "برون سپار" مشغول به کارند که باید گفت وضع سرایدار مدرارس هم از آنها بهتر است! معلمانی با دریافتی ۳.۵ میلیون تومان برای یک سال تدریس در مدرسه!! به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم؛ اگر تا همین سال‌های قبل، آموزش و پرورش را فقط با یک نوع معلم می‌شناختیم اما حالا چهار یا پنج سالی می‌شود آنقدر گروه‌های مختلف به عنوان معلم به آموزش و پرورش اضافه شده‌اند که حالا باید گفت انواع مختلف معلمان را داریم با حقوق‌های متفاوت!
این سبک از نابسامانی در نیروی انسانی آموزش و پرورش که دستاورد غلبه نگاه‌ دست دومی به این وزارتخانه و حاکمیت رویکرد صرفه‌جویی است باعث شده انواع مختلف معلمانی را داشته باشیم که هر گروه مشکلات خاص خودشان را دارند و البته نقطه مشترک تمام آنها حقوق پایین‌تر از خط فقر است.
معلمان رسمی که در استخدام آموزش و پرورش هستند نسبت به بقیه همکاران خود وضعیت مناسبتری را به لحاظ حقوق و بیمه دارند البته این معلمان هم در مقایسه با سایر کارکنان دولت، اختلاف حقوق دارند و در سال‌های اخیر شاهد اعتراضات صنفی معلمان به وضعیت حقوقی و معیشتی‌شان بودیم و تاکنون گزارش‌های مختلفی در این باره منتشر کرده ایم.
در کنار این گروه، معلمانی را داریم که در استخدام رسمی آموزش‌وپرورش نیستند؛ معلمانی با حداقل حقوق و پوشش بیمه‌ای، مشغول اداره کلاس‌های درس هستند و آموزش و پرورش در سال‌های اخیر به کمک آنها بخش زیادی از کمبود معلم خود را جبران کرده و کلاس‌های درس را از خطر خالی بودن معلم در امان نگه داشته است!
معلمان حق‌التدریس، خرید خدمات آموزشی، برون سپاری، بازنشستگان و.... بخشی از نیروهایی هستند که هم‌اکنون کلاس‌های درس مدارس دولتی را اداره می‌کنند و بخش زیادی از جبران بار کمبود معلم در آموزش و پرورش بر دوش آنهاست .


پیمانکاری در آموزش و پرورش 
شرایط این معلمان به ویژه نیروهای برون سپار و خرید خدماتی‌ها به گونه‌ای است که معمولاً با یک شرکت واسطه قرارداد می‌بندند و این شرکت از آموزش و پرورشی پولی را دریافت می‌کند و بعد از برداشتن سهم خود، حقوق معلمان را می‌دهد معمولاً هم حقوق اندکی سهم معلمان است و وضعیتی مشابه پیمانکاری در بخش‌های اقتصادی امروز در نظام آموزش و پرورش کشور حاکم شده است.
نیروهای برون سپار که به عنوان معلم در هنرستان‌ها مشغول به تدریس هستند و آموزش دانش‌آموزان را در شاخه کاردانش بر عهده دارند، جزو همان انواع مختلف معلمانی هستند که به شکل قرارداد یکساله و با حداقل حقوق و پوشش بیمه‌ای، آموزش دانش‌آموزان هنرستانی را انجام می‌دهند.
معلمانی که تا به امروز کمتر از آنها و مشکلاتشان شنیده‌ایم اما حالا این گروه از معلمان می‌خواهند از مشکلات کاری خود، حقوق و بیمه حداقلی سخن بگویند.


قراردادهای استثماری با برخی معلمان 
در موضوع بررسی و پیگیری مشکلات انواع مختلف معلمان، به دنبال استخدام رسمی نیستیم اما صحبت این است وقتی فردی به عنوان معلم در قالب قرارداد یکساله فعالیت می‌کند باید حقوق و بیمه مناسبی به او تعلق بگیرد، حقوقی در حد عرف معمول جامعه و بیمه کامل؛ اما هم‌اکنون در قالب قراردادهای استثمارگونه، حداقل حقوق وزارت کار نیز به این افراد تعلق نمی‌گیرد و افرادی در کلاس‌های درس معلم دانش‌آموزان هستند که در برخی مواقع کمتر از یک میلیون تومان یا نهایت یک میلیون و 500 هزار تومان حقوق دریافت می‌کنند!
این همان موضوعی است که محل اعتراض بوده و اگر قرار است در کنار معلمان رسمی، معلمانی داشته باشیم که قراردادی فعالیت می‌کنند باید وضعیت حقوق و بیمه آنها اصلاح شود.
جمعی از نیروهای برون سپار که هم‌اکنون به عنوان معلم و در قالب قرارداد یکساله در هنرستان‌های کاردانش مشغول آموزش مهارت به دانش‌آموزان هستند در گفت‌وگو با تسنیم به بیان مسائل و مشکلات خود پرداختند، البته در این گزارش با توجه به خواست این افراد از انتشار اسامی آنها خودداری کردیم چرا که این نگرانی از سوی آنها مطرح شد که به دلیل این اعتراض، ممکن است برای سال تحصیلی جدید با آنها قراردادی نبندند!


مهمترین مشکلات معلمان برون سپار
مهمترین مشکلاتی که از سوی معلمان برون سپار مطرح شد را می‌توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:
قراردادهای استثمارگونه با حداقل میزان به عنوان مثال ساعتی 3 تا 10 هزار تومان.
بیمه ناقص و نداشتن حقوق و بیمه در ایام نوروز، تابستان، تعطیلات رسمی سال تحصیلی و تعطیلات پیش بینی نشده در طول سال تحصیلی.


عدم امنیت شغلی.
پرداخت نشدن حقوق به شکل ماهانه وگاه تسویه حقوق بعد از ماه‌ها تدریس.
روایت یک معلم از شرایط کاری نامناسب 
معلم خانمی از استان خراسان رضوی که در رشته گیاهان دارویی تدریس می‌کند درباره مشکلات معلمان برون سپار به تسنیم می‌گوید: نیروهای برون سپار از سال 88 با آموزش و پرورش همکاری می‌کنند، این نیروها به عنوان هنرآموز در  هنرستان‌های کاردانش دولتی با تحصیلات لیسانس، فوق لیسانس و دکترا فعالیت می‌کنند.
نیروهای برون‌سپار پایین‌ترین دستمزد را دارند که از ساعتی 3 هزار تومان تا 8 هزار تومان است به عنوان مثال برای هشت ساعت تدریس در یک روز حدود 24 تا 30 هزار تومان به ما پرداخت می‌کنند.


سه سال کار با 8 ماه بیمه
این معلم برون سپار بیان می‌کند: در مدت سه سالی که تدریس می‌کنم به تعداد روزهای تدریس، برایم بیمه لحاظ شده است و حالا بعد از سه سال کار کردن، فقط هشت ماه سابقه بیمه برایم ثبت کرده اند! معلمان برون سپار از هیچ مزایایی همچون عیدی یا حتی لحاظ شدن سابقه کار برخوردار نیستند! این در شرایطی است که برخی از این معلمان باید مخارج خانواده را تأمین کنند.
حقوقی که بعد از دو سال هنوز پرداخت نشده است
  حقوق ناچیز نیروهای برون سپار را حتی ماهانه یا پایان هر ترم تحصیلی پرداخت نمی‌کنند البته برخی شرکت‌ها واقعاً انصاف دارند و حقوق را پایان ترم پرداخت می‌کنند، بنده با شرکت قبلی که کار می‌کردم سه میلیون تومان طلبم را به صورت تدریجی واریز کرد همچنین برخی معلمان برون سپار در تعدادی از استان‌ها بعد دو سال همچنان حقوق خود را دریافت نکرده‌اند.


وقتی احترام هم نیست
او می‌گوید: متأسفانه معلمان برون سپار احترام لازم را هم نمی‌بینند مثلاً در برخی مدارس در جلسه شورای دبیران، معلمان برون سپار جایی ندارند یا در روز معلم حتی ارائه یک لوح تبریک ساده را از ما دریغ می‌کنند یا در سربرگ فرمی که برای اسامی دانش‌آموزان است اسمی از ما برده نمی‌شود و نام معاون مدرسه جایگزین اسم ما است!
نیروهای برون سپار در کل کشور در حال تدریس هستند و گاه باید با حقوق ناچیز مسیرهای طولانی را برای رفت و آمد به مدرسه طی کنند و هزینه‌های زیادی را برای کرایه مسیر پرداخت کنند حتی برخی افراد بعد از یک سال فعالیت به عنوان نیروی برون سپار وقتی مشاهده کردند حقوق آن ناچیز است و کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد این کار را رها کردند.
این معلم برون سپاری می‌گوید که در برابر تمام مشکلات حق اعتراض به مدیر مدرسه و شرکت را نداریم و در صورت اعتراض حتماً ما را برای سال تحصیلی آینده جذب نمی‌کنند. نیروهای برون سپار برگه قرارداد را امضاء می‌کنند اما کپی برگه به آنها داده نمی‌شود در استان خراسان رضوی بیشتر نیروها برگه قرارداد ندارند.


حقوق یک سال معلمان برون سپار به اندازه یک ماه معلمان رسمی
او معتقد است که حقوق یک معلم برون سپار در یک سال تحصیلی برابر با حقوق یک یا دو ماه معلم رسمی است و هر سال هم این نگرانی را داریم که آیا در سال تحصیلی جدید مدرسه با شرکت قرارداد می‌بندد یا خیر.


هیچ جایی در آموزش و پرورش نداریم
معلمی آقا با مدرک کارشناسی ارشد کشاورزی که در رشته گیاهان دارویی مشغول به تدریس است، می‌گوید: 4 سال است در هنرستان‌ها به عنوان نیروی برون سپار فعالیت می‌کنم و متأسفانه باید بگویم که وضع سرایدار مدرسه هم از ما بهتر است! هیچ جایی در آموزش و پرورش نداریم، 4 سال است به اداره آموزش و پرورش می‌گویم به من نامه‌ای بدهید که نشان دهد 4 سال سابقه تدریس دارم اما نمی‌پذیرند و می‌گویند شما نیروی شرکتی هستید.


3.5 میلیون تومان برای یک سال تحصیلی 
تا به امروز برای آموزش دانش‌آموزان بارها دستم در سرویس تراکتور آسیب دیده است و در شرایطی که برای آموزش بچه‌ها زحمات زیادی می‌کشیم اما جایگاهی نداریم؛ سال قبل ساعتی 6 هزار تومان دریافت می‌کردم که امسال به ساعتی 8 هزار تومان افزایش یافت، هفته‌ای 20 ساعت تدریس دارم اما متأسفانه همین رقم ناچیز را هم ماهانه پرداخت نمی‌کنند و آخر سال تحصیلی واریز می‌شود، در نهایت برای یک سال تحصیلی 3.5 میلیون تومان دریافت می‌کنم تازه اگر آن را کامل پرداخت کنند و بخشی از آن به سال بعد موکول نشود!
این معلم برون سپاری می‌گوید که به ازای روزهای تعطیل حقوق و بیمه ندارد و همین یک شغل تدریس در هنرستان را دارد که به دلیل کفاف ندادن حقوق برای تأمین هزینه‌های زندگی مجبور است در گلخانه‌ای هم کار کند.


حقوقی بدهید که زیر خط فقر نباشد
او ادامه می‌دهد: مگر ما به عنوان معلم در هنرستان‌ها کار نمی‌کنیم، حداقل وضعیت حقوق و بیمه ما را اصلاح کنند و حقوقی بدهند که زیر خط فقر نباشد و کفاف هزینه‌های زندگی را بدهد متأسفانه قراردادهای استثمارگونه‌ای را با نیروهای برون سپار می‌بندند؛ ما به عنوان معلم برون سپار با یک شرکت قرارداد می‌بندیم که آن شرکت هم با آموزش و پرورش قرارداد دارد.
معلم دیگری از استان قم با لیسانس فناوری اطلاعات سه سال است که مشغول آموزش رشته کامپیوتر به دانش‌آموزان است، می‌گوید: با شرکتی قرار داریم که آن شرکت هم با آموزش و پرورش قرارداد دارد و معمولاً زیر نظر سازمان فنی‌وحرفه‌ای هستند، آموزش و پرورش حقوق معلمان برون سپار را به این شرکت‌ها می‌دهد تا پرداخت کنند؛ میزان پرداخت حقوق به ساعات کار بستگی دارد، بنده هفته‌ای سه روز کلاس دارم و هر روز 8 ساعت یعنی هفته‌ای 24 ساعت تدریس می‌کنم که به ازای هر ساعت 10 هزار تومان در شهر قم و توابع استان 11 هزار تومان پرداخت می‌کنند.
او می‌گوید: قرار شد تا حقوق ما را هر دو ماه یکبار تسویه کنند اما بعد از چهار ماه تدریس حقوق سه ماه را واریز کردند البته وقتی اعتراض کردیم قبل از امتحانات خرداد مجدد مبلغی را واریز کردند. برای سال تحصیلی جاری حقوق مهر تا دی ماه را دریافت کرد‌ه‌ایم.
مشکلات را بارها مطرح کردیم پاسخی نگرفتیم
معلم دیگری که دانشجوی دکترا است در رشته هتلداری در شاخه کاردانش تدریس می‌کند، با اشاره به مشکلات نیروهای برون سپار عنوان می‌کند: تا به امروز مشکلات خود را با بخش‌های مختلف از جمله آموزش و پرورش و مجلس در میان گذاشتیم اما پاسخی نگرفتیم و متأسفانه پیگیری حق و حقوق‌مان نیاز به دوندگی زیاد و صرف وقت بسیار دارد اما با توجه به اینکه شغل دوم یا سوم هم داریم فرصت نمی‌کنیم به دنبال پیگیری حقمان به نهادهای مختلف مراجعه کنیم.


دانشجوی دکترا با ساعتی 7 هزار تومان!!
برخی معلمان برون سپار  بیشتر از نیروهای رسمی برای آموزش دانش‌آموزان تلاش می‌کنند اما متأسفانه وضعیت حقوق و بیمه ما با مشکلات مختلفی مواجه است؛ بیشتر ما شغل‌های دوم یا سوم را برای گذران زندگی داریم.
او می‌گوید: 5 روز در هفته و روزی هشت ساعت یعنی 40 ساعت در هفته کار میکنم با ساعتی هفت هزار تومان اما به دلیل ساعات استراحت در مدرسه روزی هشت ساعت را 6 ساعت حساب می‌کنند! مشکل نیروهای برون سپار این است که شرکت و هنرستان به عنوان افراد رابط، از پولی که آموزش وپرورش پرداخت می‌کند، مبلغی را به عنوان سهم خود برمیدارند و در نهایت حقوق پرداختی به معلم کاهش می‌یابد.
البته علیرضا کمرئی؛ معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در دیدار با معاون اول رییس جمهور با اشاره به طرح برون سپاری در هنرستان‌ها، با اشاره به اجرای طرح برون سپاری که باعث صرفه جویی در منابع شده، می‌گوید: جمعیت 124 هزار نفری از دانش‌آموزان را تحت پوشش برون‌سپاری قرار دادیم و 500 میلیارد تومان صرفه جویی در منابع آموزش و پرورش و آموزش در محیط واقعی کار محقق می‌شود!
او ادامه می‌دهد: 162 میلیارد تومان بدهی در طرح برون سپاری داریم و  اگر‌  80 میلیارد تومان برای امسال  به موقع تخصیص یابد قادر خواهیم بود روند را ادامه دهیم و اگر نتوانیم 40 درصد کاهش برون سپاری خواهیم داشت.
به گزارش تسنیم، هم‌اکنون جمعی از جوانان تحصیلکرده در استان‌های مختلف کشور وضعیت مشابه این افراد را دارند و شرایط حاکم بر بازار کار امروز کشور باعث شده است که به قراردادهایی با حداقل حقوق و مزایا و پوشش بیمه‌ای نامناسب  تن دهند، در چنین شرایطی حداقل انتظار از نهادهای مرتبط "سازمان فنی‌وحرفه‌ای، آموزش‌وپرورش یا هر بخش دیگر" این است که با نظارت دقیق بر عملکرد این شرکت‌ها مانع سوءاستفاده آنها از شرایط جوانان تحصیلکرده کشور شوند و حداقل حقوق مطابق با قانون کار و بیمه مناسب برای این افراد عملیاتی شود اما متأسفانه نظارت دقیقی در این رابطه وجود ندارد و مجلس شورای اسلامی نیز در حیطه وظایف نظارتی خود کارنامه قابل قبولی ندارد!
خبرگزاری تسنیم
ایجاد در: 24.3.1399
قرائت در: 15.6.2020

جستجوی گسترده

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • راز موفقیت - ژوان وایس Open or Close

    راز موفقیت

    "یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد.
    لبخندی زد و گفت:
    موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم
    دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
    دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

    دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
    سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم
    دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

    آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
    اهدافم
    رویاهایم
    ایده هایم و
    سرنوشتم

    روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
    روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
    هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد.
    نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.""

    ژوان وایس

  • سروده‌ای از شفیعی کدکنی Open or Close

     هیچ میدانی چرا چون موج

    در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

      زان که بر این پرده ی تاریک،

                 این خاموشی نزدیک،

                           آنچه می خواهم نمی بینم،

                          و آنچه می بینم نمی خواهم.

  • دین از نظر ژان پل سارتر Open or Close

    دین چیست؟

    عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
    اینطور نیست!
    دین یک صنعت است.
    صاحبى دارد.
    به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى
    و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
    مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول
    در آن جابجا میشود.
    هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود.
    این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند.
    دین یک دستگاه نشر اکاذیب است.
    دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.
    مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند
    و در آن دنیا از عقوبت این درست مثل مافیا است.
    نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت
    قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده مالیات میگیرد
    پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
    دین شراب ناب نیست
    متانول است که مستی میدهد، اما به قیمت کوری

    ژان پل سارتر

  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • قطعنامه از برتولت برشت Open or Close

    قطعنامه

    نظر به اینکه
    ما ضعیفیم
    برای بندگی ما
    قانون ساختید
    نظر به اینکه دیگر
    نمیخواهیم بنده باشیم
    قانون شما در آینده باطل است.

    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    گرسنه خواهیم ماند
    اگر زین بیش تحمل کنیم
    تا که باز
    غارت کنید ما را
    مصممیم که زین پس
    از نان شب که فاقد آنیم
    کسی نیست ما را جدا نماید
    جز شیشه های ویترین.

    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    خانه های بسیار
    در هر کجا به پاست
    ولی ما
    بامی بر سر نداریم
    تصمیم ما بر اینست
    که در این خانه ها بخوابیم
    زیرا که دیگر
    زاغه هامان خوش نمیاید.

    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    ذغالها به خروار
    در انبارهایتان پر است
    ما بی ذغال
    از سردی زمستان میلرزیم
    تصمیم ما بر اینست
    که آن ذغال ها را
    در اختیار گیریم.

    نظر به اینکه
    با توپ وتفنگ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    موفق نمیشوید
    ما را دستمزدی کافی دهید
    خود کارگاهها را
    در اختیار خواهیم گرفت.

    نظر به اینکه بدون شما
    ما را نان کافی خواهد بود
    نظر به اینکه با توپ وتفنگ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    به گفته های دولت
    ایمان نداریم
    زین پس مصممیم
    رهبری را خود در دست گیریم
    و دنیای بهتری سازیم.

    نظر به اینکه
    تنها زبان توپ را آشنا هستید
    و به زبان دیگری تکلم نمیکنید
    ناچار خواهیم بود
    لوله های توپ را
    به طرف شما برگردانیم

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!