قاچاق استعماری مواد مخدر و امپراتوری بریتانیا

این بررسی در افعاد جهانی و در راستای ارتقاء حساسیت عمومی به مسئله عمده‌ای که مواد مخدر غیر قانونی برای جامعه‌ء ملل متحد به وجود میآورد مطرح شده است.
قاچاق استعماری مواد مخدر و امپراتوری بریتانیا
این بررسی در ابعاد جهانی و در راستای ارتقاء حساسیت عمومی به مسئلۀ عمده ای که مواد مخدر غیر قانونی برای جامعۀ ملل متحد بوجود می آورد مطرح شده است. مجلس عمومی سازمان ملل متحد با منشور 112/42 در 7 دسامبر 1987 تصمیم گرفت که روز 26 ژوئن را روز بزرگداشت مبارزه بین المللی علیه سوء استفاده و قاچاق غیر قانونی مواد مخدر اعلام کند و خدشه ناپذیری خواست عمومی را برای تقویت مبارزه و همکاری برای دستیابی به هدف جامعۀ بین المللی را در راستای رهائی از اعتیاد را بیان کند.

ارتقاء حساسیت؟
به ندرت به رسمیت شناخته شده که قاچاق مواد مخدر ابتدا از سوی امپراتوری بریتانیا «قانونی» شده است. در این روند تداومی وجود دارد ولی برچسب کلونیال حذف گردیده است. امروز تجارت («غیر قانونی») مواد مخدر عملیاتی ست به حجم چندین میلیارد دلار. دو مرکز اصلی تولید مواد مخدر افغانستان و آمریکای جنوبی ست :
1) افغانستان تقریباً %90 عرضۀ جهانی تریاک را تولید می کند ( با فرآوری هروئین و تولیدات مشتق). برنامۀ ریشه کن کردن مواد مخدر در سال 2001-2000 با موفقیت و به پشتیبانی سازمان ملل متحد پیش از اشغال این کشور توسط ایالات متحده و ناتو در اکتبر 2001 راه اندازی شد. از دوران تهاجم و اشغال نظامی، به گزارش دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد1، تولید تریاک به 50 برابر و به حجم 9000 تن (9 میلیون کیلو) در سال 2017 رسیده است.
2) منطقۀ آندی در آمریکای جنوبی (کلومبیا، پرو، بولیوی) کوکائین تولید می کنند. کلومبیا یک دولت قاچاقچی مواد مخدر است که از سوی ایالات متحده پشتیبانی می شود.
اقتصاد مواد مخدر جزء جدائی ناپذیر ساخت امپراتوری ست. قاچاق مواد مخدر از سوی دستگاه نظامی و اطلاعات ایالات متحدۀ آمریکا حفاظت می شود. (این موضوع چندین مقاله در مرکز پژوهش جهانی سازی خواهد بود که در روزهای آینده منتشر خواهد شد، در همراهیِ دیدبان جهانی برای حساسیت و آگاهی جهانی با پدرخواندگی سازمان ملل متحد در 26 ژوئن 2020 ).
نقش امپراتوری بریتانیا
از دیدگاه تاریخی، قاچاق مواد مخدر جزئی از کلیت استعماری بریتانیا و «قانونی» بود. کمپانی بریتانیائی هند شرقی (British East India Company) در بنگال تریاک تولید و به بندر کانتون در جنوب چین صادر می کرد.
صادرات تریاک هند بریتانیائی به چین، که توسط دولت تأمین مالی می شد، بی گمان بزرگترین و دائمی ترین قاچاق مواد مخدر در تاریخ بوده است. در میانۀ قرن نوزدهم وقتی که در اوج به سر می برد تقریباً %15 درآمد کل استعمارکدۀ هندی و %31 صادرات هندی را تشکیل می داد. برای تأمین این تجارت، کمپانی هند شرقی و بعداً دولت بریتانیا، نظام کشاورزی خیلی تنظیم شده ای را گسترش دادند که در آن سالانه بیش از یک میلیون کشاورز با قرارداد رسمی برای کشت خشخاش به خدمت گرفته می شدند.
ساخت و ساز بنگاه ها اجازه می داد تا تضمین داشته باشند که کشاورزان از منافع پر اهمیت تجارت تریاک برخوردار نشوند. به یمن قدرت انحصار خرید، بنگاه های تریاک توانستند « بهای تریاک خالص را در حد اقتصادی حفظ می کنند.» 2
اگر اختصاص بخشی از زمین های کشاورزی به کشت خشخاش نسبتاً کم بود، تولید تریاک در رژیم استعماری موجب تضعیف مردم هند و بی ثباتی در نظام کشاورزی و سپس تحریک چندین موج قحطی شد. بر اساس مستند خیلی تُند بی بی سی3 :
« کشت خشخاش بین یک چهارم تا نصف کشت یک دهقان را تشکیل می داد. در پایان قرن نوزدهم کشت خشخاش روی زندگی 10 میلیون نفر در جائی که امروز ایالات شمالی هند اوتار پرادش و ایالت بیهار ( یا بهار) واقع شده تأثیر گذاشت.
امور تجاری توسط کمپانی هند شرقی مدیریت می شد، قدرت چند ملیتی ایجاد شده برای تجارت با منشور سلطنتی انحصار امور آسیا را در اختیار داشت. این تجارت دولتی تا حدود زیادی به یمن دو جنگ تحقق یافته بود که چین را مجبور به گشایش بنادرش به روی تریاک هند بریتانیائی کرد…
اهداف تولید اکیدی که از سوی آژانس تریاک تعیین شده بود به این معنا بود که کشاورزان، آنانی که در کشت خشخاش نوعی بودند نمی توانستند برای تولید تریاک تصمیم بگیرند و مجبور بودند بخشی از زمین و کار خودشان را به استراتژی صادرات دولت استعماری اختصاص دهند.»
کارخانۀ تریاک و انبار چیدمان کمپانی بریتانیائی هند شرقی، پاتنا، سال 1850
چین و جنگ های تریاک
وقتی امپراتور کینگ دائو گوآنگ فرمان تخریب ذخیرۀ تریاک در بندر کانتون (گوآنگزو) در سال 1838 را صادر کرد، امپراتوری بریتانیا نیز به این بهانه که مانع « عبور و مرور آزاد » برای تجارت کالا شده به چین اعلام جنگ کرد.
اصطلاح « قاچاق » برای بریتانیای کبیر به کار برده می شود، زیرا چنین امری در سراسر دوران سلطنت ملکه ویکتوریا (1901-1837) پذیرفته و پشتیبانی شده است. از سال 1838، سالانه 1400 تن تریاک از هند به چین صادر می شد. از فردای نخستین جنگ تریاک، حجم صادرات ( که تا سال 1915 ادامه داشت) به شکل فوق العاده ای افزایش یافت.
« نخستین جنگ تریاک » (1842-1838) که حرکت تجاوزکارانه علیه چین بود به معاهدۀ نانکین در سال 1842 انجامید که نه فقط از صادرات تریاک بریتانیائی به چین حفاظت می کرد بلکه به همچنین برای بریتانیای کبیر و دیگر قدرتهای استعماری حقوق فرامرزی قائل شد، و بر اساس همین معاهده به تشکیل بنادر آزاد انجامید (« Treaty Ports »). 
درآمدهای سرشار تجارت تریاک متعاقباً از سوی بریتانیای کبیر برای تأمین مالی فتوحات استعماری به کار بسته شد. امروز این روند را « پول شوئی مواد مخدر » نامیده اند. درآمدهای تریاک در عین حال برای تأمین مالی بانک هونگ کونگ شانگهای در فردای نخستین جنگ تریاک از سوی کمپانی بریتانیائی هند شرقی (BEIC) مورد استفاده قرار گرفت.
در سال 1855، سر جان بورینگ4 در مقام وزیر امور خارجۀ بریتانیا معاهده ای را با پادشاه سیام (نام قدیمی تایلند) مونگکوت5 به نام « The Anglo-Siames treaty of Friendship and Commerce » (آوریل 1855) به امضا رساندکه واردات آزاد و بدون محدودیت تریاک به سرزمین سیام ( تایلند) را مجاز می دانست.
در حالی که تجارت تریاک بریتانیای کبیر با چین در سال 1915 ملغا شد، ولی انحصار بریتانیائی روی قاچاق مواد مخدر تا استقلال هند در سال 1947 ادامه یافت. شرکتهای وابسته به کمپانی بریتانیائی هند شرقی مانند جاردین ماتسون6 در تجارت مواد مخدر نقش مهمی بازی کردند.
نژادپرستی، مواد مخدر و استعمار
تاریخ شناسان روی بهره کشی سه وجهی بردگان [اقیانوس] اطلس تمرکز کرده اند : قدرتهای استعماری بردگان آفریقا را همراه با کالاهائی که با نیروی کار برده در مزارع تولید شده بود به مناطق آمریکائی صادر می کردند و سپس به اروپا می فرستادند.
تجارت استعماریِ مواد مخدر در بریتانیای کبیر نیز دارای ساختار سه وجهی مشابهی بود. تریاک تولید شده در مزارع استعماری با نیروی کار دهقانان فقیر بنگال تولید و سپس به چین صادر می شد. بخش مهمی از درآمد حاصله از این صادرات (که با پول نقره پرداخت می شد) به علاوه بهره برداری از معادن استرالیا و آفریقای جنوبی برای تأمین مالی گسترش امپراتوری بریتانیای کبیر به خدمت گرفته می شد.
هیچ جبران خسارتی به قربانیان قاچاق مواد مخدر در امپراتوری بریتانیا پرداخت نشد. دهقانان بنگال بیش از پیش در فقر فرو می رفتند.
بهره کشی از بردگان اقیانوس اطلس، قاچاق مواد مخدر استعماری جنایتی بود علیه بشریت.
بهره کشی از بردگان و قاچاق مواد مخدر هر دو نژادپرستی را تغذیه می کنند. در سال 1877 سسیل رودز7 « طرح مخفیانه ای » را مطرح کرد که عبارت است از ادغام امپراتوریهای بریتانیا و ایالات متحدۀ آمریکا در یک امپراتوری یگانۀ آنگلو ساکسون :
سسیل رودز
« من اعتقاد دارم که ما زیباترین نژاد جهان هستیم… کافی ست به مناطقی فکر کنید که اکنون پست ترین موجودات از نوع بشر در آنجا زندگی می کنند… چرا جامعۀ مخفی تشکیل نمی دهیم… برای تشکیل یک امپراتوری یگانۀ آنگلو ساکسون…
آفریقا همواره برای ما آماده است، وظیفۀ ماست که آن را بگیریم .. وظیفۀ ماست که از هر فرصتی برای تصرف سرزمینهای بیشتر استفاده کنیم و همواره باید این فکر را مد نظر داشته باشیم که سرزمین بیشتر یعنی خیلی به سادگی نژاد آنگلوساکسونِ بیشتر، بیشتر از بهترین نژاد، انسانی ترین و شایسته ترین نژادی که جهان بخود دیده است. »
بین « جنگ مواد مخدر » قانونی به شیوۀ استعماری که توسط امپراتوری بریتانیا راه اندازی شده بود و ساختار کنونی قاچاق مواد مخدر تداومی وجود دارد : افغانستان در اشغال نظامی ایالات متحده و دولت مخدر فروش در آمریکای لاتین.
امروز قاچاق مواد مخدر تجارتی ست به حجم چندین میلیارد دلار.
دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد8 تخمین زده است که پول شوئی مواد مخدر و دیگر فعالیتهای تبهکارانه در حد 2 تا 5 درصد تولید ناخالص جهانی ست، یعنی بین 800 تا 3000 میلیارد دلار.
پول شوئی مواد مخدر از طریق نظام بانکی در سطح جهانی انجام می گیرد.
رسوائی کراک را به یادبیاورید که در سال 1996 توسط روزنامه نگاری به نام گری وب9 افشا شد. کراک به گروه های آفریقائی آمریکائی در لوس آنجلس فروخته شده بود.
از سال 2001، فروش عمدۀ هروئین و اپیوئید بیش از پیش برای مبارزه علیه نژاد پرستی، فقر و نابرابری اجتماعی « مسلح » می شود.
در حالی که امروز تجارت مواد مخدر منشأ ثروت و ثروت اندوزی ست، به علاوه مصرف هروئین، اپیوئید و اپیوئید سنتتیک به حالت انفجاری درآمده است. در سال 2001، تعداد 1779 آمریکائی در اثر مصرف بالای هروئین جان خود را از دست داده اند. در سال 2016، وابستگی به هروئین موجب مرگ 15446 نفر شده است.
اگر ایالات متحده و هم پیمانانش در ناتو افغانستان را در سال 2001 اشغال نمی کردند، این همه انسان نیز جانشان را از دست نمی دادند.
نویسنده پروفسور میشل شوسودوسکی
ترجمه: حمید محوی
مجله هفته ۲/۶/۲۰۲۰

جستجوی گسترده

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • راز موفقیت - ژوان وایس Open or Close

    راز موفقیت

    "یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد.
    لبخندی زد و گفت:
    موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم
    دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
    دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

    دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
    سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم
    دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

    آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
    اهدافم
    رویاهایم
    ایده هایم و
    سرنوشتم

    روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
    روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
    هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد.
    نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.""

    ژوان وایس

  • سروده‌ای از شفیعی کدکنی Open or Close

     هیچ میدانی چرا چون موج

    در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

      زان که بر این پرده ی تاریک،

                 این خاموشی نزدیک،

                           آنچه می خواهم نمی بینم،

                          و آنچه می بینم نمی خواهم.

  • دین از نظر ژان پل سارتر Open or Close

    دین چیست؟

    عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
    اینطور نیست!
    دین یک صنعت است.
    صاحبى دارد.
    به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى
    و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
    مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول
    در آن جابجا میشود.
    هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود.
    این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند.
    دین یک دستگاه نشر اکاذیب است.
    دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.
    مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند
    و در آن دنیا از عقوبت این درست مثل مافیا است.
    نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت
    قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده مالیات میگیرد
    پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
    دین شراب ناب نیست
    متانول است که مستی میدهد، اما به قیمت کوری

    ژان پل سارتر

  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • قطعنامه از برتولت برشت Open or Close

    قطعنامه

    نظر به اینکه
    ما ضعیفیم
    برای بندگی ما
    قانون ساختید
    نظر به اینکه دیگر
    نمیخواهیم بنده باشیم
    قانون شما در آینده باطل است.

    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    گرسنه خواهیم ماند
    اگر زین بیش تحمل کنیم
    تا که باز
    غارت کنید ما را
    مصممیم که زین پس
    از نان شب که فاقد آنیم
    کسی نیست ما را جدا نماید
    جز شیشه های ویترین.

    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    خانه های بسیار
    در هر کجا به پاست
    ولی ما
    بامی بر سر نداریم
    تصمیم ما بر اینست
    که در این خانه ها بخوابیم
    زیرا که دیگر
    زاغه هامان خوش نمیاید.

    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    ذغالها به خروار
    در انبارهایتان پر است
    ما بی ذغال
    از سردی زمستان میلرزیم
    تصمیم ما بر اینست
    که آن ذغال ها را
    در اختیار گیریم.

    نظر به اینکه
    با توپ وتفنگ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    موفق نمیشوید
    ما را دستمزدی کافی دهید
    خود کارگاهها را
    در اختیار خواهیم گرفت.

    نظر به اینکه بدون شما
    ما را نان کافی خواهد بود
    نظر به اینکه با توپ وتفنگ
    تهدید میکنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم.

    نظر به اینکه
    به گفته های دولت
    ایمان نداریم
    زین پس مصممیم
    رهبری را خود در دست گیریم
    و دنیای بهتری سازیم.

    نظر به اینکه
    تنها زبان توپ را آشنا هستید
    و به زبان دیگری تکلم نمیکنید
    ناچار خواهیم بود
    لوله های توپ را
    به طرف شما برگردانیم

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!