فراخوان مادران دادخواه؛ ۵ دی، روز ادای احترام به کشته‌ شدگان اعتراضات آبان

تعدادی از مادران و بازماندگان معترضان کشته شده و فعالین مدنی در ۴۰ سال گذشته با انتشار فراخوانی روز ۵ دی را به عنوان “روز ادای احترام به کشته شدگان اعتراضات آبان ۹۸” اعلام کرده و سرکوب اعتراضات مردمی اخیر را “جنایت علیه بشریت” توصیف کرده اند. آنها همچنین خواهان

“شناسایی عوامل دست اندرکار این جنایت” شده اند. در بخشی از این فراخوان آمده است: “فرزندان ما در ایران برای برخورداری از آزادی و زندگی انسانی به خیابان می‌ آیند و توسط نیروهای حکومتی به قتل می رسند”.

تعدادی از مادران و بازماندگان کشته شدگان معترضان و فعالین مدنی در ۴۰ سال گذشته با انتشار فراخوانی روز ۵ دی را به عنوان “روز ادای احترام به کشته شدگان آبان ۹۸” اعلام کردند.

در بخشی این بیانیه آمده است: “ما مادران ساکت نمی نشینیم. ما مادران و خانواده های داغدیده که در طی ۴۰ سال فرزندانمان، جان خود را در راه آزادی و برقراری عدالت از دست داده اند، از مردم شریف و آزاده ایران و جامعه بین المللی می خواهیم که روز ۵ دی ماه (۲۶ دسامبر)  مصادف با چهلمین روز کشته شدن فرزندانمان، را روز بین المللی ادای احترام به قربانیان آبان ماه اعلام‌ کرده و با برگزاری مراسم یادبود، یک دقیقه سکوت کنیم یا به هر طریق که می‌توانیم یاد عزیزان مان را گرامی داشته و این جنایات را محکوم کنیم.”

این مادران همچنین خواستار “اعزام کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای بازدید به ایران و تشکیل کمیته حقیقت یاب با حضور و نظارت خانواده‌های آسیب دیده  برای بررسی ابعاد فاجعه و اعلام دقیق تعداد کشته شدگان، مجروحان و بازداشت شدگان و روشن شدن وضعیت فرزندان و هم چنین شناسایی عوامل دست اندر کار این جنایت” شده و اعلام داشته اند: “این جنایت مصداق بارز جنایت علیه بشریت است و باید عوامل مستقیم آن را در دادگاه های بین المللی و علنی به پاسخ گویی بکشانیم تا بتوانیم جلوی تکرار این جنایت ها را بگیریم.”

همزمان منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری از کشته شدگان اعتراضات سراسری آبان نیز با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرام شخصی خود از مردم، ایل بختیاری و تمامی خبرنگاران داخلی و خارجی و صدا سیما و شبکه های جام جم دعوت کرده که در مراسم چهلمین روز کشته شدن پسرش، در روز پنج شنبه ۵ دی ماه در قطعه ۲۶ بهشت سکینه شهرستان کرج شرکت کنند.

متن کامل این فراخوان در ادامه آمده است:

“تا به کی تا چند این همه بازداشت، شکنجه و جنایت؟ ما پیگیرانه دادخواهیم!

فرزندان ما در ایران برای برخورداری از آزادی و زندگی انسانی به خیابان می‌آیند  و توسط نیروهای حکومتی به قتل می رسند. آخرین مورد اعتراضات مردم ایران در اواخر آبان ماه ۱۳۹۸ بود که در اعتراض به بالا رفتن قیمت بنزین شکل گرفت و مردم جان به لب رسیده که خواهان آزادی و پایان دادن به فقر و تبعیض و بی عدالتی هستند، اعتراضشان را در شهرهای مختلف ایران در خیابان ها نشان دادند. پاسخشان از طرف حکومت نیز شلیک مستقیم گلوله و خفه کردن صدایشان با قطع ارتباط آن ها با دنیا از طریق قطع اینترنت بود.

متاسفانه در این اعتراضات صدها نفر به قتل رسیدند و چند هزار نفر بازداشت شدند و هم اکنون زیر شکنجه هستند و حتی به کودکان زیر ۱۸ سال نیز رحم‌ نکرده و بیش از ده کودک کشته شدند.

ما مادران ساکت نمی نشینیم. ما مادران و خانواده های داغدیده که در طی ۴۰ سال فرزندانمان، جان خود را در راه آزادی و برقراری عدالت از دست داده اند، از مردم شریف و آزاده ایران و جامعه بین المللی می خواهیم که روز ۵ دی ماه  (۲۶ دسامبر)  مصادف با چهلمین روز کشته شدن فرزندانمان، را روز بین المللی ادای احترام به قربانیان آبان ماه اعلام‌ کرده و با برگزاری مراسم یادبود، یک دقیقه سکوت کنیم یا به هر طریق که می‌ توانیم یاد عزیزانمان را گرامی داشته و این جنایات را محکوم کنیم. ما همچنین خواهان اعزام کمیسر عالی حقوق بشر و گزارش ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای بازدید به ایران و تشکیل کمیته حقیقت یاب با حضور و نظارت خانواده‌ های آسیب دیده برای بررسی ابعاد فاجعه و اعلام دقیق تعداد کشته شدگان، مجروحان و بازداشت شدگان و روشن شدن وضعیت فرزندانمان و هم چنین شناسایی عوامل دست اندرکار این جنایت هستیم.

به گمان ما این جنایت مصداق بارز جنایت علیه بشریت است و باید عوامل مستقیم آن را در دادگاه های بین المللی و علنی به پاسخگویی بکشانیم تا بتوانیم جلوی تکرار این جنایت‌ها را بگیریم.

امضا کنندگان و از فعالان جنبش دادخواهی در ایران: ناهید شیربیشه (مادر پویا بختیاری– کشته شده در ۲۶ آبان ۱۳۹۸- دادخواه) / آمنه قادری (مادر زانیار و لقمان مردادی که در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شدند و همسر اقبال مرادی که در ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ترور شد-  دادخواه) / شرافت زرینی (مادر رامین و اشرف حسین پناهی- رامین در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شد و اشرف در ۶ مهر ۱۳۸۷ در مرگی مشکوک کشته شد- و مادر زندانی سیاسی افشین حسین پناهی- دادخواه) / جلیله جعفری و شعله پاکروان (مادر بزرگ و مادر ریحانه جباری- اعدام شده در ۳ آبان ۱۳۹۳- دادخواه) / قدم خیر فرامرزی (مادر شهرام و بهرام احمدی- شهرام در ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ و  بهرام در ۷ دی ۱۳۹۰ اعدام شدند- دادخواه) /  زهرا پور رحیم (مادر علیرضا مددپور- کشته شده در ۶ شهریور ۱۳۹۵- دادخواه) / مهوش علاسوندی (مادر محمد و عبداله فتحی- کشته شدگان ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰- دادخواه) / شهناز اکملی (مادر مصطفی کریم بیگی – کشته شده در ۶ دی ۱۳۸۸- دادخواه) / شهین مهین فر (مادر امیرارشد تاجمیر – کشته شده در ۶ دی ۱۳۸۸- دادخواه) / حوریه گلستانی (مادر بهنود رمضانی – کشته شده در ۲۴ اسفند ۱۳۸۹- دادخواه) / اکرم نقابی (مادر سعید زینالی- ناپدید شده از ۲۳ تیر ۱۳۷۸- دادخواه) / گل جهان اشرف پور (مادر اکبر محمدی- کشته شده در ۸ مرداد ۱۳۸۵) / مرسده محسنی (از مادران و خانواده‌های خاوران- خواهر مجتبی محسنی از کشته شدگان شهریور ۱۳۶۷)”

پیشتر میشل باچله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۵ آذر با انتشار بیانیه ای خواستار انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه در خصوص سرکوب شدید اعتراضات آبان ماه ۹۸ در ایران شده بود: “لازم است که در چنین شرایطی با این تعداد زیاد کشته‌شدگان گزارش شده، مقامات با شفافیت بیشتری عمل کنند. آنان باید فورا نسبت به تمامی نقض‌های صورت گرفته از جمله کشتن معترضان، و مرگ‌های گزارش شده و سوءرفتار در بازداشتگاه‌ها اقدام به تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه کنند و افراد مسئول باید مورد بازخواست قرار بگیرند. به نظر میرسد که حقوق مندرج در کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران هم آن را تصویب کرده و ملزم به رعایت آن است در موارد متعددی نقض شده است”.

از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. قاسم میرزایی نیکو، نماینده دماوند در مجلس مدعی شد در این اعتراضات بیش از ۱۳۰ نفر کشته شده‌اند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

ویدئوها


متن کامل صحبت‌های سپیده قلیان از زندان قرچک

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • از نیچه Open or Close

    از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید. از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد ولی هرکز آن را نخوانده است...!!

    (نیچه)

معرفی کتاب

نرگس (دختر کارگر) -  داستان


 انسان در سیستم تفکر اسلامی


 شیوه تولید آسیائی و ساختار اقتصادی جامعه ایران


 تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی


سیمای دیگری از استالین - ترجمه


 گرگ‌ها و انسان‌ها -  داستان


 تغییرات اجتماعی و نطام خانواده در ایران


  مزدک، خدا و اهریمن - داستان


حقوق زن در ایران

Go to top

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!