هشتِ مارس روز جهانی زن را گرامی میداریم!

هیچ انقلابی بدون حضور سیاسی و اجتماعی زنان تحقق نخواهد یافت!

امسال در شرایطی به استقبال ۸ مارس روز جهانی زن میرویم، شاهد تغییر و تحولات سیاسی در طول یک سال گذشته در ایران بوده ایم. طی خیزشها و مبارزاتی که برعلیه نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی صورت گرفته،

زنان برای تغییر شرایط موجودشان از ستم جنسیتی و طبقاتی در بطن این مبارزات نقش بارز و چشمگیری داشته اند. آنان با صف گسترده و مبارزات پیگیر خود در حالیکه بهای سنگینی تا کنون از دستگیری، زندان، شکنجه و به قتل رسیدن داده اند، اما توانسته اند ثابت کنند که نیروی عظیمی هستند و آزادی جامعه بدون به میدان آمدن این نیرو امکانپذیر نخواهد بود.

جنبشی که امروز در خیابانها و دانشگاهها در جریان است و زنان بخش وسیعی از آن را شامل میشوند، محصول تحرکات وسیعی از زنان در طول چهار دهه یعنی از مقطع انقلاب ۵٧ تا کنون میباشد، که زنان را درتجمعات وسیع به خیابانها، دانشگاهها و در اعتصابات کارگری همدوش با همرزمان کارگران مرد به مبارزه دسته جمعی کشانده است. زنان در این مبارزه خستگی ناپذیر در طول این سالها رژیم استبداد اسلامی را برای احقاق حقوق خود به چالش کشیده اند. ظلم و ستم بی حد وحصری که به دلیل جنس زن بودن بر آنها روا شده است، آنها را از تکاپوی مُدام و مبارزه برای برابری درحقوق فردی و جایگاه اجتماعی خود و کسب آزادی باز نداشته است.

بر اثر بیکاری های وسیع و شرایط بد اقتصادی در ایران که اولین قربانیانش را از میان زنان گرفته و می گیرد. زنان کارگر زیادی به علت اینکه همسرانشان به دام اعتیاد افتاده اند و یا بیکار هستند ناچاراند از همسرانشان جدا شوند و یا در زندگی مشترکشان یک بخش از بار اقتصادی و تامین معاش خانواده را به عهده بگیرند. همراه این تهاجم بی رحمانه و دستبرد آشکار به سطح زندگی و معیشت کارگرانی که نان خالی را نیز به زحمت می توانند برسر سفره خود بیاورند و تعیین حداقل دستمزد در زیر خط فقر که آن نیز عموما با تأخیر پرداخت می شود، فشار کار و ساعات کار رو به افزایش، استثمار کارگران را بیش از پیش تشدید نموده، فقر، گرسنگی، سیه روزی و شرایط بسیار دشوار و طاقت فرسائی را بر کارگران و خانواده های کارگری تحمیل نموده است. در این میان زنان کارگر چه در نقش همسر وچه در نقش مادر خانواده، بیشترین مسئولیت و فشار را از نظر سازمان دادن معیشت خانواده را متحمل میشوند. از سوی دیگر، با دشوار تر شدن شرایط کاری و زیستی و تحت فشار های اقتصادی خشونت های خانگی هم بالا  گرفته و زنان از این سو هم باید تاوان بحران مسائل خانوادگی را در خانه هایشان بپردازند. در مجموع با تنگ تر شدن فشارهای ناشی از بحران اجتماعی پیامدهای مخاطرات اجتماعی رو به افزون بوده و خانواده های کارگری را بیشتر تهدید می نماید. و نتیجه آن تا کنون با فاجعه افزایش کودکان خیابانی و دختران فراری و خود فروشی همراه و ختم شده است.

دستمزد نابرابر در ازای کار برابر در مورد زنان و مردان شاغل تنها مختص به زنان شاغل ایران بویژه زنان کارگر نیست. بلکه این مشکل و اجحافی است که در سراسر دنیا و همه کشورها موجود است.اما در ایران فاصله فاحشی بین دستمزدهای کارگران زن با کارگران مرد وجود دارد که در کمتر جایی می توان این درجه از اجحاف را مشاهده نمود. طبق تحقیقات بعمل آمده: " نسبت دستمزد زنان کارگر نسبت به مردان یک سوم و در بهترین حالت دو سوم است ". مزایای کاری، بیمه درمانی و حق بیمه بیکاری و بازنشستگی از دیگر حقوق نادیده گرفته شده ی بخش بزرگی از زنان کارگر در ایران است که وضعیت بمراتب بدتر آنان را نسبت به مردان کارگر نشان میدهد.

اگر در وضعیت دستمزد زنان کارگر دقت کنیم، می بینیم زنان کارگر در کارگاههای کوچک و یا بخش‌های خدماتی در حالی که یک سوم و حتا تا یک ششم حداقل دستمزد را دریافت می‌کنند که به جای ۸ ساعت کار روزانه مجبور به انجام ۱۲ ساعت کار در روز می‌شوند. استثمار وحشیانه ایی که در مورد کار زنان در ایران مشاهده می کنیم، وضعیت زنان کارگر را هر روز بمراتب دشوارتر نموده و آنها را به خط زیر فقر بیشتر سوق داده است.

مبارزه زنان کارگر به شکل مستقل و به شکل حمایتهای خانوادگی بر علیه نابرابریها در سطح جنبش کارگری همیشه بقوت خود باقی بوده است، زنان کارگر نیشکر هفت تپه همدوش و همراه با مردان کارگر در اعتراضات و اعتصابات نیشکر هفت تپه، به تمامی زنان کارگر که نصفی از جمعیت طبقه امان را رقم میزنند، راه اتحاد و همبستگی، مبارزه طبقاتی و باور به نیروی خود را نشان دادند.

از مشکلات اجتماعی که بخشی از زنان زحمتکش با آن مواجه هستند، به علت عقب ماندگیهای یک جامعه مرد سالار و قوانین نهادینه  شده مذهبی در رابطه با زنانی که جدا شده اند و یا همسران خود را از دست داده اند این زنان نه تنها از امنیت برخوردار نیستند، بلکه با چشم حقارت و عدم اعتماد با آنها برخورد شده و مرتبا مورد مزاحمت و اذیت و آزار جنسی قرار می گیرند.  مسئله صیغه (فحشاء موقت) که زنان از این طریق مورد تحقیر و بی حرمتی قرار می گیرند در ضمن اینکه در این روابط کالایی زنان مورد سوء استفاده های جنسی قرار می گیرند، در واقع با مشروعیت دادن شرعی و قانونی به عنوان یک شغل که زنان بتوانند بخشی از درآمد خود را از این راه جبران نمایند، سعی شده در جامعه به عنوان یک شغل که زنان علیرغم خواست خود ناچاراند به آن تن دهند تا بدین وسیله یک بخش از نیازهای مالی انها تامین شود رسمیت داده شود.

درصد بالایی از زنان سرپرست خانواده را برعهده دارند. که از مجموع زنان سرپرست خانوار کمتر از ۲۰ درصد شاغل بوده و حدود ۸۰ درصد آن‌ها بیکار می‌باشند.

به علت عدم تامین اجتماعی و اینکه دولت هیچ مسئولیتی در قبال زنانی که کار ندارند یا مشاغل خود را از دست میدهند، تن فروشی یکی از مشاغل رایج در ایران است. بنا به تحقیقات، میزان زنان تن فروشی که به عوارض مشکلات روحی- روانی و شوک های ناشی از این کار دچار می شوند، همان قدر بالاست که قربانیان جنگی، تجاوز و شکنجه دچار آن هستند. در منجالبی که این زنان دست و پا میزنند فقط به تن فروشی ختم نمیشود معمولا زنان تن فروش به مواد مخدر معتاد شده و یا خارج از اندازه الکل می نوشند تا بتوانند وضعیت و موقعیتی که بر انها تحمیل شده بتوانند تحمل کنند. تن فروشی یا تجارت سکس علاوه بر اینکه ریشه در مناسبات سرمایه داری دارد بلکه استثمار جنسیتی ربط مستقیم هم به روابط مردسالاری دارد. در این تجارت سکس که سودهای کلانی برای دلالان و واسطه گرها دارد، خود جمهوری اسلامی در تمام این سالها یک پای اصلی این ماجرا در صادر کردن زنان به کشورهای عربی بوده، و ثروتهای کلانی از این راه اندوخته نموده است.

رژیم جمهوری اسلامی زیر پوشش شرع اسلام ، سوء استفاده جنسی از کودکان دختر را قانونی نموده، در سال های اخیر ازدواج دختران ۹ ساله تا ۱۴ یا ۱۵ ساله با مردان مسن در ایران کم نبوده است. قانونی شدن ازدواج سرپرست خانواده با فرزند خوانده یکی دیگر از قوانین ارتجاعی است که به اجرا در آمده است.

حاکمیت ارتجاع اسلامی با نهادینه نمودن قوانین قرون وسطایی ضد زن بیشترین تبعیض جنسیتی و طبقاتی را بر زنان  اعمال نموده و از نظر اقتصادی– سیاسی و اجتماعی آنها را درموقعیت درجه دوم قرار داده است. باز گرداندن زنان به کنج خانه و محروم ساختن آنها از اشتغال، وابسته کردن هرچه بیشتر آنها از نظر اقتصادی به مردان، خشونت و سرکوب روز افزون بر آنها، نهادینه شدن کنترل مردان بر زند گی زنان، مردسالاری و نابرابری فزاینده یی را از نظر اجتماعی بر زنان حاکم نموده است. فرودستی و تبعیض و نابرابری، فقدان تأمین اجتماعی و سرکوب و خشونت بر زنان که ریشه در نظام سرمایه داری دارد شرایط دشواری را برای زنان تحت سلطۀ حکومت ارتجاعی اسلامی در ابعاد گسترده یی ایجاد نموده است.

در این راستا است اعتراض و مبارزۀ زنان بر علیه این همه نابرابری و بربریت حکومت اسلامی به اشکال مختلف و بطور تعطیل ناپذیری ادامه داشته و خود را در جنبشهای توده ایی نشان داده است.  

ما شاهد بودیم که در جنبش توده ای ۸۸ زنان در صف مقدم اعتراضات چند میلیونی قرار گرفتند و خیابانهای شهر را به اختیار خود در آوردند. و با حرکت ومبارزه خود نشان دادند که دیگر ابزار پیش برد سیاست های اصلاح طلبان رژیم کار ساز نیست. آنها از سیاستهای اصلاح طلبان و لیبرالها عبور نمودند و با مبارزات رادیکال خود نشان دادند که بدون تعرض به مناسبات سرمایه جمهوری اسلامی نمی توان خواهان حل مسئله زن بطور واقعی شد.

در خیزش دیماه ۹۶ که بمدت ده روز بطول انجامید، زنان در صف مقدم با تمام توان برعلیه ارتجاع جمهوری اسلامی به مبارزه بر خاستند، از دستگیر شدن، زندان و اعدام نهراسیدند و با زیر سوال بردن جناحهای حکومتی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند. بموازات این مبارزات بطور روزمره مبارزات زنان معلم، پرستاران ، دانشجویان و سالمندان ادامه داشته ، و با صدای رسا متحد و متشکل خواهان کسب مطالبات خود و برکناری جمهوری اسلامی شده اند.  

در برگزاری اول ماه مه سال گذشته در جلو مجلس، زنان در برگزاری این روز نقش فعال داشتند، کما اینکه تعدادی دستگیر شدند و ندا ناجی از شرکت کنندگان این روز در زندان به قید ضمانت چند روز پیش آزاد شد.

در خیزش آبانماه ۹۸ که خیزش توده ایی دیگری برعلیه جمهوری اسلامی سطح خیابانها و هر کوچه و برزنی را بخود اختصاص داد، زنان با تمام وجود در صحنه مبارزات بودند. جمهوری اسلامی با قساوت و بیشرمی تمام و ترس از این حرکت سراسری به صف اعتراض کنندگان شلیک کرد، بیش از هزاران نفر کشته شدند و چندین هزار نفر دستگیر شده اند، که هنوز خانواده های این دستگیر شدگان از وضعیت آنها بیخبرند. هر روز جنازه تعدادی از این افراد در حاشیه شهرها در آب رودخانه ها و یا بطور سوخته پیدا میشود، که تعدادی از این جنازه ها زنان میباشند.

زنان در سطح جنبشهای اجتماعی از جمله: جنبش زنان و دانشجویی با حضور فعال و مبارزه ایی پیگیر به جمهوری اسلامی ثابت نمودند که با پایمال نمودن حق و حقوق زنان و به شمار نیآوردن آنها در عرصه های اجتماعی نخواهد توانست خط بطلان بر آنها و مبارزه اشان بکشند.

زنان تمام عرصه های مبارزاتی را بخود اختصاص داده اند، زنان زندانی جنبشهای اجتماعی و حامیان جنبش کارگری مقاومت و استقامتشان در مقابله با شکنجه و حکمهای سنگین، سرکوبگران جمهوری اسلامی را به استیصال واداشته است.      

  

مبارزه ایی که هم اکنون در جریان است و زنان نقش تعیین کننده ایی در آن دارند، این مبارزه انعکاس سخنان زن کارگر نیشکر هفت تپه یی است که در جریان اعتصاب کارگران را برای ادامۀ مبارزه بر علیه کارفرماها و دولت سرمایه اسلامی بسیج نمود. نکتۀ قوت این مبارزه مبارزۀ خانواده های کارگری بویژه زنان آنها است که دوشادوش همسرانشان برای متحقق شدن مطالبات و خواسته هایشان ایستاده اند. این مبارزه انعکاس مبارزه جنبش زنان، دانشجویان، معلمان، پرستاران، زنان کشاوز، زنان زندانی و زنان حامی جنبش کارگری است.  این اعتراضات با وجود اینکه تا کنون با سرکوبهای بیرحمانه، دستگیری و زندان روبرو بوده و بهای سنگینی پرداخته است؛ اما هنوز در صحنۀ خیابانها در جریان است. ممنوعیت ها و خط قرمزها را پشت سر گذاشته برعلیه قوانین ارتجاعی مذهبی و برعلیه پوشش و حجاب تا رفع هر گونه ستم جنسیتی و طبقاتی برخاسته است و تا سرنگونی جمهوری اسلامی پا برجا خواهد ماند.

در برهه ایی از تاریخ هستیم که هیچ مبارزه سیاسی اجتماعی در هیچ نقطه ایی از جهان بدون سازماندهی شدن نیمی از جمعیت مبارزان و معترضان در آن عرصه که رادیکالترین و پی گیرترین بخش آن یعنی زنان، به پیروزی نخواهد رسید. رفع ستم جنسیتی و طبقاتی در گرو لغو مالکیت خصوصی و در هم شکستن مناسبات سرمایه داری به دست توانای طبقه کارگر، که خود زنان نیمی از این طبقه را شامل میشوند امکانپذیرخواهد بود.

۸ مارس امسال همگام و همراه با زنان مبارز و آزاده ایی که با بربریت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی برای خواستهای اقتصادی، آزادیهای فردی و اجتماعی اشان در کنار مردان مبارز و آزاده خود به مبارزه مشغولند و تا کنون ثابت شده است تحقق بسیاری از خواستها و مطالبات بدون حضور آنها امکانپذیر نبوده است، را گرامی میداریم.

زنده و پیروز باد جنبش زنان در اتحاد و همبستگی با دیگر جنبشهای اجتماعی!

مارچ۲۰۲۰

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

ویدئوها


متن کامل صحبت‌های سپیده قلیان از زندان قرچک

سروده‌ها و بیانات مترقی و انقلابی

  • مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید: Open or Close
    مادر مصطفی کریم بیگی سخن میگوید:
    ‏٣٧ سال پيش با وجود مصطفايم مادر شدم ، هيچ نميدانستم مادر شدنم عجين شده با چنين روزهاي پر دردي ، هيچ نميدانستم ٢٦ سال بعد بايد كوچه به كوچه دنبال فرزندم بگردم و در سردخانه اي در جنوب شهر شناسايي اش كنم ، هيچ نميدانستم روزي در دادگاه بايد مقابل قاضي بنشينم بگويم.
    ‏چون يك مادرم چنين و چنان كردم ،تولد مصطفي و مسير زندگي اش از من زن ديگري ، مادر ديگري و انسان ديگري ساخت و چه خوب كه من با وجود مصطفي مادر شدم. 
    مصطفي دليلي شد تا در خودم زن ديگري را كشف كنم كه ميتواند تا انتهاي مبارزه با ظلم برود ،تهديد بشود و اسيب ببيند اما همچنان دادخواه بماند.
    ‏من آن زن ديگر را با تمام رنج هايش دوست ميدارم زيرا هديه مصطفي به من است كه با تولدش و مسير زندگي اش به من هديه كرد 
    پسرم تولدت مبارك 
    ٢١ ارديبهشت ١٣٩٩
    مادرت شهناز
  • از مرگان فریمن Open or Close

    مرگان فریمن:
    در حال حاضر در ۱۷۹ کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از ۵۰ خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا به حال از هیچ کدام از خداها کمک نیامده.
    ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هر کس از خدای خود تشکر می‌کند.

  • سروده‌ای از احمد شاملو Open or Close

    یاران ناشناخته ام

    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
    ***
    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبان شررافشان:

    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! …
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن
    ***
    بادی شتابناک گذر کرد
    بر خفتگان خاک،
    افکند آشیانه متروک زاغ را
    از شاخه برهنه انجیر پیر باغ …

    خورشید زنده است !
    آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشید را
    من
    روشن تر،
    پر خشم تر،
    پر ضربه تر شنیده ام از پیش…

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    از پشت شیشه ها
    به خیابان نظر کنید !
    از پشت شیشه ها …..
    ***
    نو برگ های خورشید
    بر پیچک کنار در باغ کهنه رست .
    فانوس های شوخ ستاره
    آویخت بر رواق گذرگاه آفتاب …
    ***
    من بازگشتم از راه،
    جانم همه امید
    قلبم همه تپش .
    چنگ ز هم گسیخته زه را
    زه بستم
    پای دریچه،
    بنشستم
    و ازنغمه ئی
    جام لبان سرد شهیدان کوچه را
    با نوشخند فتح
    شکستم :

    آهای !
    این صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    که اینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن …

    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید
    خون را به سنگفرش ببینید !
    خون را به سنگفرش بینید !
    خون را به سنگفرش  ….

                                                احمد شاملو

  • سروده‌ای از فروغ فرخزاد Open or Close

    آیه‌های زمینی

    آنگاه
    خورشید سرد شد
    و برکت از زمین ها رفت
    ‪ ‬

    سبزه ها به صحراها خشکیدند
    و ماهیان به دریاها خشکیدند
    و خاک مردگانش را
    زان پس به خود نپذیرفت


    شب در تمام پنجره های پریده رنگ
    مانند یک تصور مشکوک
    پیوسته در تراکم و طغیان بود
    و راهها ادامهء خود را
    در تیرگی رها کردند


    دیگر کسی به  عشق نیندیشید
    دیگر کسی به فتح نیندیشید
    و هیچکس
    دیگر به هیچ چیز نیندیشید


    در غارهای تنهائی
    بیهودگی به دنیا آمد
    خون بوی بنگ و افیون میداد
    زنهای باردار
    نوزادهای بی سر زائیدند
    و گاهواره ها از شرم
    به گورها پناه آوردند


    چه روزگار تلخ و سیاهی
    نان ، نیروی شگفت رسالت را
    مغلوب کرده بود
    پیغمبران گرسنه و مفلوک
    از وعده  گاههای الهی گریختند
    و بره های گمشدهء عیسی
    دیگر صدای هی هی چوپانی را
    در بهت دشتها نشنیدند
    ‪ ‬

    در دیدگان آینه ها گوئی
    حرکات و رنگها و تصاویر
    وارونه منعکس میگشت
    و بر فراز سر دلقکان پست
    و چهرهء وقیح فواحش
    یک هالهء مقدس نورانی
    مانند چتر مشتعلی میسوخت


    مرداب های الکل
    با آن بخارهای گس مسموم
    انبوه بی تحرک روشنفکران را
    به ژرفای خویش کشیدند
    و موشهای موذی
    اوراق زرنگار کتب را
    در گنجه های کهنه جویدند
    خورشید مرده بود
    خورشید مرده بود ، و فردا
    در ذهن کودکان
    مفهوم گنگ گمشده ای داشت
    ‪ ‬

    آنها غرابت این لفظ کهنه را
    در مشق های خود
    بالکهء درشت سیاهی
    تصویر مینمودند
    ‪ ‬

    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد
    ‪ ‬

    گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
    این اجتماع ساکت بیجان را
    یکباره از درون متلاشی میکرد
    آنها به هم هجوم میآوردند
    مردان گلوی یکدیگر را
    با کارد میدریدند
    و در میان بستری از خون
    با دختران نابالغ
    همخوابه میشدند
    ‪ ‬

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون  میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های آب


    شاید هنوز هم
    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
    یک چیز نیم زندهء مغشوش
    بر جای مانده بود
    که در تلاش بی رمقش میخواست
    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها


    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته ، ایمانست


    آه ، ای صدای زندانی
    آیا شکوه یأس تو هرگز
    از هیچ سوی این شب منفور
    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
    آه ، ای صدای زندانی
    ای آخرین صدای صداها...

  • سروده‌ای از علی رسولی Open or Close

    سرود ملی را نمیخوانم
    امروز روز جمهوری است
    و پرچم‌های استقلال
        همه جا پیداست
    رئیس جمهور خوش بخت است
    پر نگاهش تمام سربازهای دنیا رژم می‌روند.
    تمام کلاه‌خودها مقدسند.

    امروز روز جمهوری‌است
    و من
    مانند همیشه
    به جست و جوی کار برخاسته‌ام
    سرمائی در تنم دارم
    و زندگی واژه‌ای‌ست سخت
    که شیده‌های خسته‌ی برخاستنم
        را رنگ بخشیده است.

    سال‌هاست
    با دست‌های زخمی‌ام
    زمین را می‌آزمایم
    تا در پس هر غروب غمگین
    عرق پیشانی‌ام تندیس فردا شود.

    امروز روز جمهوری است
    رئیس جمهور خوش بخت است
    در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می‌روند.
    من میان پرچم‌های در اهتزار
    گرسنگی را فریاد می‌زنم.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    سرود من نوائی‌ست بی وطن
    و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

    امروز روز جمهوری است
    در هیچ کارخانه و معدنی
    کارفرمائی مدح نمی‌شود.
    چهره‌ی قهرمانی
        که دستور کشتار داده است.
    بر دیوار هیچ خانه‌ی سردی نیست.

    من سرود ملی را بلد نیستم
    من سرود ملی را نمی‌خوانم.

                     سراینده: علی رسولی

  • سروده‌ای از سهراب سپهری Open or Close

    زندگی ذره كاهیست ، كه كوه‌اش كردیم
    زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم


    زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،
    زندگی نیست بجز دیدن یار ،

    زندگی نیست بجز عشق ،
    بجز حرف محبت به كسی ،

    ورنه هر خار و خسی ،
    زندگی كرده بسی ،

    زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،
    دو سه تا كوچه و پس كوچه 
    و اندازه ی یك عمر بیابان دارد .

    ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
    در این فرصت کم ؟! ...

  • از نیچه Open or Close

    از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید. از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد ولی هرکز آن را نخوانده است...!!

    (نیچه)

معرفی کتاب

نرگس (دختر کارگر) -  داستان


 انسان در سیستم تفکر اسلامی


 شیوه تولید آسیائی و ساختار اقتصادی جامعه ایران


 تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی


سیمای دیگری از استالین - ترجمه


 گرگ‌ها و انسان‌ها -  داستان


 تغییرات اجتماعی و نطام خانواده در ایران


  مزدک، خدا و اهریمن - داستان


حقوق زن در ایران

Go to top

انقلاب قهرآمیز علیه رژیم سرمایه‌داری ایران و در پی آن ساختمان سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در راه است. آماده شویم!