در اصفهان
در زاینده رود بجای آب، سیل مردم، فریاد مرگ بر رژیم حاکم، مشت‌های گره کرده با شکم‌های گرسنه، لبهای تشنه و خون جاری است. این سیل‌ بنیان رزیم ایران را از بن میلرزاند و آن را بر لب پرلگاه نیستی میکشاند. این روند تاریخ است.
پاسخ به حسن مرتضوی در بحث استالین زدایی. جناب خلیق از آن شاعری که سرود: «سلام ای سازمان فردا»! خجالت نمی کشی؟ از صورت سیلی خورده‌ی همان شاعر در هشتی کمیته مشترک خجالت نمی کشی؟ جناب مرتضوی می خواهید سرود یاد مستان دهید؟ 
در سایت حزب کمونیست ایران به تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۹۹نوشته‌یی از عباس منصوران با عنوان "ب‍رگی از تاریخ حزب کمونیست روسیه" درج گردیده است. به علت تحریفات تروتسکیستی رویدادهای تاریخی اتحاد شوروی در این مقاله، لازم می‌آید تا واقعیت رویدادهای اتحاد شوروی آشکار بیان گردد. نوشته زیر

غارتگری آب به چه قیمتی؟

همه ملت ایران نیک میدانند که استان اصفهان بعد از استان سیستان و بلوچستان و استان یزد سومین استان خشک ایران با آورد آبی نزولات آسمانی سالانه حدود ۹۵ میلیمتر است، در اینکه مردم شریف استان اصفهان برای حیات زندگی خود به آب شرب احتیاج دارند هیچ شکی نیست و دولت مکلف و موظف به تامین آب شرب استان اصفهان است، ولی در بحث غارتگری آب توسط مسئولین استان اصفهان، اصلا آب شرب مردم، مقصود ما نیست.
 هدف ما آن ۹ کارخانه عظیم فولاد سازی در استان کم آب و خشک اصفهان است
 هدف ما کارخانه اتومبیل سازی در استان اصفهان (شهرستان کاشان) در حاشیه کویر و در استان کم آب و خشک اصفهان است.
 هدف ما آن ۷۰۰۰ هکتار شالیزار برنج در منطقه لنجان استان کم آب و خشک اصفهان است.
 هدف ما یکی از بزرگترین صنایع و کارخانجات نظامی خاورمیانه (صنایع نظامی شاهین شهر) در استان کم آب و خشک اصفهان است.
 هدف ما صنعت عظیم و عریض و طویل پر مصرف آب ذوب آهن در استان بی آب و خشک اصفهان است.
 هدف ما آن صنایع ناهمتراز و ناهمگنی است که در قالب شهرکهای متعدد صنعتی در جای جای استان بی آب و خشک اصفهان جای خوش کرده اند، است.
 هدف ما آن کشاورزیهای چند ده هزار هکتاری غرقابی در استان بی آب و خشک اصفهان است.
 هدف ما حجم بیش از حد فضای سبز خطی با مصرف بیش از حد آب در استان بی آب و خشک اصفهان است.
 و . . . . . . . .
 مضافا بر اینکه استان اصفهان از طریق طرحهای انتقال آب (کوهرنگ ۱، کوهرنگ ۲، کوهرنگ ۳ و . . .) از استان چهارمحال و بختیاری هم اکنون بیش از ۸۰۰.۰۰۰.۰۰۰ متر مکعب آب برداشت میکند و همچنین همین استان اصفهان مجددا میخواهد از طریق طرحهای انتقال آب (چشمه لنگان، خدنگستان، بهشت آباد، تونل گلاب، خرسان و .  . . ) از استان چهارمحال و بختیاری باز آب بسیار بیشتری برداشت کند و نکته قابل توجه اینکه غالب این طرح ها هم مورد تایید سازمان حفاظت محیط زیست نیست.
 اگر بحث مقدار آبی که خود استان اصفهان دارد را کنار بگذاریم، بخواهیم به مقدار آبی که هم اکنون و در آینده استان اصفهان از استان چهارمحال و بختیاری برداشت کند بپردازیم، این برداشتها به بیش از ۲.۵ میلیارد متر مکعب آب میرسد.
 طبق قانون آب مجازی برای تولید ۱ کیلوگرم برنج ۴۰۰۰ لیتر آب نیاز است و نکته قابل توجه اینجاست که توسط تمامی کارشناسان در همه جای دنیا تأکید میشود که کشت برنج فقط باید در مناطق مرطوب و مناطقی که بیش از ۶۰۰ میلیمتر بارش سالانه دارند انجام شود، ولی هم اکنون در استان اصفهان حدود ۷۰۰۰ هکتار شالیزار برنج وجود دارد و مضافا بر اینکه استان اصفهان با بارش سالانه ۹۵ میلیمتری و به دلیل پایین بودن غنای خاک و کویری بودن منطقه، سالانه بیش از ۳۰۰۰ میلیمتر تبخیر آب دارد و طبق برآورد صورت گرفته برای تولید هر ۱ کیلوگرم برنج در این استان حدودا بیش از ۲۲ هزار لیتر آب مصرف میشود، واقعا این تولید ناهمتراز غیر اقتصادی در وسط کویر به چه قیمتی؟
 طبق قانون آب مجازی در دنیا برای تولید هر ۱۰۰۰ کیلوگرم فولاد بیش از ۲۳۰ هزار لیتر آب مصرف میشود، واقعا چنین تولیداتی در یک استان خشک آن هم با ۹ کارخانه بسیار بزرگ فولاد سازی به چه قیمتی؟
 از طرفی باید دید سهم استان اصفهان از تراز تولید ناخالص ملی(GDP) کشور چقدر است که این استان به تنهایی این همه حجم آب را دارد مصرف میکند، طبق قوانین بین المللی در دنیا از هر ۱ متر مکعب آب بیش از ۲.۵ دلار آمریکا درآمد و بیش از ۴.۵ کیلوگرم محصول برداشت میکنند، ولی در کشور ما از هر ۱ متر مکعب آب در حدود ۲۵ سنت آمریکا درآمد و در حدود ۷۵۰ گرم محصول برداشت میشود. با همه این اوصاف به این نوع نگرش چیزی جز غارتگری میتوان گفت؟ اگر واقعا مسئولین اصفهان و شخص جناب حاج رسولیها که بر صندلی مدیریت منابع آب ایران تکیه زده اند بخواهند با این رویه پیش بروند، از هم اکنون باید غزل خداحافظی کار و زندگی و فعالیت در استان اصفهان را خواند، چون با این عملکرد ناصواب هم استان اصفهان در آینده ای نه چندان دور بخاطر فقر آبی محکوم به فنا خواهد بود و هم استان چهارمحال و بختیاری محکوم به نابودیست.
 در نتیجه بدون شک کشور ایران در کمتر از ۵ سال آینده آبستن درگیریهای شدیدی بر سر آب در مناطق مرکزی خواهد بود و آب به پاشنه آشیل نظام تبدیل خواهد شد.
 مسئولین کشور باید به شدت نبود آب در ایران را جدی بگیرند.
 بر اثر بی آبی خیلی از شهرهای کویری ایران مجبور به ترک سکونتگاههای خود خواهند شد و به شهرهای دیگر مهاجرت میکنند و بحران امنیت ملی پدید خواهد آمد.
نویسنده: حمیدرضا رمضانی، کارشناس ارشد هیدرولوژی و بحران خشکسالی

مصاحبه در مورد عرفان مولوی

مصاحبه در مورد محیط زیست

مصاحبه در مورد فاشیسم